فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۳۹۶۲۹
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۹ - ۱۷-۰۷-۱۳۸۹
کد ۱۳۹۶۲۹
انتشار: ۱۱:۰۹ - ۱۷-۰۷-۱۳۸۹

روایت رضا رشیدپور از ممنوع التصویر شدن در صداوسیما

عصر ایران
اتفاقا من خداراشکر می کنم که آنقدر مهم شده ام (!) که پخش چند ثانیه از تصویر بنده می تواند برای مدیران بزرگواری که احتمالا مسئولیتهای دیگری هم دارند محل تدبیر و تصمیم واقع شود !


چند ماه پیش به دعوت کانون فرهنگی آموزش اجرای مراسم بزرگ تجلیل از نخبگان کنکور را برعهده گرفتم . برنامه در سالن همایشهای سازمان صدا و سیما برگزار شد . از همه جای ایران مهمان داشتیم. برنامه با شکوه و خوبی بود .

دیروز تلویزیون محل کارم روشن بود . به صورت کاملا اتفاقی تیزر مربوط به همان برنامه به چشمم خورد . صدای بنده در حال پخش بود . چند ثانیه ای گذشت . واضح بود که تدوین گر هنرمند تمام تلاش خودش را برای حذف تصویر من به کارگرفته . اما در لحظه ای از این تیزر مجبور به استفاده از نمایی شده که بنده ی سراپا تقصیر حضور دارم !

البته مدیران محترم پخش کاملا هوشیار بوده و هرگز اجازه نداده اند تا با نمایش چهره ی نحس رضارشیدپور خدای ناکرده آفتی متوجه میهن عزیزمان شده و یا زبانم لال مردم همیشه در صحنه با تماشای قیافه ی من از بهشت رانده شوند ! بنابراین تدبیر کم نظیری به خرج داده و در چشم به هم زدنی چهره ی من را ناواضح ( به عبارت فنی … فلو ) کرده اند .

بیشتر از آنکه تعجب کنم خنده ام گرفت . من همان کسی هستم که با سرمایه ی مردم و امکانات سازمانی به نام صدا و سیما به منزل امروز رسیده ام . در مقابل هرگز کم فروشی نکرده و تمام تلاشم را برای پاسخ دادن به این سرمایه ی عظیم به خرج داده ام . در تمام مصاحبه هایم تاکید کرده ام که اگر یک جوان علاقه مند اینک توانسته است به یک چهره ی رسانه ای نسبتا قابل تحمل تبدیل شود از صدقه ی سر این مردم و اعتماد مدیران رسانه بوده .

اتفاقا دلیل خندیدنم همین است . آن قدر در دایره ی خود ساخته ی بیگانه پنداری گرفتار شده اید که دیگر حتی یک جمله ی انتقادی ساده را هم از دوست سابقتان نمی پذیرید و دستور به حذف چهره اش می دهید ! هرگز به این صراحت نگفته بودم اما حالا بپذیرید که این تصمیم های به ظاهر کوچک آن هم در مورد آدم های کوچکی مثل من نشان از یک دغدغه ی بزرگ در ذهن شما دارد . انتقاد را خیانت می دانید و منتقد را نامحرم .

لابد خواهید فرمود که این زیاده گویی ها به ما نیامده و همین که صدایمان هر هفته یک ساعت از رادیو پخش می شود برویم و خدایمان را شکر کنیم . بله … اتفاقا من خداراشکر می کنم که آنقدر مهم شده ام (!) که پخش چند ثانیه از تصویر بنده می تواند برای مدیران بزرگواری که احتمالا مسئولیتهای دیگری هم دارند محل تدبیر و تصمیم واقع شود !

بیایید کمی تامل کنیم . واقعا چرا وقت گران بهای خودتان را برای تصمیم های کوچک در باره ی آدم های کوچک خرج می کنید ؟ چرا هرروز مشغول تکذیب این و آن هستید ؟ مگر ما که هستیم ؟ یا چه کرده ایم و یا چه گفته ایم ؟!

این چند خط هرگز بابت گلایه نیست وگرنه آن را منتشر نمی کردم . این یک درد نامه است . خطاب به مدیرانی که می توانند تصمیم های بزرگ بگیرند اما هنوز ذهنشان درگیر رشیدپور ها مانده است . شاید با انتشار این نوشته عصبانی شده و دستور به قطع صدای بنده هم صادر کنید . مهم نیست . بهتر است که ایراد کارتان را یک دوست سابق رودررویتان بگوید و نه یک دشمن فعلی در پشت سرتان . به هر حال اینجا بی بی سی نیست سعادت آباد است.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
شبکه کتاب تعطیل شد ؛ شعار کتابخوانی بدون پشتوانه عملی ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان بر سر تنگه هرمز شکست خورد واکنش کانون کارگردانان سینمای ایران به طرح «مقابله با نفوذ» مجلس بازیگری هیچکاکی ؛ تجلیل جشنواره فیلم زوریخ از نائومی واتس دیدنی های امروز؛ از بیلبوردهای ضدترامپ تا اعترضات نئونازی ها در آمریکا واعظی: تندروها در ایام جنگ به مرخصی رفته بودند خشکسالی به کشاورزان سوئیس رسید برگزاری رزمایش مقابله با جنگ ترکیبی در دافوس ارتش روبرتو کارلوس مسلمان شدنش را تکذیب کرد چرا ازدواج نمی‌کنیم؟ «همسر موردنظر در دسترس نیست!» هشدار یمن به عربستان: مرحله جدید رویارویی دردناک‌تر خواهد بود مصرف روزانه بنزین به ۱۳۵ میلیون لیتر رسید هشدار سخنگوی سپاه به آمریکا و اسرائیل درباره آغاز مجدد جنگ واکنش چین به جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران: مخالفیم/ کمکی به حل مساله نمی کند ترخیص بدون توقف کالا برای تولیدکنندگان و واردکنندگان خوش‌نام