فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۳۰۰۳۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۹ - ۲۸-۱۲-۱۳۹۵
کد ۵۳۰۰۳۲
انتشار: ۱۲:۱۹ - ۲۸-۱۲-۱۳۹۵

زهر و عسل

روزی روزگاری در زمان های قدیم مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت

یک روز می خواست دنبال کاری از مغازه بیرون برود.

به شاگردش گفت : این کوزه پر از زهر است.

مواظب باش به آن  دست نزنی و من و خودت را در دردسر نیندازی.

شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد واستادش رفت.

شاگرد هم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت.

و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه  گرفت و بعد به دکان برگشت.

و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.

خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید : چرا خوابیده ای؟

شاگرد ناله کنان پاسخ داد : تو که رفتی من سرگرم کار بودم.

دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت.

وقتی من متوجه شدم از ترس شما زهر توی کوزه را خوردم.

و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم.
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
۵ راهکار طلایی برای کنترل خشم کودکان / چه زمانی از متخصص کمک بگیریم؟ رنگ سال ۲۰۲۷ معرفی شد؛ آبی درخشان در صدر ترندهای مد و طراحی (+عکس) اولفبرت، شمشیری که با فناوری آینده ساخته شده است (+عکس) قدیمی ترین نقشه ایران چه زمانی کشیده شد؟(+عکس) کشف غیرمنتظرۀ بازی «دوز» در دیوار شهر باستانی (عکس) بازیابی اعتمادبه‌نفس با این قانون ۵ ثانیه‌ای زمانی پشت‌ مو حرف اول را در خوش‌تیپی مردان می‌زد! / مدل‌های مو و پوشش مردان دهه ۱۹۸۰ (+ عکس) قابلمه سوخته چگونه تمیز می‌شود؟ + معرفی چند راهکار خانگی موثر پختن تخم مرغ عسلی، اگر بلد نباشید کار سختی است! از واتیکان تا نائورو؛ کوچک‌ترین کشورهای جهان کدام‌اند؟(+عکس) چرا بعضی‌ها بعد از یک حادثه دیگر مثل قبل نمی‌شوند؟ قدیمی‌ترین پناهگاه تهران کجاست؟ این ۲ نشانه کمتر شناخته‌شده هوش معمولاً اشتباه برداشت می‌شوند طرز پخت کینوا به جای برنج؛ از مواد لازم تا نکات مهم درباره سرو و نگهداری آمریکا تا کنون به چند کشور غرامت جنگی داده است؟