فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۸۷۷۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۷ - ۲۲-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۸۷۷۶
انتشار: ۱۱:۲۷ - ۲۲-۰۷-۱۴۰۵
جیکوب ماندی، استاد استاد دانشگاه کولگیت نیویورک در گفت‌وگو با عصرایران:

آمریکا و اسراییل به‌دنبال فروپاشی ایران‌اند؛ بازگشت به گذشته ممکن نیست

.
آتش‌بس دائمی احتمالاً بهترین نتیجه‌ای است که می‌توانیم به آن امیدوار باشیم. اکنون که اسراییل و واشنگتن دستور کار واقعی خود را آشکار کرده‌اند -یعنی فروپاشی دولت ایران - دیگر بازگشتی به شرایط گذشته وجود ندارد.

عصر ایران؛ محمد حسن گودرزی- در شرایطی که روابط ایران و آمریکا با بی‌اعتمادی عمیق، تهدیدهای نظامی و اختلاف بر سر آینده برنامه هسته‌ای و امنیت منطقه‌ای روبه‌روست، چشم‌انداز دست‌یابی به توافقی پایدار همچنان مبهم است. 

هم‌زمان، اهمیت راهبردی تنگه هرمز، افزایش هزینه‌های انرژی و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، محاسبات سیاسی و اقتصادی واشنگتن را پیچیده‌تر کرده است. در این میان، نقش اسراییل در سیاست خارجی آمریکا و احتمال تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه نیز از عوامل مؤثر بر آینده این مناقشه به شمار می‌روند.

جیکوب ماندی (Jacob Mundy)، دانشیار و رئیس گروه مطالعات صلح و منازعه در دانشگاه کولگیت آمریکا، در گفت‌وگو با عصرایران، دولت ترامپ را مانع اصلی بازگشت به مسیر دیپلماسی می‌داند و معتقد است اهداف آمریکا و اسراییل از سطح اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای فراتر رفته است. 

او در این مصاحبه، چشم‌انداز مذاکرات، پیامدهای ادامه جنگ و احتمال تغییر جایگاه آمریکا در خاورمیانه را بررسی می‌کند.

 ***********************

*با توجه به وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا، از نظر شما مهم‌ترین مانع بازگشت دو طرف به یک توافق پایدار چیست؟ آیا اختلاف اصلی بر سر برنامه هسته‌ای است یا مسائل گسترده‌تری مانند نقش منطقه‌ای ایران و تضمین‌های امنیتی نیز مطرح هستند؟

-مانع اصلی، دولت ترامپ است. دولتی که به شکلی خطرناک بی‌کفایت  و در درون خود اختلافات عمیقی دارد و به‌شدت تحت تأثیر حکومت نتانیاهو قرار گرفته است. جناح‌هایی در آمریکا و اسراییل خواهان فروپاشی ایران اند، مشابه آنچه در لیبی، سوریه و عراق رخ داد. چگونه می‌توان به طرف مذاکره‌ای اعتماد کرد که در پی نابودی کشور شماست؟ می‌دانیم که دولت ترامپ از «مذاکرات» و «آتش‌بس‌ها» برای خریدن زمان و بازسازی سامانه‌های تسلیحاتی آمریکا، به‌ویژه سامانه‌های دفاع موشکی و موشک‌های کروز، استفاده می‌کند.

* بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن تا چه اندازه به مانعی ساختاری در برابر دیپلماسی تبدیل شده است؟ حتی اگر دو طرف درباره مسائل کلیدی به تفاهم برسند، آیا واقعاً می‌توانند به پایبندی یکدیگر به تعهدات‌شان اعتماد کنند؟

-ممکن است در این مرحله، شرایط از امکان دست‌یابی به توافق یا صلح فراتر رفته باشد. ترامپ و اسراییل موضوعی قابل مذاکره یعنی تسلیحات هسته‌ای، انرژی و فناوری‌ها را به مسئله‌ای حیاتی برای بقای ایران تبدیل کرده‌اند: آیا ایران با شکل کنونی حکومت خود یا در چارچوب ساختار اجتماعی و سرزمینی فعلی‌اش به حیات خود ادامه خواهد داد؟

وقتی مشخص شد که اسراییل و آمریکا اکنون در پی «سوریه‌ای‌کردن» ایران هستند، ماهیت منازعه تغییر کرد. در زبان دانشگاهی، به این وضعیت «بازی بزدل» (Game of Chicken) می‌گوییم؛ وضعیتی که در آن دو خودرو به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند تا مشخص شود کدام راننده ترسو است و برای جلوگیری از برخورد مسیرش را تغییر می‌دهد. اما اگر هیچ‌یک از طرفین حاضر نباشد بزدل به نظر برسد، نتیجه می‌تواند فاجعه‌بار باشد. در واقع، این جنگ هم‌اکنون برای بسیاری از ایرانیان و بخش‌هایی از اقتصاد جهانی فاجعه‌بار بوده است.

*تنگه هرمز یکی از کانون‌های اصلی اختلاف است. آیا این تنگه در نهایت می‌تواند اهرم فشاری مؤثر برای ایران در مذاکرات باشد، یا هزینه‌های ناشی از محدودیت کشتیرانی ــ که خود ایران نیز متحمل آنها می‌شود ــ استفاده از این اهرم را به راهبردی ناپایدار تبدیل می‌کند؟

-در حال حاضر، تنگه هرمز اهرم فشار مهمی برای ایران است؛ زیرا آمریکا و چین همچنان در حال مصرف ذخایر راهبردی نفت خود هستند. با نزدیک شدن به فصل زمستان، شاهد افزایش قیمت انرژی برای گرمایش و نیز برداشت محصولات پاییزی خواهیم بود. این یکی از دلایل توافق جدید ترامپ و پوتین درباره سوخت دیزل است؛ سوختی که برای برداشت محصولات کشاورزی اهمیت حیاتی دارد.

همان‌طور که پس از بسته‌شدن کانال سوئز در پی جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ دیدیم، ممکن است سازگاری‌های فناورانه به‌سرعت شکل بگیرند؛ برای مثال، نفتکش‌های غول‌پیکری که برای انتقال نفت از خلیج فارس به کار گرفته شدند، در شرایطی که مصر کانال سوئز را بسته نگه داشته بود. این نفتکش‌ها بخشی از اهرم فشار مصر را از بین بردند.

امروز نیز تلاش‌هایی برای ایجاد خطوط لوله جدید صورت خواهد گرفت تا اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز تضعیف شود؛ هرچند تکمیل این خطوط لوله سال‌ها زمان خواهد برد.

*نقش اسراییل را در آینده روابط ایران و آمریکا چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اگر واشنگتن و تهران به سمت مذاکره حرکت کنند، آیا اسراییل می‌تواند بر این روند تأثیر بگذارد؟

-اسراییل در حال حاضر در آمریکا به‌شدت نامحبوب است. انتخابات آمریکا در ماه نوامبر امسال و در سال ۲۰۲۸ به نوعی همه‌پرسی درباره روابط آمریکا و اسرائیل تبدیل خواهد شد. بنابراین، اسراییل تلاش خواهد کرد از دو سال پایانی دولت ترامپ برای تثبیت هرچه بیشتر جایگاه خود در امپراتوری آمریکا استفاده کند؛ همان‌طور که در مشارکت‌های دفاعی جدید میان اسراییل و آمریکا شاهد آن بوده‌ایم.

قدرت‌مندترین بخش «لابی اسراییل» در آمریکا، شرکت‌های تسلیحاتی‌ای هستند که بیشترین سود را از این رابطه می‌برند؛ از جمله بوئینگ، لاکهید مارتین و ریتون. مهم‌ترین منفعت اسرائیل برای این شرکت‌ها، توانایی آن در آزمایش این تسلیحات در شرایط واقعی است؛ برای مثال، آنچه در جریان نسل‌کشی در غزه رخ داد.

شهروندان آمریکایی کنترل چندانی بر سیاست خارجی کشورشان ندارند، اما خشم گسترده‌ای نسبت به رابطه آمریکا با اسراییل وجود دارد.

*اگر مذاکرات ایران و آمریکا از سر گرفته شود، واقع‌بینانه‌ترین نوع توافق چه خواهد بود؟ آیا بازگشت به توافق اولیه امکان‌پذیر است یا شرایط کنونی به توافقی کاملاً متفاوت نیاز دارد؟

-آتش‌بس دائمی احتمالاً بهترین نتیجه‌ای است که می‌توانیم به آن امیدوار باشیم. اکنون که اسراییل و واشنگتن دستور کار واقعی خود را آشکار کرده‌اند ــ یعنی فروپاشی دولت ایران ــ دیگر بازگشتی به شرایط گذشته وجود ندارد. گسترش سلاح‌های هسته‌ای در سراسر خاورمیانه اکنون اجتناب‌ناپذیر است.

*در آمریکا، احتمال جنگ با ایران هم‌زمان با افزایش هزینه‌های انرژی و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای مطرح شده است. افکار عمومی، هزینه‌های اقتصادی جنگ و ملاحظات انتخاباتی تا چه اندازه می‌توانند بر تصمیم‌های دولت ترامپ درباره ادامه درگیری یا مذاکره با ایران تأثیر بگذارند؟

-انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا ــ انتخاباتی که میان دو انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار می‌شود ــ معمولاً به سود حزب مخالف تمام می‌شود. انتخابات مجلس نمایندگان و سنا در ماه نوامبر امسال به همه‌پرسی درباره دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ تبدیل خواهد شد. نظرسنجی‌های فعلی نشان می‌دهند که هر دو مجلس کنگره به دست حزب دموکرات خواهند افتاد.

با افزایش هزینه‌های زندگی در آمریکا، از جمله قیمت انرژی در آستانه زمستان، مردم این کشور به‌شدت خشمگین هستند؛ به‌ویژه از جنگ پرهزینه و بیهوده علیه ایران که نامحبوب‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا است.

با این حال، کنگره جدید تا ماه ژانویه مستقر نخواهد شد. بنابراین، ترامپ چند ماه دیگر فرصت دارد تا جنگ علیه ایران را ادامه دهد.

*اگر دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای کنترل یکی از دو مجلس کنگره یا هر دو را به دست بگیرند، تا چه اندازه می‌توانند توانایی دولت ترامپ برای ادامه عملیات نظامی یا حفظ سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را محدود کنند؟

-دموکرات‌ها کنترل کنگره را به دست خواهند گرفت، اما پرسش اصلی این است که میزان کنترل آنها چقدر خواهد بود. ممکن است تلاش‌هایی برای متوقف‌کردن جنگ علیه ایران صورت بگیرد، اما این احتمال نیز وجود دارد که ترامپ دست‌کم ۳۳ سناتور را در حمایت از جنگ در کنار خود داشته باشد؛ تعدادی که بتوانند تلاش‌ها در سنا برای توقف جنگ یا قطع بودجه آن را مسدود کنند.

با این حال، جریان‌های امپریالیستی در حزب دموکرات همچنان از تحریم ایران و تداوم اتحاد با اسرائیل حمایت خواهند کرد. شاهد حضور دموکرات‌های ضد‌امپریالیست بیشتری در کنگره خواهیم بود، اما آنها اکثریت را در اختیار نخواهند داشت.

*اگر وضعیت کنونی ــ نه جنگ تمام‌عیار و نه توافقی پایدار ــ ادامه پیدا کند، مهم‌ترین پیامد آن برای ایران، آمریکا و خاورمیانه چه خواهد بود؟ آیا چنین وضعیتی در نهایت به توافق منجر می‌شود یا خطر دور تازه‌ای از درگیری را افزایش می‌دهد؟

-این وضعیت به یک جنگ سرد واقعی تبدیل خواهد شد، اما فکر می‌کنم بسیاری از رهبران خاورمیانه اکنون خطرات اتکای امنیتی به آمریکا را درک کرده‌اند. تمام «تضمین‌های امنیتی» آمریکا و پایگاه‌های نظامی این کشور در خاورمیانه، صرفاً باعث ناامن‌تر شدن منطقه شده‌اند.

به نظر من، این موضوع معنادار است که عربستان سعودی به توافق‌نامه‌های ابراهیم نپیوسته و در عوض به دنبال ایجاد مشارکت‌های امنیتی متفاوتی است. اسرائیل و امارات متحده عربی نیز به دلیل سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده و نسل‌کشی(اسرائیل)، بیش از پیش در معرض انتقاد قرار گرفته‌اند و افکار عمومی جهان در حال چرخش علیه آنهاست.

چین ناگزیر قدرتمندتر از آمریکا خواهد شد و در نتیجه، آینده خاورمیانه به سمت پکن حرکت می‌کند. همان‌طور که اکنون می‌بینیم، پایان امپراتوری آمریکا خشونت‌بار و بی‌ثبات‌کننده خواهد بود؛ اما این روند، هرقدر هم ترامپ، بایدن و دیگر امپریالیست‌ها تلاش کنند، قابل بازگشت نیست.

برچسب ها: آمریکا ، اسراییل ، ایران ، جنگ
ارسال به دوستان
captcha
خاتمی مثل سروش: نه به «لیبرالیسمِ دربست» صمد حسن‌زاده، آرامش در اتاق و اعتماد در بخش خصوصی؟ پایان عصر ضدپیری: طول عمر عملکردی، معیار جدید سلامت از دهه پنجاه به بعد دیدنی های امروز؛ از موزه دفاع ملی کره شمالی تا مجسمه فولادی 50 متری در برزیل برخورد پهپاد ناشناس به یک لنج در سیریک، سه صیاد را به بیمارستان فرستاد بزرگترین روستای نفتی شادگان زیر سایه محرومیت آموزشی؛ از غیبت معلمان تا ترک تحصیل دختران اولین زن سومالیایی، نماینده پارلمان انگلیس شد اف بی آی یک مهندس سعودی را بازداشت کرد/ اتهام: شنود مکالمات محرمانه شرکت OpenAI پشت پرده لغو تور کنسرت‌های گروه پالت اعتماد اعضا به اتاق بازرگانی ایران چگونه ساخته می‌شود؟ آقای وزیر خارجه انگلیس؛ آیا ایران متجاوز است؟! آمریکا و اسراییل به‌دنبال فروپاشی ایران‌اند؛ بازگشت به گذشته ممکن نیست راز ناکام ماندن پاتریوت‌های عربستان در حفاظت از فرودگاه ریاض/ حوثی‌ها چگونه سامانه‌های پدافندی را گول زدند؟ دارایی‌های بزرگ، سودآوری پایین؛ چرا بنگاه‌های بزرگ ایران زیان‌ده هستند؟ نگاهی به ایران‌خودرو، هپکو و دخانیات از دریچه مدل ۷S مکنزی اسدالله یکتا؛ فرصت کار، نه ترحم