فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۲۷۶۶۴
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۸ - ۰۸-۰۸-۱۳۹۴
کد ۴۲۷۶۶۴
انتشار: ۱۵:۴۸ - ۰۸-۰۸-۱۳۹۴

روایتی از اخراج قیصر امین‌ پور از حوزه هنری

عصر ایران
در سالروز درگذشت استاد قیصر امین‌پور، ماجرای اخراج او از حوزه هنری و سروش نوجوان از زبان خودش و به نقل از دکتر اسماعیل امینی شاعر و استاد دانشگاه منتشر شد.
امینی می‌نویسد: این بخشی از روایت قیصر امین‌پور است از ماجرای اخراج از حوزۀ هنری: « ... و به اصطلاح طوری شد که کم‌کمک داشتند در اینکه چه کاری ساخته بشود یا چه کاری ساخته نشود، چه شعری گفته شود، چه شعری گفته نشود، این داستان چرا چاپ شد، این یکی فیلم چرا این طور بود، دخالت می‌کردند و همین باعث اصطکاک‌هایی شد که در سال 66 ما که حدودا 13 نفر بودیم از آنجا انشعاب کردیم. بیانیه‌هایی در روزنامه‌ها در دفاع از ما نوشتند ولی خب به جایی نرسید و در واقع ما 13 نفر را اخراج کردند و بعد گروهی از ما رفتیم مجلۀ سروش نوجوان را راه انداختیم.»

بعدها قیصر را از سروش نوجوان هم اخراج کردند و بعد هم وقتی دفتر شعر جوان و انجمن شاعران تشکیل شد و قیصر و دوستانش فعالیت فرهنگی و ادبی خود را از این طریق پی گرفتند، ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادند که خانه شاعران تعطیل بشود یا دست‌کم تبدیل بشود به اداره‌ای پر از کارکنان مطیع و سر به‌راه، همچنان که مرسوم و متداول است.

البته پس از مرگ قیصر، هم حوزۀ هنری برنامۀ باشکوهی برگزار کرد، هم سروش کتاب ویژه‌ای در بزرگداشت یاد قیصر چاپ کرد، هم همان ابر و باد و مه و خورشید و فلک و سازمان‌ها و اداره‌ها و خبرگزاری‌ها و روزنامه‌هایی که تمام دلواپسی‌شان ادامۀ حیات فرهنگی قیصر امین‌پور و دوستانش بود، در برگزاری مراسم و انتشار ویژه‌نامه‌ها و چاپ بنرهای چندمتری سنگ تمام گذاشتند.

این دوگانگی از کجا می‌آید؟ چرا دستگاه‌های فرهنگی با این همه گستردگی، جایی برای امثال قیصر امین‌پور ندارند؟ اما برای بزرگداشت و ویژه‌نامه و بنر و تندیس همه آماده به خدمت هستند؟

بیان این ماجرا در یک نکتۀ ساده است و آن این است که نظام اداری که تابع هیولای بروکراسی است، برای هنرمند و متفکر و منتقد و اهل خلاقیت، هیچ تعریفی ندارد. در نظام اداری همۀ افراد باید مستخدم (استخدام‌شده) باشند، باید شمارۀ مستخدمی داشته باشند، باید تابع سلسله‌مراتب اداری باشند، حتی وقتی که شعر می‌گویند یا داستان می‌نویسند یا نقد می‌کنند و یا حتی وقتی که می‌اندیشند. این است که در روال تبدیل هنرمند به کارمند و منتقد به مستخدم، میان دستگاه اداری و اهل اندیشه و هنر، تنش ایجاد می‌شود.

قیصر امین‌پور هم مثل دوست نزدیکش، سیدحسن حسینی، از این نگرش اداری به اهل اندیشه، هنر و فرهنگ، ناخرسند بود و بازتاب این ناخرسندی در زندگی و شعر و نوشته‌های این دو یار همدل بارها و بسیارها آمده است.

شگفت اینکه آن ابر و باد و مه و خورشید و فلک، همچنان با جدیت تمام به انجام همان وظایف پیشین مشغولند، یعنی تلاش برای ایجاد مانع در راه شعر و اندیشه و در صورت امکان، تعطیلی جلسات شعر و تخته‌کردن درهای محافل شعر و خانۀ شاعران و البته با همان جدیت پیگیر خبر مرگ شاعران هستند تا بزرگداشت بگیرند و پوستر بسازند و بر درختان شهر تصویر شاعران فقید را بیاویزند از زمین تا به بلند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
تاریخ به روایت تصویر / کارزار انتخاباتی حزب نازی برای انتخابات رایشتاگ ایکس-۶۵ وارد مرحله نهایی ساخت شد؛ هواپیمایی که بدون سطوح کنترل پرواز می‌کند ایران رسما از جام جهانی حذف شد این جنگ بوی نفت سوخته می‌دهد منابع طبیعی «کلاژن‌» پیش‌بینی جدید از تاریخ انقراض گیاهان؛ آخرین برگ سبز زمین چه زمانی پایین می‌افتد؟ مقایسه درآمد بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی در سال ۲۰۲۶ (+ اینفوگرافیک) آشنایی با مکانیسم، مزایا و معایب گیربکس «CVT» عکس دسته‌جمعی «بلژیکی‌ها» در ایران دوران قاجار ترکان خاتون؛ ملکه نگون‌بخت ایران میان‌وعده‌های خوب برای تقویت سلامت روده را بشناسید رازهای بزرگ کیهان؛ ۱۱ معمای بی‌پاسخ که علم را به چالش می‌کشند شکار ذرات نامرئی؛ نتایج اولیه بزرگ‌ترین آشکارساز نوترینو جهان منتشر شد کشورهایی که بودجه نظامی آن‌ها در سال ۲۰۲۵ بیشترین افزایش را داشته است (+ اینفوگرافیک) «عروسی ارمنی‌ها در یکی از جزایر دریاچه ارومیه»؛ 140 سال قبل (عکس)