عصر ایران ؛ حمید خدری ـ دکترای مدیریت صنعتی
پیشدرآمد: نویسنده در این مجموعه یادداشتهای مستقل میکوشد با نگاهی تازه به پیوند انرژی و توسعه در ایران و جهان، به آگاهی عمومی کمک کند. این یادداشت، چهاردهمین شماره از مجموعه است.
برق و گاز ارزان، همیشه به تولید ارزان منجر نمیشوند. کارخانه باید مطمئن باشد که هنگام نیاز، انرژی در دسترس دارد.حتی اگر مبلغ قبض پایین باشد اختلال در تأمین میتواند هزینه تولید را بالا ببرد. البته همه مشکلات تولید به انرژی مربوط نمیشوند. تجهیزات فرسوده، بهرهوری پایین، تکنولوژی قدیمی ،کمبود نقدینگی، نوسان ارز، گرانی مواد اولیه، ضعف مدیریت و دشواری فروش هم در این میان نقش دارند. کارخانه نیز همیشه نمیتواند افزایش هزینهها را با بالابردن قیمت فروش جبران کند و ممکن است سودش کاهش یابد یا حتی زیان ببیند.
فرض کنیم هزینه ثابت ماهانه یک کارخانه، یک میلیارد تومان باشد. با تولید صد هزار واحد محصول، سهم هر واحد از این هزینه ده هزار تومان میشود. اگر تولید به هشتاد هزار واحد کاهش یابد و هزینه ثابت تغییر نکند، این سهم به دوازده هزار و پانصد تومان میرسد. یعنی هزینه ثابت هر محصول ۲۵ درصد بیشتر میشود.هر چند که این ۲۵ درصد افزایش در هزینه ثابت هر محصول به معنای افزایش به همین میزان در هزینه کل نمی باشد ولی بر روی هزینه ی کل کارخانه تاثیر قابل توجهی دارد.
توقف تولید هزینههای دیگری هم دارد. بخشی از مواد یا محصولات ممکن است ضایع شوند، راه اندازی مجدد دستگاهها انرژی مصرف کند و جبران عقبماندگی به اضافهکاری نیاز داشته باشد. تأمین برق پشتیبان نیز هزینه دارد و تأخیر در تحویل سفارش ممکن است به از دست دادن مشتری منجر شود.
بااینحال، اثر محدودیت در همه کارخانهها یکسان نیست. قطع ناگهانی با توقف از پیش اعلامشده فرق دارد و یک خط مونتاژ با فرایندی که باید پیوسته کار کند، شرایط متفاوتی دارد. بعضی کارخانهها نیز میتوانند شیفتها را تغییر دهند یا کاهش تولید را بعدا جبران کنند. بنابراین، برای محاسبه خسارت باید شدت و مدت محدودیت، نوع تولید و امکان جبران آن را بررسی کرد.

انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در گزارش تولید سال ۱۴۰۳، کاهش حدود دو میلیون تنی تولید فولاد میانی کشور را به محدودیت برق و گاز نسبت داده است. هر چند این گزارش نشان میدهد محدودیت انرژی به صنعت فولاد فشار آورده است ولی نسبتدادن تمام این کاهش تولید به محدودیت های انرژی جای تامل بیشتری دارد زیرا در آن سهم انرژی و عوامل دیگری مانند تقاضا، تعمیرات و مواد اولیه به طور جداگانه مشخص نشده است.
از طرفی ارزش محصول تولیدنشده با زیان خالص کارخانه یا خسارت اقتصادی کشور برابر نیست. با کاهش تولید، بخشی از هزینههای متغیر پرداخت نمیشود و ممکن است بخشی از تولید نیز بعدا جبران شود. در مقابل، آسیب به تجهیزات یا از دست دادن مشتری میتواند هزینههایی ایجاد کند که در ارزش تولید ازدسترفته همان دوره دیده نشوند.
پس برای برآورد دقیق، باید اطلاعات محدودیت انرژی را کنار اطلاعات توقف، تولید جبراننشده و دیگر موانع کارخانه گذاشت. بدون این بررسی ممکن است خسارت بزرگتر از واقع نشان داده شود و یا بخشی از آن نادیده بماند.
پژوهشی که در سال ۲۰۱۶ درباره کارخانههای هند منتشر شد، نشان داد کمبود برق به درآمد آنها آسیب میزند.
برآورد پژوهش این بود که پس از کسر هزینههای متغیر، مانند مواد اولیه، درآمد کارخانههای بررسیشده بهطور متوسط حدود ۵ تا ۱۰ درصد کاهش یافته است.
در ویتنام نیز بانک جهانی در یک برآورد اولیه اعلام کرد که قطعی برق در دو ماه مه و ژوئن ۲۰۲۳، حدود ۱٫۴ میلیارد دلار به اقتصاد این کشور خسارت زده است.
در مقابل، تجربه آفریقای جنوبی نشان میدهد که میتوان خاموشیها را کاهش داد.
بر اساس گزارش شورای پژوهشهای علمی و صنعتی این کشور، مقدار برقی که به دلیل خاموشیهای برنامهریزیشده به مصرفکنندگان نرسید، در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۶ درصد کمتر از سال قبل بود. این گزارش، بهترشدن عملکرد نیروگاههای و افزایش تولید برق بخش خصوصی را از عوامل این بهبود میداند.
باید دقت نمود که این تجربهها شاخصها و روشهای متفاوتی دارند و نه ارقامشان مستقیما با یکدیگر قابل مقایسهاند و نه میتوان آنها را به ایران تعمیم داد. بااینحال، پیام مشترک آنها این است که تولیدکننده فقط به قیمت انرژی توجه نمیکند و اطمینان از تأمین کیفی آن هم اهمیت دارد.
به نظر می رسد که این اطمینان بر آینده کارخانه نیز اثر میگذارد. تولیدکنندهای که نگران تحویل بهموقع سفارش است، ممکن است برای افزایش ظرفیت، انتخاب فناوری، پذیرش قرارداد صادراتی یا سرمایهگذاری تازه محتاطتر شود. بنابراین، اختلال انرژی فقط تولید امروز را محدود نمیکند بلکه میتواند برنامه توسعه فردا را هم تغییر دهد.
پیش از آغاز برنامهای تازه، باید نتیجه اقدامات موجود را بررسی کرد. شاید مشکل اصلی، نبود برنامه نباشد و به ضعف اجرا، هماهنگی یا ارزیابی نتایج مربوط شود.
باید روشن شود چه مقدار انرژی کمتر تحویل شده، تولید چقدر متوقف شده و چه بخشی از آن بعدا جبران نشده است. اگر این ارزیابی در حال انجام است، نتایج کلی آن باید منظم و با حفظ اسناد کارخانهها مورد تحقیق و چاره جویی قرار گیرد.
در اطلاعرسانی هم صرف اعلام برنامه کافی نیست. باید سنجید برنامه در چه فاصله زمانی اعلام شده، چقدر مطابق آن عمل شده و چند بار قطع ناگهانی رخ داده است. اطلاع قبلی به برخی کارخانهها امکان میدهد تولید را جابهجا کنند و هزینه توقف را کاهش دهند، هرچند اینگونه راهکارها جای تأمین پایدار را نمیگیرد.
راهحل فنی نیز باید متناسب با هر صنعت انتخاب شود. بهینهسازی مصرف، اصلاح فرایند، نیروگاه اختصاصی، ذخیرهسازی یا خرید قراردادی انرژی، هرکدام به بررسی فنی و اقتصادی نیاز دارند. نیروگاه اختصاصی هم اگر سوخت مطمئن نداشته باشد، ممکن است در نهایت مشکل کمبود برق را به کمبود سوخت تبدیل کند.
این بحث به معنای ضرورت گرانکردن انرژی نیست. افزایش قیمت، بدون بهبود تأمین انرژی و افزایش بهرهوری میتواند فشار بیشتری بر بخش تولید وارد کند. در مقابل، پایین نگهداشتن قیمت انرژی نیز بهتنهایی تولید کمهزینه را تضمین نکرده است .
برای کارخانه مهم است که محصول سالم را با چه هزینهای تولید و بهموقع تحویل میدهد. برای کشور نیز مهم است که منابع انرژی چگونه به تولید رقابتپذیر، اشتغال پایدار، صادرات و سرمایهگذاری تبدیل میشوند. عدم اطمینان در تأمین انرژی میتواند این مسیر را کند نموده و انگیزه توسعه فعالیتهای صنعتی را کاهش دهد.
بنابراین، مزیت انرژی فقط از ارزانی آن به دست نمیآید. انرژی باید با قیمت مناسب و بهطور مطمئن تأمین شود و بهرهور مصرف شود تا به توسعه کشور کمک کند.