فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۲۰۳۶۳۴
تاریخ انتشار: ۱۸:۲۸ - ۱۲-۰۸-۱۴۰۵
کد ۱۲۰۳۶۳۴
انتشار: ۱۸:۲۸ - ۱۲-۰۸-۱۴۰۵
مذاکرات جنگی، مدیر چندساحتی می‌خواهد

چرا قالیباف یکی از مناسب‌ترین گزینه‌ها برای مدیریت مذاکرات با آمریکاست؟

محمدباقر قالیباف
مذاکرات ایران و آمریکا در شرایطی دنبال می‌شود که پایان جنگ، تضمین‌های امنیتی و مسائل اقتصادی به یکدیگر گره خورده‌اند. در چنین وضعیتی، مدیریت مذاکرات به فردی نیاز دارد که بتواند میان میدان نظامی، دیپلماسی، دولت و مجلس ارتباط برقرار کند؛ نقشی که محمدباقر قالیباف برای آن از پشتوانه‌های متعددی برخوردار است.

عصر ایران؛ دکتر رسول بابایی - برای پاسخ به این پرسش که چه کسی باید مذاکرات ایران و آمریکا را مدیریت کند، ابتدا باید ماهیت این مذاکرات را شناخت. اگر با پرونده‌ای صرفاً حقوقی یا دیپلماتیک روبه‌رو بودیم، انتخاب یک دیپلمات حرفه‌ای و باتجربه کافی بود. اما مذاکرات فعلی قرار است درباره پیامدهای یک جنگ، چگونگی پایان‌دادن به آن و شرایط خروج کشور از وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» تصمیم بگیرد.

آتش‌بس، تضمین عدم حمله مجدد، تنگه هرمز، تحریم نفت، منابع مسدودشده، پرونده هسته‌ای، امنیت منطقه و وضعیت جبهه‌های دیگر، همگی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. مدیر چنین مذاکراتی باید هم‌زمان زبان میدان نظامی، دیپلماسی، اقتصاد، سیاست داخلی و جامعه را بفهمد.با چنین تعریفی، محمدباقر قالیباف نه تنها گزینه موجود، اما بدون تردید یکی از مناسب‌ترین افراد برای مدیریت مذاکرات است.

انتخابی فراتر از مرزبندی‌های سیاسی

نخستین نشانه صلاحیت قالیباف، نحوه انتخاب اوست. عباس عراقچی گفته است انتخاب قالیباف برای مسئولیت مذاکرات، پیشنهاد مسعود پزشکیان بود. رئیس‌جمهور حتی اصرار داشت نام او به‌عنوان مسئول مذاکرات در صورت‌جلسه درج شود و گفته بود با مذاکره به شرط حضور قالیباف موافق است.

اهمیت این روایت فقط در حمایت رئیس‌جمهور از رئیس مجلس نیست. پزشکیان و قالیباف در انتخابات رقیب یکدیگر بوده‌اند و از دو مسیر سیاسی متفاوت آمده‌اند. بااین‌حال، هنگامی که پای یک مسئولیت ملی به میان آمده، رئیس‌جمهور کسی را پیشنهاد کرده که او را برای مدیریت این پرونده مناسب می‌دانسته است.

این انتخاب نشان می‌دهد قالیباف از طرف یک جناح یا صرفاً از سوی مجلس به تیم مذاکرات وارد نشده است. پشت سر او نوعی توافق میان دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، وزارت امور خارجه و بخش مهمی از ساختار حاکمیتی وجود دارد.این پشتوانه، قدرت مذاکره‌کننده را افزایش می‌دهد. طرف مقابل باید بداند کسی که با او گفت‌وگو می‌کند، فقط اختیار سخن‌گفتن ندارد؛ می‌تواند تصمیم را به ساختار داخلی منتقل و همراهی نهادهای اصلی را نیز فراهم کند.

اعتماد میدان؛ از حاجی‌زاده تا قاآنی و موسوی

یکی از مشکلات همیشگی سیاست خارجی ایران، ساخته‌شدن دوگانه‌ای میان میدان و دیپلماسی بوده است؛ گویی فرمانده نظامی و مذاکره‌کننده در دو مسیر جداگانه حرکت می‌کنند. در شرایط جنگی، این شکاف می‌تواند هم قدرت میدان و هم قدرت مذاکره را کاهش دهد.مزیت قالیباف این است که از بیرون میدان درباره آن سخن نمی‌گوید. سابقه نظامی او فقط بخشی از یک زندگی‌نامه نیست؛ در ساخته‌شدن بخشی از قدرت دفاعی امروز ایران نقش داشته است.

شهید امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده پیشین نیروی هوافضای سپاه، سال‌ها پیش به نکته‌ای اشاره کرد که کمتر گفته شده بود. او گفت کسی که باعث شد صنعت موشکی ایران به این گستردگی برسد و نامش تا آن زمان کمتر مطرح شده بود، سردار قالیباف است. به گفته حاجی‌زاده، در دوره فرماندهی قالیباف تدبیری اتخاذ شد تا پایگاه‌های موشکی در شهرها و استان‌های مختلف گسترش پیدا کند.این سخن فقط تمجید از یک مدیر سابق نیست. یکی از مهم‌ترین فرماندهان موشکی کشور، نقش قالیباف را در توسعه قدرت بازدارندگی ایران تأیید کرده است. بنابراین، قالیباف وقتی از مذاکره زیر سایه قدرت نظامی سخن می‌گوید، درباره میدانی حرف می‌زند که خود در شکل‌گیری بخشی از آن نقش داشته است.

سردار اسماعیل قاآنی این اعتماد را به مرحله مذاکرات نیز تعمیم داد. فرمانده نیروی قدس سپاه از تیم مذاکره‌کننده و به‌طور ویژه از قالیباف تشکر کرد و گفت میان اعضای این تیم و رزمندگانی که پای لانچر ایستاده‌اند تفاوتی وجود ندارد؛ زیرا هر دو از جنس مقاومت‌اند.

سردار سیدمجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، ضلع سوم این نگاه را تکمیل کرده است. او بر ضرورت پیوند میدان، خیابان و دیپلماسی تأکید کرده و هدف این پیوند را خارج‌کردن دشمن از صحنه و تأمین عزت و اقتدار ایران دانسته است.سخن سیدمجید موسوی تأیید شخصی قالیباف نیست، اما دقیقاً همان منطقی را تأیید می‌کند که قالیباف مذاکرات را بر اساس آن توضیح می‌دهد؛قدرت نظامی، انسجام مردم و دیپلماسی نباید در برابر یکدیگر قرار گیرند؛ این‌ها اجزای یک راهبرد واحدند.

کنار هم قرارگرفتن این سه موضع معنای روشنی دارد. شهید حاجی‌زاده نقش قالیباف را در ساخت قدرت موشکی تأیید می‌کند؛ قاآنی تیم مذاکرات به ریاست او را از جنس مقاومت می‌داند و سیدمجید موسوی بر تبدیل قدرت میدان و انسجام جامعه به نتیجه دیپلماتیک تأکید می‌کند.

اعتماد دولت و پذیرش وزارت امور خارجه

مدیریت مذاکرات بدون همراهی دولت و وزارت امور خارجه امکان‌پذیر نیست. قالیباف در این سطح نیز از پشتوانه مهمی برخوردار است. عراقچی نه‌تنها روایت انتخاب اولیه قالیباف را بیان کرده، بلکه پس از مطرح‌شدن شایعه تغییر رئیس تیم نیز به‌صراحت گفت قالیباف همچنان مذاکره‌کننده ارشد ایران است. وزیر امور خارجه همچنین تأکید کرد محسن رضایی از ادامه این مسئولیت حمایت کامل دارد و مسئولان به‌صورت جمعی تصمیم می‌گیرند و اجرا می‌کنند.

این موضع نشان می‌دهد مدیریت قالیباف در تعارض با وزارت امور خارجه یا شورای عالی امنیت ملی تعریف نشده است. در این ساختار، شورای عالی امنیت ملی چارچوب سیاسی و امنیتی را هماهنگ می‌کند، قالیباف مدیریت مذاکرات را بر عهده دارد و وزارت امور خارجه ارتباط با میانجی‌ها و کار حرفه‌ای دیپلماسی را پیش می‌برد.

قالیباف قرار نیست جای عراقچی و دیپلمات‌های حرفه‌ای را بگیرد. مذاکره‌کننده فنی باید بر متن، حقوق بین‌الملل، واژگان و جزئیات گفت‌وگو مسلط باشد؛ اما مدیر مذاکرات باید ظرفیت‌های دیپلماتیک، نظامی، امنیتی، اقتصادی و حقوقی را در یک مسیر جمع کند. مزیت قالیباف در همین سطح دوم قرار دارد. او مدیر یک تیم چندنهادی است، نه جایگزین همه اعضای آن.

رابطه با رضایی؛ مکمل، نه رقیب

انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی و ارسال نامه جی‌دی ونس برای او، زمینه گمانه‌زنی درباره کناررفتن قالیباف را فراهم کرد. اما مواضع رسمی نشان داد رضایی و قالیباف جایگزین یکدیگر نشده‌اند. عراقچی از حمایت کامل رضایی از ریاست قالیباف سخن گفته است. خود رضایی نیز بر هماهنگی مسئولان، تصمیم‌گیری جمعی و پرهیز از دوقطبی‌سازی تأکید کرده است.

این تقسیم کار می‌تواند یک مزیت باشد. رضایی از جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی هماهنگی راهبردی را پیش می‌برد و قالیباف از جایگاه رئیس تیم، مذاکرات را مدیریت می‌کند. وزارت امور خارجه نیز ابزار حرفه‌ای اجرای دیپلماسی است. در این الگو، ایران به یک مذاکره‌کننده تنها وابسته نیست؛ از شبکه‌ای هماهنگ در مرکز تصمیم‌گیری برخوردار است.

جایگاه ریاست مجلس؛ پشتوانه اجرای توافق

ریاست مجلس نیز در این پرونده عنوانی تشریفاتی نیست. هر توافق مهم در مرحله اجرا با مسائل قانونی، بودجه‌ای، نظارتی و اقتصادی روبه‌رو خواهد شد. ممکن است برخی بخش‌های آن به قانون‌گذاری یا همراهی نمایندگان نیاز داشته باشد. حمایت ۲۶۱ نماینده از قالیباف و هیئت مذاکره‌کننده نشان داد که او می‌تواند پشتوانه قابل‌توجهی در مجلس ایجاد کند. این حمایت به معنای نبود نقد و اختلاف نیست، اما نشان می‌دهد رئیس تیم ظرفیت همراه‌کردن بخش بزرگی از قوه مقننه را دارد.

بسیاری از توافق‌ها پشت میز مذاکره شکست نمی‌خورند؛ هنگام اجرا زمین‌گیر می‌شوند. توافقی که در داخل حامی نداشته باشد، در برابر نخستین بحران آسیب‌پذیر خواهد شد. حضور رئیس مجلس در رأس تیم می‌تواند فاصله میان توافق خارجی و پذیرش داخلی را کاهش دهد.

فهم جنگ، بدون غفلت از زندگی مردم

قالیباف فقط سابقه نظامی ندارد. او فرماندهی در جنگ، مدیریت نیروی انتظامی، شهرداری تهران و ریاست مجلس را تجربه کرده است. این سابقه چندساحتی باعث می‌شود جنگ را تنها از زاویه عملیات نظامی نبیند. طولانی‌شدن جنگ فقط تعداد حملات را افزایش نمی‌دهد. بر بودجه، قیمت ارز، صادرات نفت، حمل‌ونقل، تولید، اشتغال و آرامش روانی جامعه نیز اثر می‌گذارد. مذاکره‌کننده باید بداند هر هفته ادامه وضعیت نه جنگ و نه صلح، چه هزینه‌ای بر مردم تحمیل می‌کند.

در مقابل، کسی که فقط مشکلات اقتصادی را ببیند، ممکن است اهمیت بازدارندگی، عزت ملی و تضمین‌های امنیتی را دست‌کم بگیرد. مزیت قالیباف، قرارگرفتن در نقطه اتصال این دو جهان است؛ هم هزینه جنگ را می‌فهمد و هم می‌داند توافق ضعیف می‌تواند زمینه جنگ دیگری را فراهم کند.

مدیر اتصال میدان‌ها

قالیباف بی‌نقص و فراتر از نقد نیست. درباره عملکرد و روش مدیریتی او پرسش‌ها و انتقادهایی وجود دارد. اما انتخاب مدیر مذاکرات را نمی‌توان با میزان محبوبیت، تعداد مخالفان یا رقابت‌های جناحی سنجید. پرسش اصلی این است که چه کسی توان بیشتری برای هماهنگ‌کردن مراکز اصلی قدرت و تبدیل توان نظامی به نتیجه‌ای سیاسی و پایدار دارد؟

قالیباف مورد اعتماد بخش مهمی از ساختار حاکمیتی است. فرماندهان نظامی با سابقه و عملکرد او آشنایی دارند. رئیس‌جمهور بر حضورش اصرار کرده است. وزیر امور خارجه او را مذاکره‌کننده ارشد معرفی می‌کند. دبیر شورای عالی امنیت ملی از ادامه مسئولیتش حمایت دارد و بخش بزرگی از مجلس نیز پشت تیم او ایستاده است.

این مجموعه به معنای آن نیست که قالیباف بهترین دیپلمات ایران است. مزیت ویژه او در جای دیگری قرار دارد. او توان پیوندزدن میدان نظامی، دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، وزارت امور خارجه و اقتضائات اجتماعی کشور را داراست.

مذاکراتی که باید یک جنگ را به‌طور پایدار پایان دهد، به چنین مدیری نیاز دارد؛ مدیری که نه‌فقط فن گفت‌وگو، بلکه جنگ، قدرت، حکومت و زندگی مردم را هم‌زمان بفهمد. از این منظر، قالیباف بی‌تردید یکی از مناسب‌ترین گزینه‌ها برای مدیریت مذاکرات ایران با آمریکاست.

ارسال به دوستان
بیانیه سپاه: فرامین رهبری در راستای بازدارندگی حداکثری را با تمام توان دستور کار قرار داده‌ایم ادعای ترامپ: پدافند قشم را بمباران کردیم/ باید از ایران دستاورد بیشتری نسبت به ونزوئلا داشته باشیم حمله به یک شناور هندی در تنگه هرمز تامین مالی ۲ همتی سولار برای تکمیل نیروگاه‌های خورشیدی درباره رفاقت ۳۵ ساله پیمان معادی و حمید علیدوستی/ از خیابان تا ابدیت تنبورنوازان به تالار وحدت می‌آیند ترامپ: کمک مالی به اسرائیل قطع می‌شود؛ آنها به آن نیازی ندارند T80؛ غول ترین خودروی مرسدس بنز که اسیر جنگ شد (+عکس) هشدار ایتالیا درباره سفر به ایران / عکس و فیلم نگیرید پیام ولایتی به مناسبت ۱۳ آبان: قوی‌ترین سنگر هر ملت، دانایی، توانایی و اخلاق فرزندان آن است جشنواره مقاومت ؛ جشنواره‌ای با استقبال گسترده صندلی‌ها!  کلاهبرداری بانکی با یک پیام یا تماس ساده؛ چطور از اطلاعات و دارایی خود محافظت کنیم؟ پزشکیان در دیدار با سفیر قبرس: باید زمینه صلح و آرامش را برای ملت‌ها فراهم کنیم بزرگداشتی برای بهرام بیضایی قیمت اینترنت باید تابع کیفیت و رقابت باشد، نه محصول تصمیمات دستوری