فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۷۹۷۷
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۴ - ۱۹-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۷۹۷۷
انتشار: ۱۴:۱۴ - ۱۹-۰۷-۱۴۰۵
به بهانۀ زادروز استاد شفیعی کدکنی

عکس و مکث/ استادی که در حلقه شاگردانش ماندگار شد

.
استاد در مرکز تصویر است، اما معنای عکس تنها به او محدود نمی‌شود؛ حلقه شاگردان نیز به همان اندازه اهمیت دارد. این جمع، تصویری از میل به آموختن است؛ از نسلی که هنوز برای شنیدن، فهمیدن و نشستن پای سخن یک معلم، وقت و حوصله دارد.

عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- بعضی عکس‌ها از لحظه‌ای معمولی آغاز می‌شوند، اما در گذر زمان، معنایی فراتر از قاب خود پیدا می‌کنند؛ از خاطره‌ای شخصی بیرون می‌آیند، به حافظه جمعی راه می‌یابند و سرانجام بر دیوارهای یک شهر می‌نشینند. عکس محمدرضا شفیعی کدکنی در میان شاگردانش، از همین جنس است: تصویری از یک کلاس درس که به روایتی از نسبت استاد و شاگرد، شعر و زندگی، و دانایی و فروتنی بدل شده است.

در این عکس، شفیعی کدکنی نشسته است و شاگردانش گرداگرد او حلقه زده‌اند. نه خبری از فاصله‌های رسمی و تشریفات معمول است و نه از آن هیبت سردی که گاه میان استاد و دانشجو دیوار می‌کشد. آنچه دیده می‌شود، مرکزیتی است که نه با ارتفاع صندلی و میز، بلکه با نیروی دانایی و جاذبه کلام شکل گرفته است. استاد در مرکز تصویر است، اما معنای عکس تنها به او محدود نمی‌شود؛ حلقه شاگردان نیز به همان اندازه اهمیت دارد. این جمع، تصویری از میل به آموختن است؛ از نسلی که هنوز برای شنیدن، فهمیدن و نشستن پای سخن یک معلم، وقت و حوصله دارد.

همه‌چیز در این قاب ساده است، اما هیچ‌چیز بی‌معنا نیست. استاد نشسته است و شاگردان نزدیک اویند. صحنه‌ای که در ظاهر به هزاران کلاس درس دیگر شباهت دارد، اما در باطن یادآور یکی از کهن‌ترین تصویرهای فرهنگ ایرانی است: حلقه‌ای که در آن، دانش نه کالایی برای انتقال، بلکه تجربه‌ای برای شریک‌شدن است. در چنین حلقه‌ای، آموختن فقط به یادگرفتن اطلاعات و محفوظات خلاصه نمی‌شود؛ نوعی تربیت نگاه و گوش و زبان نیز در کار است.

شفیعی کدکنی، شاعر و پژوهشگر برجسته ادبیات فارسی، برای بسیاری تنها نامی در کتاب‌های دانشگاهی نیست. او از چهره‌هایی است که زندگی حرفه‌ای‌شان یادآور پیوند میان پژوهش دقیق، دلبستگی به زبان فارسی و استمرار سنت ادبی ایران است. در روزگاری که دانش گاه زیر فشار سرعت، مدرک‌گرایی و نمایش‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد، تصویر او در میان شاگردانش معنایی دوچندان پیدا می‌کند: یادآوری اینکه آموزش، پیش از هر چیز، رابطه‌ای انسانی است؛ رابطه‌ای که در آن، حضور و توجه استاد می‌تواند چیزی فراتر از یک درس به شاگرد ببخشد.

اما وقتی این عکس از فضای کلاس بیرون می‌آید و به دیوارنگاره‌ای در میدان جهاد تهران تبدیل می‌شود، اتفاقی مهم‌تر از بزرگ‌شدن یک تصویر رخ می‌دهد. در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶، تصویر استاد به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و در پاسداشت بیش از شش دهه تلاش او برای ادبیات فارسی بر دیوارنگاره این میدان نشست. عکس دیگر فقط یادگاری شاگردان از کلاس استاد نیست، به تصویری عمومی تبدیل می‌شود که رهگذران، حتی اگر هرگز در درس او حاضر نشده باشند، می‌توانند در برابرش مکث کنند.

دیوارنگاره‌ها معمولاً قرار است چهره‌هایی را به شهر معرفی کنند، چهره‌هایی که گاه در هیاهوی روزمره فراموش می‌شوند. اما اهمیت این تصویر در آن است که به‌جای نمایش یک چهره تنها، رابطه‌ای را به نمایش می‌گذارد. شفیعی کدکنی در این قاب، نه در قامت پرتره‌ای رسمی و دور از دسترس، بلکه در میان کسانی دیده می‌شود که به شوق آموختن گرد او آمده‌اند. گویی شهر برای لحظه‌ای به کلاس درس تبدیل شده است، کلاسی بی‌دیوار که هر رهگذری می‌تواند خود را یکی از حاضران آن تصور کند.

شاید در همین روزگار پرشتاب، که تصویرها به‌سرعت ساخته و مصرف می‌شوند، باید بیش از همیشه قدر چنین عکس‌هایی را دانست. این تصویر به ما یادآوری می‌کند که اعتبار یک معلم را نه فقط در عنوان‌ها و کتاب‌هایش، بلکه در اشتیاق کسانی می‌توان دید که می‌خواهند پای سخنش بنشینند. حلقه شاگردان، در واقع، ادامه حضور استاد در جهان است، حضوری که از کلاس فراتر می‌رود و در ذهن و زبان نسل‌های بعدی دوام می‌آورد.

در زادروز شفیعی کدکنی، می‌توان به این عکس همچون هدیه‌ای به فرهنگ ایرانی نگاه کرد. تصویری از دانایی که به جای ایستادن بر فراز دیگران، در میان آنان نشسته است؛ تصویری از استادی که حلقه پیرامونش، بیش از هر قاب و تندیسی، معنای جایگاه او را آشکار می‌کند.

شاید بهترین بزرگداشت یک معلم همین باشد که تصویرش نه فقط بر دیوار شهر، بلکه در میل آدم‌ها به خواندن، اندیشیدن و آموختن زنده بماند.آنچه این عکس را ماندگار می‌کند، صرفاً حضور شفیعی کدکنی نیست، حضور شاگردانی است که گرد او حلقه زده‌اند. زیرا استاد، هرقدر بزرگ، در خلأ معنا پیدا نمی‌کند. او در نگاه کسانی ادامه می‌یابد که از او آموخته‌اند و روزی خود چراغی برای دیگری خواهند شد. این حلقه، اگر خوب نگاه کنیم، هنوز بسته نشده است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
جزئیات جذب استعدادهای برتر ملی در دانشگاه فرهنگیان برند رحیم قربانی چه چیزی کم‌ دارد؟ بررسی برند بنیان‌گذار ابنیه‌سازان مقاوم قربانی و پروژه‌های رونیکا پالاس مجری مشهور «هر کس نمی‌خواد بذاره بره»، از «مملکت» رفت (+فیلم) «آتش کینه» جان پیرمرد ۷۰ ساله را گرفت گربه‌های خانگی درمعرض خطر انگلی پنهان؛ نتیجه بررسی ۱۵۰هزار نمونه مدفوع در خاکسپاری داریوش عیاری چه گذشت؟ عکس و مکث/ استادی که در حلقه شاگردانش ماندگار شد سیلاب در 5 استان ۷ تن را کشت و ۲ نفر را با خود برد تب پاییزی؛ مراقب کدام عفونت‌های فصلی باشیم؟ کراتین طبیعی در غذاها؛ کدام گوشت و ماهی برای عضلات بهتر است؟ (+اینفوگرافیک) چشم‌انداز «شمال تهران» از بالای شمس‌العماره در دوران ناصرالدین شاه چرا بعضی‌ها در گرمای ۳۰ درجه چای داغ می‌نوشند؟ / پاسخ علم چیست؟ ادعای ازسرگیری فعالیت های یک سایت ادعایی هسته ای ایران صنعت بی‌سرمایه؛ بحران شکاف در زنجیره دانش «ارتورکسیا»؛ وقتی بشقاب غذا زندگی‌تان را گروگان می‌گیرد