کد ۳۶۵۰۳۳
انتشار: ۰۸:۱۰ - ۲۰-۰۸-۱۳۹۳

روز با چراغ گرد شهر

راهبی چراغ به دست داشت و در روز روشن در کوچه ها و خیابانهای شهر دنبال چیزی می‌گشت. کسی از او پرسید: با این دقت و جدیت دنبال چه می‌گردی، چرا در روز روشن چراغ به دست گرفته‌ای؟

راهب گفت: دنبال آدم می‌گردم. مرد گفت این کوچه و بازار پر از آدم است. گفت: بله، ولی من دنبال کسی می‌گردم که از روح خدایی زنده باشد. انسانی که در هنگام خشم و حرص و شهوت خود را آرام نگهدارد. من دنبال چنین آدمی می‌گردم. مرد گفت: دنبال چیزی می‌گردی که یافت نمی‌شود.

"دیروز شیخ با چراغ در شهر می‌گشت و می‌گفت من از شیطان‌ها و حیوانات خسته شده‌ام آرزوی دیدن انسان دارم. به او گفتند: ما جسته‌ایم یافت نمی‌شود، گفت دنبال همان چیزی که پیدا نمی‌شود هستم و آرزوی همان را دارم.
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
تستی کباب؛ جادوی آشپزی در یک کوزه سفالی / این غذا چرا اینقدر معروف است؟ ۱۱ مسئله پنهان که مردان متأهل هرگز درباره آن صحبت نمی‌کنند «ملانیا» نواده آخرین تزار است؟/ فرزند همسر ترامپ وارث تاج‌و تخت روسیه است! (+عکس) حداقل مجازات کسانی که این چیزها را طراحی کرده‌اند، زندان است!(عکس) اسرار سربه‌مهر بیابان‌های اردن (+عکس) کدام کشورها به سه اقیانوس بزرگ جهان راه دارند؟ باستان‌شناسان در ترکیه تصویری ۱۸۰۰ ساله از عیسی مسیح پیدا کردند(+عکس) چگونه جنگ جهانی دوم تتو را رواج داد؟ داستان شکل‌گیری مهم‌ترین مفهوم ریاضی جهان؛ عدد صفر از کجا آمد؟ پیشگوی مشهور جام جهانی با سابقه سه پیش‌بینی درست قهرمان ۲۰۲۶ را معرفی کرد ۵ راهکار طلایی برای کنترل خشم کودکان / چه زمانی از متخصص کمک بگیریم؟ رنگ سال ۲۰۲۷ معرفی شد؛ آبی درخشان در صدر ترندهای مد و طراحی (+عکس) اولفبرت، شمشیری که با فناوری آینده ساخته شده است (+عکس) قدیمی ترین نقشه ایران چه زمانی کشیده شد؟(+عکس) کشف غیرمنتظرۀ بازی «دوز» در دیوار شهر باستانی (عکس)