فیلم بیشتر »»
کد ۲۷۲۷۴۳
انتشار: ۲۱:۴۰ - ۲۲-۰۲-۱۳۹۲

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 

  دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم
به دریا می زدم در باد و آتش خانه می کردم

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم
تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم
  
نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم
اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم
 
چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد
چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم
 
سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش
دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

از وبلاگ آناهیتا (زنان بلاگ)

 
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: شعر
ارسال به دوستان
captcha
تفاوت اضطراب کودک‌ با لجبازی و حساسیت/ کودک مضطرب را سرزنش نکنید نشانه‌های زودهنگام افسردگی فرزندان که والدین نادیده می‌گیرند ایرانیان قدیم‌ها چطور عاشق می‌شدند؟ مردم ری در برابر لشکر اسکندر مقدونی/ نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان سالانه چند هواپیمای مسافربری در جهان اسقاط می‌شود؟ + طول عمر و معیارهای بازنشستگی وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟ ۵ باور اشتباه درباره موفقیت که آرامش را از شما می‌دزدند نخستین چراغ راهنمایی جهان چگونه متولد شد؟ چه عینک آفتابی به فرم صورت شما می‌آید؟ ترفند ۵ ثانیه‌ای برای انتخاب مدل مناسب می‌خواهید در تصمیم‌گیری بهتر شوید؟ از مورچه بپرسید!/ پنج نکته آموزشی از دنیای حشره‌ها هفت اثرِ (به‌اصطلاح) نفرین‌شده در موزه‌های سراسر جهان (+عکس) راز سانسور سه‌هزار ساله؛ باستان‌شناسان نام سه پادشاه حذف‌شده آشور را پیدا کردند راز سرمایه‌گذاری هنگفت ایرلاین‌ها روی کابین هواپیما چیست؟ خورورات یا کباب ارمنی؛ ترکیبی هنرمندانه از گوشت ترد و آبدار، سبزیجات کاراملی و ادویه‌های معطر