فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۹۹۰۹
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۴ - ۲۷-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۹۹۰۹
انتشار: ۱۲:۲۴ - ۲۷-۰۷-۱۴۰۵
نگاهی متفاوت به بحث اخیر به قلم یک تاریخ‌پژوه

صفای لری؛ گندم دویست من، یک تومان!

س
درباره مهربانی، سادگی، بزرگواری و دادگری کریم‌خان داستان‌های بیشتری نسبت به سایر شاهان ایران گفته شده است. او نگران رفاه و امنیت مردم خویش بود وخسرو انوشیروان عادل یا شاه‌عباس بزرگ را تحت‌الشعاع خود قرار داد-جان آر. پری، نویسنده بخش زندیه در تاریخ ایران،به روایت دانشگاه کمبریج

عصر ایران؛ رضا شاه‌ملکی - عنوان این یادداشت را از یکی از مقالات مفصل شادروان باستانی پاریزی گرفته‌ام که در کتاب کوچه هفت‌پیچ آورده؛ مقاله‌ای در پیوند با قوم لر، اقتصاد شبانی و مسائل دیگر. او در مقدمه، در باره لرها می‌نویسد: «... گروه کثیری از مردم این مملکت که در آن‌ها صفا و پاکی و پاکیزه‌دلی و سادگی بی‌انتها دیده‌ام.»

گویا آقای سعید لیلاز- که تاریخ اقتصاد درس می‌دهند- در سخنانی گفته‌اند کریم‌خان زند یک لر بی‌سواد بود و دائم‌الخمر.

البته وقتی به سخنان ایشان رجوع کردم، دیدم در واقع بی‌پروایی کرده‌اند، ولی قصد توهین به قوم لر را نداشته‌اند. ظاهرا خواسته‌اند بگویند کریم‌خان، که به تعبیر ایشان بی‌سواد بوده، اهمیت منافع ملی را می‌دانسته و از این دست. منتها اشاره ایشان به لر بودن کریم‌خان، در کنار لحن صحبتشان، این برداشت را رقم زده که قصد توهین داشته‌اند ( و توضیح دادند بری هستند از چنین اتهامی).

این هم هست که اگر مثلا بگوییم نادرشاه که خراسانی بود، سیاست خشنی هم داشت و...، نباید به خراسانی‌ها بربخورد؛ و الخ. منتها نوع بیان را باید مراقب بود تا این معنی را ندهد که نادرشاه چون خراسانی بوده خشن بوده.

حال ببینید باستانی پاریزی همین سخن را درباره قوم لر، یعنی صفای درون آنان، چگونه بیان کرده است؛ و بالاتر آوردم.

آری، لرها حقیقتا ساده‌اند، و مقصود از ساده بودن، بی‌غل‌وغش بودن و صداقت است.

خدمت خوانندگان عرض کنم که اقتصاد شیراز و ایران کریم‌خانی، بدون اقتصاددانان و مشاورانی چون آقای لیلاز باسواد و دانشگاه‌رفته، این‌گونه بود که به تعبیر رستم‌الحکما: «یک من غله به شصت دینار و هل مثقالی به پنج دینار و گندم دویست من یک تومان می‌دادند.» یعنی مورخ دارد به حساب آنروز از وفور و ارزانی سخن می‌گوید. (رستم‌التواریخ، ص ۳۰۶)

در زمینه پرداخت کالابرگ! هم شاید برای باسوادان و تحصیل‌کردگان علم اقتصاد، چون آقای دکتر لیلاز، و البته دولتمردان ما و وزیر محترم اقتصاد و مانند ایشان جالب باشد که بدانند باز به قول رستم‌الحکما، او پافشاری داشت که غله باید به قیمت رسمی مصوب دولت در همه‌جا فروش رود و کالاهای اساسی آن روزگار چون نان و گوشت، با کیفیت یکسان به دست همه رسد و در همین راستا با احتکار و گرانفروشی به شدت مبارزه می‌کرد و تورم را به هر نحو کنترل می‌کرد . باز به نقل از همین منبع، کریم‌خان سیاست‌های اقتصادی کارآمدی را در زمینه مقابله با رکود کشاورزی در ایران روزگار خویش اجرا می‌کرد. (همان، ص ۳۰۷)

دکتر نوایی نیز در کتاب کریم‌خان زند اشاره دارد که برخلاف بسیاری از حکام، تمامی ساخت‌وسازها و معماری شکوهمندی که در شیراز پدید آورد، و دست‌کمی از اصفهان شاه‌عباس نداشت، با هزینه خزانه سلطنتی انجام شد و نگذاشت این هزینه‌ها بر جامعه فشار آورد یا به تورم بینجامد.

صفای لری؛ گندم دویست من، یک تومان!

و باز برای آنکه بدانیم همین کریم‌خان بی‌سواد چگونه می‌اندیشید و عمل می‌کرد، بد نیست به لقبی بپردازیم که برای خود برگزیده بود و همه با آن آشناییم. من ندانستم و از لحن آقای لیلاز هم سخت بتوان دریافت که با این لقب از روی تخفیف و تحقیر برخورد کرده‌اند یا نه؛ اما به گفته جان پِری، که یکی از بهترین کتاب‌ها را با عنوان (کریم‌خان زند) و نیز چندی از بهترین مقالات را درباره کریم‌خان نوشته است، او برخلاف انتظار بسیاری از معاصرانش و بر خلاف رویه تاریخ، عنوان شاه را نپذیرفت و عنوان وکیل را حفظ کرد؛ عنوانی برگرفته از سنتی کهن در ایران، در رسیدگی به شکایات و دادرسی، که در روایت سیاسی با مفهوم نمایندگی مردم پیوند می‌خورد. پری همچنین اشاره دارد که بسیاری از اقدامات او در جهت حمایت از توده‌های ستمدیده و کاهش رنج آنان بود. (رجوع شود به کتاب کریمخان زند، جان ریچارد پری، ترجمه علی‌محمد ساکی)

در باب تدبیر او نیز خوب است بدانیم که چگونه بر منافع ملی حساس بود و در برخی موقعیت‌ها بهتر از صد شاه باسواد روزنامه‌خوان و فرنگ‌رفته تحلیل می‌کرد.¹ فرصت‌الدوله در آثارالعجم می‌نویسد: «چند سفیر از هند ... به حضرت کریم‌خان معروض داشتند که یک کرور پیشکش می‌نماییم که میرزا نصیر حکیم را² به هندوستان بفرستید. کریم‌خان لمحه‌ای فکر نموده و گفت: یک کرور شما برای خودتان و حکیمک ما برای خودمان!»

در زمینه مهاجرت نیز کریم‌خان به شیوه‌ای عمل می‌کرد که، به نوشته کتاب تاریخ ایران، به روایت دانشگاه کمبریج، جلد ۷، «با دعوت‌های فعالانه از مسیحیان و... بازرگانان و بانکداران، موج فزاینده بازگشت آن‌ها به ایران ... را با مشوق‌های اقتصادی و معافیت‌های مالیاتی و... رقم می‌زد».

پیداست که این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که حکومت او بی‌نقص یا کاملا مردم‌مدار بوده است، اما برای شناخت اندیشه سیاسی و شیوه فرمانروایی‌اش اهمیت دارد.

همچنین در رویارویی‌های خود با انگلیسی‌ها که به دنبال منافع اقتصادی بیش از حق خود بودند، دکتر نوایی می‌نويسد که سخت مخالف واردات بی‌رویه و خروج اصطلاحا پول و ارز از کشور بود و همین، انگلیسی‌ها را حسابی از دست وی خشمگین ساخته بود.

مقصودم قدیس‌سازی از کریم‌خان نیست. برخلاف تصور آقای لیلاز، او در تدبیر ملک چندان هم موفق نبود. در مدت فرمانروایی وی، آذربایجان و کرمان ـ با وجود تقی‌خان درانی و شاهرخ‌خان زرندی ـ و خراسان ـ با حضور اولاد نادرشاه ـ و حتی در بیخ گوش او، یعنی لار، با شورش نصیرخان لاری، گرفتار آشوب بودند. هیچ شخصیت تاریخی نباید از نقد مصون باشد. اتفاقا دفاع معتبر از یک چهره تاریخی، دفاعی نیست که ضعف‌های او را پنهان کند؛ دفاعی است که اجازه نمی‌دهد جای تحلیل را پیش‌داوری بگیرد.

اما بگذارید داوری استاد بزرگ تاریخ ایران، شادروان باستانی پاریزی، را هم نقل کنم تا تصویر کریم‌خان کامل شود. باستانی می‌نویسد: «یکی از پادشاهان تاریخ ایران که با عدل بوده و با مردم، آدمی است لر روستایی، دانشگاه سوربون ندیده و نه حقوق بشر شناخته و نه تحصیل علوم و حقوق سیاسی کرده و نه در سوییس شاگرد مدرسه بوده؛ او اهل یکی از دهات ملایر بوده و کریم نام داشته و درد جامعه را درک می‌کرد و احتیاج جامعه را می‌شناخت...» ظاهراً شاه به‌قول‌بعضی‌ها بی‌سواد، در مملکت‌داری دست‌کم از بسیاری باسوادان کم نداشت!

ابوالحسن قزوینی نیز در فوائدالصفویه می‌نویسد: «مادام زندگانی تکلفی در لباس نفرمود. قبای تابستانه‌اش چیت ناصرخانی و لباس زمستانه‌اش قدک اصفهانی، شال و ترمه زردی را عمامه و دیگری را شال کمر می‌نمود و مادام زندگانی استعمال جواهر ننمود...»

این شواهد، در کنار دیگر گزارش‌های تاریخی، ما را به وجهی از شخصیت کریم‌خان می‌رساند که در داوری درباره او نباید نادیده گرفته شود: سادگی در زندگی شخصی، صمیمیت با مردم و توجه به رنج و نیاز جامعه.

تاریخ علم است؛ روش پژوهش دارد، فلسفه تاریخ دارد، نقد راوی و نقد روایت دارد و اجتهاد سلبی و اجتهاد ایجابی دارد. در یک کلام، باید تاریخ‌ورز و تاریخ‌شناس بود تا دست به داوری زد. نمی‌توان با چسباندن چند صفت به یک شخصیت تاریخی، کارنامه او را ارزیابی کرد؛ همان‌طور که نمی‌توان با ستایش‌های بی‌چون‌وچرا، او را از زمینه تاریخی‌اش جدا ساخت.

در سخن آقای لیلاز سه مسئله هست و هر یک را جداگانه می‌سنجم.

مسئله نخست، لر بودن کریم‌خان است. این موضوع نه راز است و نه صفتی که ذاتا بار اخلاقی یا ارزشی داشته باشد. به پژوهش جان پری، و بسیاری دیگر، کریم‌خان از ایل زند و از تیره لک بود؛ اینکه لک‌ها را شاخه‌ای از لرها بدانیم یا گروهی جدا در پیوند با لرها و کردها، خود میان پژوهشگران محل بحث است. اما در تصور عمومی و در همین مناقشه، او لر شمرده شده و ما نیز بر همین پایه سخن می‌گوییم.

اشکال آنجاست که هویت قومی در کنار «بی‌سوادی» و «مستی دائمی» قرار می‌گیرد و حاصل این هم‌نشینی، به‌جای تحلیل تاریخی، به سوءبرداشت دامن می‌زند. لر بودن نه فضیلت سیاسی را ثابت می‌کند و نه عیب سیاسی را؛ همان‌طور که هیچ هویت قومی دیگری نمی‌تواند جای سنجش تاریخی را بگیرد. منتها باید دقت کرد و به‌ویژه در مسائل تاریخی ظریف و سنجیده نوشت و سخن گفت؛ که، به قول خراسانی‌ها، به کهره و بره کسی برنخورد! آن هم درباره قومی که زرین‌کوب‌ها و سیدجعفر شهیدی‌ها از درونش بیرون آمده‌اند و مانند کردها به دلیل دیرینگی و پیوستگی‌شان در خاک ایران، صاحب‌خانه‌اند.

مسئله دوم، بی‌سواد خواندن کریم‌خان است.البته تعبیر سواد امروز با بیست سال پیش متفاوت است؛ با پنجاه سال پیش نیز مفهوم باسواد و بی‌سواد تفاوت دارد. اصولا تعبیر سواد از پس مشروطه با پیش از مشروطه متفاوت است. آقای لیلاز کلی حرف زده‌اند؛ منتها چون با ظرائف و دقائق مفاهیم تاریخی آشنا نیستند، اصطلاحا گاف داده‌اند و برای خود دردسر درست کرده‌اند.

این تعبیر نیازمند تعریف و سند است. آیا منظور این است که کریم‌خان آموزش رسمی و دانش نوشتاری نداشت؟ یا منظور ناآگاهی از سیاست و کشورداری است؟ این‌ها یک معنا ندارند. ممکن است فرمانروایی از آموزش رسمی و دانش کتابی بهره چندانی نبرده باشد، اما این موضوع به‌خودی‌خود درباره توانایی سیاسی، شیوه اداره کشور، مناسباتش با مردم یا نتایج حکومت او حکمی قطعی صادر نمی‌کند.

کما اینکه سلطان سنجر سلجوقی آشکارا می‌گفت؛ ما خواندن و نبشتن ندانیم! و البته مرد نیک سیرتی بود و کم آزار.

مسئله سوم، ادعای «دائم‌مست بودن» است.

تا جایی که می‌دانیم، کریم‌خان نه مانند سلطان مسعود تریاکی بود که همین چُرت پس از تریاک کشیدن، موجب تسلط لشکر طغرل بر او شد؛ نه مانند شمس‌الدین محمد از آل کرت که به گفته حبیب‌السیر، (ج ۳، ص ۳۷۹)، «در ده ماه حکومتش ده روز هم هوشیار نبود»؛ و نه مانند برخی دیگر، چون اولجایتو که به نقل از کتاب مطلع سعدین، ازکثرت مجامعت درگذشت! این ادعا درباره رفتاری مستمر است و بنابراین باید برای آن شاهدی متناسب ارائه کرد.

آقای لیلاز چیزهایی البته شنیده‌اند، منتها بعید بدانم از منبع باخبر باشند. برای همین عرض می‌کنم که اگر مثلا میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی، مخلص به «نامی»، در کتاب تاریخ گیتی‌گشا ی خود گزارشی در باب شراب‌نوشی کریم‌خان یا برخی افراد خاندان زند آورده باشد، باید گزارش‌ها را در بستر تاریخی خود بررسی کرد و از خلال یک یا چند گزارش نمی‌توان بی‌درنگ به «مستی دائمی» رسید. تفاوت میان «گزارش تاریخی»، «تفسیر گزارش» و «داوری شخصی» از ابتدایی‌ترین ملاحظات پژوهش تاریخی است.

کریم‌خان بی‌تردید شخصیتی فراتر از ستایش‌های بی‌سند و نکوهش‌های بی‌مدرک است. در ارزیابی وی باید به تمامی فرایند سیاست‌های اقتصادی و تجاری‌اش و شیوه‌ای که برای حکومت برگزید توجه کرد.

نویسنده بخش زندیه در تاریخ ایران، به روایت دانشگاه کمبریج، شیوه حکومت کریم‌خان را ترکیب کمیابی از قدرت، هدف، عقل سلیم و انسانیت توصیف می‌کند. دیگر منابع نیز وجوهی از این تصویر را تأیید می‌کنند. منابع و پژوهش‌های تاریخی، از روزگار زندیه تا پژوهش‌های معاصر، با همه تفاوت‌هایشان، برخی ویژگی‌ها را در تصویر کریم‌خان که لر هم بوده، برجسته کرده‌اند: صمیمیت با مردم، علاقه به آبادانی، دوری جستن از تزویر در دینداری و صداقت. این ویژگی‌ها را در آثار پژوهشگرانی چون زرین‌کوب ( روزگاران) ، نوایی ( کریمخان زند وکیل الرعایا) ، باستانی پاریزی ( آثار متعدد و بویژه مقاله صفای لری) ، جان پری ( کربمخان زند) پرویز رجبی، رضا شعبانی و... می‌توان پی گرفت.

منظورم با جناب لیلاز نیست. کلی می‌گویم که کسی که درباره تاریخ سخن می‌گوید، لازم نیست حتما مورخ حرفه‌ای باشد؛ اما اگر ادعایی تاریخی مطرح می‌کند، باید آماده باشد از شواهد آن دفاع کند. کریم‌خان زند را هم البته می‌توان نقد کرد؛ اما برای نقد او باید تاریخ خواند، و تاریخ‌شناس بود.

نمی‌دانم آقای لیلاز آخرین پژوهش تخصصی‌یی که درباره کریم‌خان زند یا دوره زندیه خوانده‌ یا نوشته، کدام کتاب یا مقاله بوده است؟

پایان سخن و داوری را به جان آر. پری، نویسنده بخش زندیه در تاریخ ایران، به روایت دانشگاه کمبریج، می‌سپاریم:

«درباره مهربانی، سادگی، بزرگواری و دادگری کریم‌خان داستان‌های بیشتری نسبت به سایر شاهان ایران گفته شده است. او به عنوان یک شاه خوب که نگران رفاه و امنیت مردم خویش بود، خسرو انوشیروان عادل یا شاه‌عباس بزرگ را تحت‌الشعاع خود قرار داد؛ وگرچه این شاهان و سایر شهریاران ایران از لحاظ افتخارات نظامی و اعتبار بین‌المللی از او برتر بودند، ولی خان‌زند هنوز تا امروز جایگاه بی‌همتای خود را در نظر هم‌میهنانش به عنوان مرد نیکی که تبدیل به شاه نیکی شد و همچنان نیک ماند حفظ کرده است. او از اصل و نسب پایین خود شرمسار نبود و هرگز نکوشید تا تبارنامه پرآوازه‌ای برای خود بتراشد و گذشته خویش را ـ به عنوان عضوی از یک ایل گمنام زاگرس ... ـ پنهان نگاه دارد...»

*پانویس‌ها

۱. این را هم آهسته می‌گویم که آقای خدیر نشنود؛ منظورم ناصرالدین‌شاه‌ها و امثالهم است!

۲. میرزا نصیر حکیم جهرمی، طبیب و عالم عصر زندیه، مشهور به خواجه نصیر ثانی.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
زخمی شدن عکاس ایرانی آلفرد یعقوب‌زاده در اعتراضات فرانسه اعلام زمان خاکسپاری سیروس ابراهیم‌زاده شگرد آمریکا برای سانسور وقایع تنگه هرمز از نظر تحلیلگر ریسک بازار انرژی انتصاب مهرداد اخلاقی به وزارت دفاع با حکم پزشکیان اژه‌ای: نباید کسانی که صرفا نگاه و نظر متفاوت دارند را از دایره‌ی خودی‌ها بیرون بدانیم شهر نیازمندِ موسیقی و نوای خوش است: موزیسین های خیابانی را دریابیم 3000 کلمه اصلی زبان انگلیسی کدامند؟ آموزش آسان همه این واژه ها در عصر ایران دیدنی های امروز؛ از اعتراضات سراسری در اروپا تا دوچرخه های اشتراکی در چین ادعای روبیو: اگر ایرانی‌ها سلاح هسته‌ای داشتند، می‌توانستند بگویند «تنگه هرمز متعلق به ماست! درخشش فیلم «من راکی را بازی می‌کنم» در جشنواره لندن شوک ترامپ به انتخابات اسرائیل با حمایت علنی از نتانیاهو الیف شافاک ؛ آیا در دوران آشوب، نوشتن داستان ارزشی دارد؟ مخبر: با جانشینی آیت الله مجتبی خامنه ای، کشور در آرامش است/ مادر بمب ها در خود آمریکا منفجر شده است قتل‌عام خانوادگی در برج معروف شمال تهران برادران کوئن شایعه اختلاف را رد کردند ؛ بازگشت به سینمای مشترک پس از ۸ سال
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا؟