عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ پل ورسک در سال ۱۳۱۵، برابر با ۱۹۳۶ میلادی و پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، ساخته شد. عملیات ساخت این پل از آبان ۱۳۱۳ آغاز شد و در کمتر از دو سال، در نیمه نخست اردیبهشت ۱۳۱۵، با حضور رضاشاه به بهرهبرداری رسید.
طراحی و نظارت کلی بر این پروژه را شرکت دانمارکی کامپساکس (Kampsax) بر عهده داشت؛ شرکتی که با مشارکت مهندسان ایتالیایی، اتریشی و سوئیسی، یکی از مهمترین سازههای راهآهن ایران را اجرا کرد. با توجه به تاریخ افتتاح پل، اکنون حدود ۹۰ سال از روزی میگذرد که قطارها عبور از روی آن را آغاز کردند.
شرکت کامپساکس در سال ۱۳۱۲، برابر با ۱۹۳۳ میلادی، قراردادی با رضاشاه برای ساخت بخش شمالی راهآهن سراسری ایران منعقد کرده بود. مدیریت این شرکت را یورگن ساکسید بر عهده داشت. رضاشاه پیشتر، از طریق پروژه ساخت حدود ۱۲۰۰ کیلومتر راهآهن در ترکیه، با تواناییهای این شرکت آشنا شده بود. مهندسان شرکت هم در آغاز قرارداد تضمین داده بودند که راهآهن و پل ورسک بیش از ۷۰ سال عمر خواهند کرد.
با این حال، اجرای فیزیکی پل به یک شرکت ایتالیایی به نام ایمپرسا پیزاگالی (Impresa Pizzagalli) سپرده شد. به این ترتیب، قراردادهای اصلی و مسئولیت کلی پروژه بر عهده شرکت دانمارکی بود، اما ساخت خود پل را پیمانکار ایتالیایی انجام داد.
سرپرستی اجرایی عملیات ساخت بر عهده مهندس ایتالیایی، چزار دلانی، بود. از برادران دلانی هم در روایتهای مربوط به این پروژه نام برده شده است؛ افرادی که از آنها بهعنوان معماران و طراحان توانمند سازه یاد میشود.
لادیسلاو لاوسویچ، مهندس اتریشی، از چهرههای اصلی طراحی و نظارت بر ساخت پل بود. او در نزدیکی محل پروژه زندگی میکرد و در کنار خانوادهاش در این منطقه حضور داشت. از او همچنین بهعنوان یکی از پیشگامان روشهای تونلسازی اتریشی یاد شده است.
هانس اتو ناتر، مهندس سوئیسی، هم سرپرستی محاسبات و طراحی فنی پل را بر عهده داشت. او پیشتر در پروژههای راهآهن سوئیس، از جمله در برن، فعالیت کرده بود. در کنار این مهندسان، از والتر آگنر، مهندس اتریشی، هم بهعنوان یکی دیگر از چهرههای مرتبط با پروژه نام برده شده است. بر اساس برخی روایتها، او وصیت کرده بود که در گورستان روستای ورسک به خاک سپرده شود.
او مهندسی اتریشی بود که نامش با پروژه راهآهن شمال و پل ورسک پیوند خورده است. قبر او در گورستان روستای ورسک قرار دارد و روی سنگ مزارش عبارت «دیپلم مهندس والتر آگنر، متولد وین» نوشته شده است. برخی او را سازنده یا معمار اصلی پل بدانند؛ تصوری که با تفکیک نقش مهندسان و پیمانکاران پروژه سازگار نیست.
والتر آگنر از مهندسان اتریشی حاضر در پروژه راهآهن شمال بود، اما نباید او را بهعنوان طراح اصلی یا ناظر ارشد ساخت پل معرفی کرد. در روایتهای مربوط به تقسیم مسئولیتها، لادیسلاو لاوسویچ در جایگاه مهندس اصلی طراحی و نظارت، چزار دلانی بهعنوان سرپرست اجرایی ساخت و هانس اتو ناتر در بخش محاسبات و طراحی فنی معرفی میشوند. شرکت ایتالیایی پیزاگالی هم اجرای فیزیکی سازه را بر عهده داشت و شرکت دانمارکی کامپساکس مسئولیت کلی پروژه را دنبال میکرد.
به این ترتیب، پل ورسک حاصل کار یک فرد بهتنهایی نبود؛ بلکه نتیجه همکاری مجموعهای از مهندسان، کارگران و شرکتهای بینالمللی بود که در شرایط دشوار کوهستانی، سازهای را بنا کردند.
گفته میشود حدود ۷۰۰ کارگر که در ساخت راهآهن شمال نقش داشتند، در عملیات ساخت این پل هم مشارکت کردند. بخشی از نیروی کار از مناطق مختلف آسیا به این منطقه آورده شده بودند.
ساخت پل ورسک با چالشهای مهندسی و اجرایی فراوانی همراه بود. درهای که پل باید از فراز آن عبور میکرد، حدود ۱۱۰ متر عمق داشت. امکانات و ابزارهای کارگران هم به فناوریهای ساده آن زمان محدود بود؛ از دینامیت و دریلهای دستی و خبری از ماشینآلات پیشرفته امروزی نبود.
پل ورسک، برخلاف آنچه نمای ظاهری آن به ذهن میآورد، یک پل آجری نیست. آجرها تنها نمای بیرونی سازه را تشکیل میدهند و هسته باربر پل از مصالح دیگری ساخته شده است.
در ساخت پل، ابتدا تکیهگاههای مستحکمی در دو سوی دره ایجاد شد. سپس قوس اصلی با دهانهای حدود ۶۶ متر، با استفاده از مصالح و ملاتهای غیرمسلح شکل گرفت. در این سازه از آرماتور، فولاد یا اسکلت فلزی استفاده نشده است. پس از تکمیل هسته اصلی، نمای آجری روی آن اجرا شد تا هم ظاهر پل را شکل دهد و هم به محافظت از بدنه در برابر عوامل جوی کمک کند.
دوران ساخت پل هم بدون حادثه نبود. در تابستان ۱۳۱۳، سیلی شدید در منطقه جاری شد که به کشتهشدن تعدادی از کارگران انجامید. در اواخر همان سال، در پنجم اسفند، زلزلهای شدید هم خسارات و تلفات به بار آورد و روند ساخت پل را با تأخیر مواجه کرد.
هزینه ساخت پل حدود ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار ریال برآورد شده بود. نتیجه این عملیات دشوار، سازهای بود که در شرایط سخت کوهستانی البرز ساخته شد و به یکی از نمونههای شاخص مهندسی راهآهن در ایران تبدیل شد؛ پلی که پس از حدود ۹۰ سال همچنان پابرجاست.
پس از افتتاح پل، افسانههای متعددی درباره ساخت آن شکل گرفت. یکی از مشهورترین روایتها میگوید رضاشاه هنگام افتتاح پل به مهندس مسئول طراحی دستور داد که همراه همسر و فرزندانش زیر پل بایستد تا نخستین قطار از روی آن عبور کند. بر اساس این روایت، اگر پل فرومیریخت، مهندس و خانوادهاش نخستین قربانیان آن بودند.
این داستان بسیار مشهور است، اما هیچ سند تاریخی معتبر و شناختهشدهای برای تأیید آن وجود ندارد. روزنامههای آن زمان، از جمله روزنامه اطلاعات، که مراسم افتتاح پل را گزارش کردهاند، اشارهای به چنین دستوری نکردهاند.
از سوی دیگر، خاطرات چزار دلانی، مهندس اجرایی ایتالیایی پروژه، یکی از منابع مهم درباره روند ساخت پل به شمار میرود؛ اما در روایتهای مربوط به این خاطرات هم نشانه معتبری برای تأیید این ماجرا ارائه نشده است. بررسیهای راستیآزمایی هم این داستان را فاقد پشتوانه مستند میدانند.
احتمال داده میشود که این افسانه از روایتهای قدیمیتر درباره ساخت پل در روم باستان الهام گرفته باشد؛ روایتهایی که بر اساس آنها، مهندسان یا سازندگان پل برای اثبات استحکام سازه خود زیر آن میایستادند. در نسخههای دیگر همین داستان هم گفته میشود که مهندسان برای جلب اعتماد مردم، زیر پل میماندند تا قطار از روی آن عبور کند.
اما چرا چنین داستانی درباره پل ورسک باورپذیر شده است؟
یکی از دلایل احتمالی، ظاهر فریبنده پل است. این سازه از پایین دره، بهویژه از فاصله حدود ۱۱۰ متری، بسیار باریک و ظریف به نظر میرسد؛ تا جایی که گاهی آن را به اندازه یک قوطی کبریت توصیف میکنند. همین ظاهر باعث شده است برخی تصور کنند سازه نمیتواند وزن قطار را تحمل کند.
با این حال، پل در واقع بسیار مستحکمتر و عظیمتر از چیزی است که از پایین دیده میشود. باریکی ظاهری آن هم اتفاقی نیست، بلکه بخشی از طراحی مهندسی سازه است. قوس اصلی در پایهها حدود ۶ متر عرض دارد و به سمت مرکز، به حدود ۴٫۴ متر میرسد. این تغییر در ابعاد قوس، ضمن ایجاد ظاهری ظریف، به کاهش وزن سازه هم کمک کرده است.
پشت این ظاهر فریبنده، محاسبات دقیق مهندسی قرار دارد؛ محاسباتی که به پل اجازه دادهاند حدود ۹۰ سال در برابر فشارها و شرایط دشوار محیطی دوام بیاورد.
با وجود گذشت نزدیک به یک قرن از ساخت پل ورسک، این سازه همچنان فعال است. قطارهای مسافربری مسیرهای تهران ـ ساری و تهران ـ گرگان، در کنار قطارهای باری و سایر قطارهای عبوری، روزانه چندین بار از روی آن میگذرند. در سالهای اخیر هم تصاویر عبور قطار از روی پل در شبکههای اجتماعی بارها منتشر شده و شگفتی مخاطبان را برانگیخته است.
ضمانت اولیه پل ۷۰ ساله بود؛ دورهای که در سال ۱۳۸۵ به پایان رسید. با این حال، پایان ضمانت به معنای پایان عمر سازه نبود. راهآهن ایران بهطور مستمر وضعیت پل را پایش میکند. از حدود سال ۱۳۹۵ هم حسگرهایی روی پل نصب شدهاند تا لرزشها و ارتعاشات ناشی از عبور قطارها را ثبت کنند و در صورت بروز وضعیت غیرعادی، امکان شناسایی و بررسی آن فراهم شود.
همچنین هر سال بازدیدهای تخصصی از زیر پل و بدنه آن انجام میشود و بخشهای فرسوده، در صورت نیاز، مورد ترمیم قرار میگیرند. مسئولان راهآهن اعلام کردهاند که پل از نظر ایمنی مشکل خاصی ندارد و وضعیت آن پایدار است.