عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- ژانیر بولسونارو پس از شکست در انتخاباتِ 2022 و محکومیت در پروندۀ تلاش برای کودتا، از صحنۀ سیاسی کنار گذاشته شد، ولی جریان سیاسیاش از بین نرفت. او حالا با حضور پررنگتر خانوادهاش در کنگره و نامزدیِ فلاویو بار دیگر در کانون قدرت قرار گرفته است. رقابت تنگاتنگ و زمان سرنوشتساز است؛ لولا باید رأیدهندگانِ مردد و میلیونها شهروندی را که در دور نخست رأی ندادند، به پای صندوقها بازگرداند و معادله را تغییر دهد.
انتخابات ریاستجمهوری برزیل با نتیجهای به پایان رسید که برای اردوگاهِ چپ و بسیاری از رأیدهندگانِ میانهرو غیرمنتظره بود. «فلاویو بولسونارو» (پسر رئیسجمهور پیشینِ برزیل) در دور نخست با کسب 47.03 درصد آرا معادل 56.1 میلیون رأی در جایگاه نخست قرار گرفت و «لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا» (رئیسجمهور کنونی و رهبر تاریخیِ حزب کارگر که از 2003 تا 2010 نیز رئیسجمهور بود.) با 45.16 درصد و 53.9 میلیون رأِی دوم شد. از آنجا که هیچیک از نامزدها بیش از نیمی از آرای معتبر را به دست نیاوردند، دو رقیب باید 25 اکتبر، بار دیگر مقابل یکدیگر قرار بگیرند.
رقابت تنگانگ و سرنوشتساز است. آنچه در برزیل رخ داده، آزمونی برای ماندگاری جنبشی است که ژائیر بولسونارو در سالهای گذشته بنا کرد و اکنون پس از حذف او از صحنۀ سیاسی، پسرش میکوشد به سرانجام برساند.
ژائیر بولسونارو از سال 2019 تا 2022 رئیسجمهور برزیل بود و با تکیه بر محافظهکاری اجتماعی، تأکید بر ارزشهای سنتی، سیاستهای سختگیرانه در برابر جرایم و حمایت از حق مالکیتِ سلاح، پایگاه گستردهای در میان محافظهکاران، بخشی از کلیسای انجیلی و رأیدهندگانِ ناراضی از احزابِ سنتی ایجاد کرد.
[م. کلیسای انجیلی، شاخهای پرنفوذ از مسیحیتِ پروتستان است که در برزیل پایگاه اجتماعی قدرتمندی دارد و در سیاستِ ایالاتمتحده نیز از حامیان اصلیِ ترامپ و ارزشهای محافظهکارانۀ او است. این جریان بر خانوادۀ سنتی، مخالفت با سقط جنین و نقش پررنگِ دین در جامعه تأکید دارد و در شکلگیری ائتلاف سیاسیِ ترامپیسم اهمیت زیادی یافته است.]
انتخابات 2022، نقطهٔ عطف این مسیر بود. بولسونارو در رقابتِ تنگاتنگ با لولا شکست خورد و پس از آن، اعتراضها و حملۀ هوادارانش به ساختمانهای کنگره، دیوان عالی و کاخ ریاستجمهوری در ژانویۀ 2023، بحران سیاسی عظیمی پدید آورد. درنهایت، بولسونارو به اتهامِ تلاش برای کودتا و جرایم مرتبط با آن به 27 سال و 3 ماه زندان محکوم شد.
[م. اشاره به پروندهای دارد که در آن بولسونارو و همدستانش به تلاش برای برهمزدنِ نتیجۀ انتخاباتِ 2022 و حفظِ قدرت متهم شدند. یورش هواداران بولسونارو به مراکز دولتی برزیل در اعتراض به شکستِ انتخاباتی در 8 ژانویۀ 2023، صورت گرفت؛ رویدادی مشابه حملۀ 6 ژانویۀ 2021 هواداران ترامپ به کنگرۀ آمریکا.]
اما کنار رفتنِ ژائیر به معنای پایانِ «بولسوناریسم» نبود. در انتخابات 2026، چهار عضو خانوادهاش به کنگره راه یافتند. «میشل بولسونارو» (همسر او) و «کارلوس بولسونارو» (پسرش) به سنا رسیدند و «ژائیر رنان بولسونارو» (پسر کوچکترش) به مجلس نمایندگان راه یافت. «تارسیزیو دی فریتاس» (وزیر دولت پبشین ژائیر) نیز بار دیگر فرماندار سائوپائولو شد. از این منظر، انتخابات کنونی آزمونی برای این پرسش است که آیا جنبش سیاسی میتواند بدون حضور ژائیر در رأسِ قدرت، ادامه یابد یا خیر؟
[م. بولسوناریسم، جریان سیاسیِ شکلگرفته پیرامون ژانیر بولسونارو است که بر محافظهکاریِ اجتماعی، ملیگرایی، امنیتِ سختگیرانه و مخالفت با چپگرایی تأکید دارد.]
فلاویو کوشیده در عین وفاداری به میراثِ پدر، چهرهای متفاوت از خود به نمایش بگذارد. او خود را نسخهای میانهروتر از پدرش نمایانده تا برای سرمایهگذاران و رأیدهندگانِ بیمناک از وضعیت اقتصادی جذابتر باشد. درعینحال وعده داده اقدامات قضایی علیه اعضای خانواده از جمله حصر و محکومیتِ پدرش را تغییر دهد.

«میگل لاکو» (استاد علوم سیاسی) معتقد است لولا در سال 2022 توانست مدتی پیشرویِ جنبشِ پوپولیستیِ بولسونارو را متوقف کند؛ بخشی از این موفقیت به خاطرۀ خوبِ مردم از دو دورۀ نخستِ ریاستجمهوریاش از 2002 تا 2010 برمیگردد. آن زمان، رونق جهانیِ بازار کالاهای اساسی به دولت لولا امکان داد برنامههای گستردۀ رفاه اجتماعی را تأمین مالی کند و میلیونها برزیلی را از فقر خارج کند. اما از نظر لاگو، آن پیروزی وقفهای موقت در روند رشدِ جناح راست بود و نتیجۀ انتخاباتِ 2026 نشان میدهد پایگاه اجتماعیِ بولسوناریسم همچنان پابرجاست.
لولا اکنون با مشکل دیگری هم مواجه است؛ بخشی از رأیدهندگان حتی اگر به بولسوناریسم وابسته نباشند، از دولتِ کنونی رضایت ندارند. تحلیلگران به مسائلی مانند هزینههای زندگی، بدهی خانوارها، ناامنی و عملکرد اقتصادی اشاره کردهاند؛ موضوعاتی که در سایۀ بحثهای مربوط به حاکمیت ملی، منابع معدنیِ راهبردی و سیاستِ خارجی قرار گرفتهاند.
لولا پس از اعلام نتایج سعی کرد شکستِ دور نخست را پایان کار قلمداد نکند. پس اعلام کرد از روز بعد کارزار جدیدی آغاز خواهد شد و در رقابتِ دوقطبی، تفاوتِ برنامههای دو نامزد برای برزیل روشنتر خواهد شد. او همچنین وعده داده گذشتۀ سیاسیِ رقیبش، روابط او با چهرههای زیرزمینیِ ریودوژانیرو و اتهامات فساد را برجسته کند؛ اتهاماتی که بولسونارو رد کرده است.
[م. ریودوژانیرو یکی از بزرگترین شهرهای برزیل در ساحل اقیانوس اطلس و پایتختِ ایالت ریودوژانیرو است. پایتخت کنونی برزیل هم برازیلیا است.]

یکی از مهمترین تحولاتِ این انتخابات، خارج از رقابتِ مستقیمِ لولا و فلاویو رخ داده و عبارت است از «تقویتِ چشمگیر جناح راست در کنگره». حزبِ لیبرالِ بولسونارو که پیشتر 15 کرسی از 81 کرسی سنا را تصاحب کرده بود، اکنون 28 کرسی در اختیار دارد و این قویترین عملکرد یک حزب سیاسی در سنا از زمانِ بازگشتِ برزیل به دموکراسی در سال 1985 است. شمار اعضای این حزب در مجلسِ نمایندگان از 98 به 121 کرسی رسیده و از میان 54 سناتور منتخب، 34 نفر از جناح راست یا راست افراطی هستند.
این تغییر برای آیندۀ سیاسیِ برزیل اهمیتِ زیادی دارد. حتی اگر نتیجۀ ریاستجمهوری جداگانه بررسی شود، آرایش جدید کنگره میتواند فضای سیاستگذاری کشور را تغییر دهد و در صورت پیروزیِ فلاویو، اجرای برنامههای اقتصادیاش را آسانتر کند. محورهای اقتصادیِ این جریان عبارتند از انضباط مالی، خصوصیسازی و کاهش مالیات.
از سوی دیگر، کنترل بیشتر کنگره میتواند زمینۀ عفو ژائیر بولسونارو را فراهم کند. میگل لاکو معتقد است در صورتِ چنین تحولی، ژائیر میتواند بار دیگر نقش مهمی در رهبری جریان راست ایفا کند و فلاویو هم مسئول ادارۀ دولت خواهد بود.
موفقیتِ فلاویو صرفاً در گرو ماندگاریِ خاندان بولسونارو نیست و در این بین باید از چند عامل سیاسی و اجتماعی یاد کرد که در تقویتِ جریان بولسوناریسم مؤثر بودهاند؛ یکی از این عوامل، «نفوذ کلیساهای انجیلی» است. مسیحیان انجیلی اکنون حدود یکسومِ جمعیت برزیل را تشکیل میدهند و بخشی از رهبران این کلیساها از مدتها پیش با خانوادۀ بولسونارو رابطۀ سیاسی نزدیکی داشتهاند. شبکههای اجتماعی و رسانههای وابسته به این کلیساها در بسیج رأیدهندگان نقش دارند.
عامل دیگر، «ناامنی شهری» است. سیاستمداران بولسوناریست با وعدههای سختگیرانه در مقابله با جرایم، حمایت از پلیس و مواضع شدید دربارۀ مجازاتِ مجرمان توانستهاند بخشی از رأیدهندگانی را که از خشونت شهری به ستوه آمدهاند، جذب کنند. این گفتمان در سالهای اخیر در بخشهایی از آمریکای لاتین، از جمله در سیاستهای «نایب بوکله» در السالوادور نیز دیده شده است.
[م. برخی شهرهای برزیل با خشونت مسلحانه، فعالیتِ گروههای تبهکار و قاچاق شدیدِ مواد مخدر مواجهند. در سالهای اخیر، گسترش گروههایی مثل «فرماندهی سرخ» و «نخستین فرماندهی پایتخت»، جغرافیای جرایم سازمانیافته و خشونتِ مرگبار را در بخشهایی از کشور تغییر داده است.]
[م. نایب بوکله از 2019 رئیسجمهور السالوادور است؛ چهرهای پوپولیست و راستگرا که با سیاستهای سختگیرانۀ امنیتی و کاهش شدیدِ جرائم، شهرت جهانی یافته است.]
در چنین شرایطی، بخشی از آرای فلاویو، الزاماً رأی مستقیم به همۀ برنامههایش نیست و رأی اعتراضی علیه دولت لولا محسوب میشود. همین مسأله یکی از دلایلی است که نشان میدهد سرنوشتِ دور دوم را نمیتوان صرفاً از روی نتیجۀ دور نخست تعیین کرد.
[م. رأی اعتراضی رأیی است که لزوماً نشانۀ حمایتِ عمیق از یک نامزد نیست و برای ابراز مخالفت با رقیب یا وضعیت سیاسیِ موجود داده میشود.]

حدود 33 میلیون برزیلی در دور نخست رأی ندادند. چند میلیون رأی هم به نامزدهای دیگر تعلق گرفت؛ از جمله رونالدو کایادو، رنان سانتوس و رومئو زِما که مجموع آرایشان بیش از 5.5 میلیون رأی است. سانتوس گفته از هیچیک از دو نامزد حمایت نمیکند. زما گفته در دور دوم علیه حزب کارگر رأی خواهد داد و کایادو هنوز موضع مشخصی ندارد. بنابراین لولا و فلاویو درحالحاضر باید تلاش کنند رأیدهندگانِ خارج از پایگاه اصلی را جذب کنند.
کامیلا روچا (استاد علوم سیاسی) پس از گفتوگو با رأیدهندگان مردد به «بیتفاوتی سیاسی گسترده» اشاره کرده است. این بیتفاوتی بهویژه در بین کسانی که با بولسوناریسم همسو نیستند، ولی ممکن است به لولا رأی دهند، مشهود است. نکتۀ مهمتر این است که فلاویو با بیش از بیست سال حضور در سیاست، همچنان برای برخی رأیدهندگانِ مردد، چهرۀ تازهای است. این برداشت در شرایطی شکل گرفته که اتهاماتِ فساد و ارتباط با گروههای شبهنظامی نیز علیه او مطرح شده است.
پیروزی دور نخستِ فلاویو برای جریان محافظهکار نزدیک به ترامپ نیز اهمیت دارد. ترامپ از خانوادۀ بولسونارو حمایت کرده و پس از اعلامِ نتایج، پیروزی فلاویو را دستاورد بزرگ دانسته است. «خاویر میلی» (رئیسجمهور رادیکال و راستگرای آرژانتین) هم پیروزی فلاویو را تاریخی خوانده و نتانیاهو نیز برایش در مرحلۀ نهاییِ انتخابات آرزوی موفقیت کرده است.
[م. در سالهای اخیر گرایش به راست محافظهکار در جهان آشکارتر شده است. موج راستگرایی افراطی در کشورهای آمریکای لاتین از جمله آرژانتین (خاویر میلی)، برزیل (بولسونارو)، شیلی (خوزه آنتونیو کاست)، پرو (کیکو فوجیموری) و کلمبیا (آبلاردو دلا اسپریئیا) رو به گسترش است. راستگرایی پس از بازگشتِ ترامپ در اروپا و بهطور مشخص در آلمان (فردریش مرتس)، ایتالیا (جورجیا ملونی) و حتی دولت راست میانۀ فرانسه (امانوئل مکرون) نفوذ بیشتری یافته است. در آسیا هم این روند دیده میشود؛ هند با دولت ملیگرای هندو به رهبری نارندرا مودی، ژاپن با دولت محافظهکار سانائه تاکایچی و رشد حزب راست افراطیِ سانسیتو، بنگلادش با دولت راستگرای طارق رحمان و تایلند با دولت محافظهکار آنوتین چارنویراکول شاهد تقویتِ نیروهای محافظهکار بودهاند.]
این حمایتها در شرایطی رخ میدهند که در سالهای اخیر، سیاستمدارانِ نزدیک به ترامپ در بخشهایی از آمریکای لاتین نفوذ بیشتری یافتهاند. از این منظر، انتخابات برزیل میتواند بر جهتگیری سیاسیِ منطقه و جهان اثر بگذارد.

یادداشت مترجم:
برزیل بزرگترین کشور آمریکای جنوبی و پنجمین کشور پهناور جهان است. این کشور 8.5 میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد و در شرق قاره، در امتداد اقیانوس اطلس قرار دارد. بخش بزرگی از آمازون نیز در قلمرو آن واقع شده و تقریباً با همۀ کشورهای آمریکای جنوبی جز شیلی و اکوادور مرز مشترک دارد.
برزیل بیش از سه قرن مستعمرۀ پرتغال بود و در 7 سپتامبر 1822 به استقلال رسید. البته برخلاف بسیاری از مستعمرههای اسپانیایی، پس از استقلال به جمهوری تبدیل نشد و تا 1889 امپراتوری بود. این کشور در دورۀ استقلال با نیروهای پرتغالی درگیری نظامی داشت، ولی تاریخش مملو از جنگهای داخلی و منازعات منطقهای (ازجمله جنگ پاراگوئه در قرن نوزدهم) است. در جنگ جهانی دوم نیز در کنار متفقین جنگید.
برزیل امروز جمهوری فدرال و دموکراتیک است، اما مسیر سیاسیاش همیشه دموکراتیک نبوده. این کشور از 1964 تا 1985 تحت حکومت نظامی قرار داشت و پس از آن به سیستم غیرنظامی بازگشت. از نظر اقتصادی، قدرتِ بزرگ و اقتصاد درحالتوسعه با درآمدِ متوسطِ رو به بالا است. کشاورزی، معدن، انرژی، صنعت و خدمات، بخشهای متنوع اقتصادیاش را تشکیل میدهند و بااینحال، نابرابری، فقر، ضعفِ زیرساخت و شکاف در کیفیتِ آموزش و خدمات عمومی از چالشهای اصلی این کشور هستند.
اهمیت انتخابات 2026 را نباید صرفاً در پیشتازی فلاویو از لولا در دور نخست ببینیم. تحول عمیقتر، تغییر شکلِ بولسوناریسم پس از خروجِ ژائیر از صحنۀ سیاسی است. ژائیر بولسونارو زمانی نمادِ شخصیِ این جریان بود؛ سیاستمداری که با گفتمان محافظهکارانه، ضدنخبگانی و سختگیرانه در حوزۀ امنیت توانست میلیونها رأی کسب کند.
شکستِ او در انتخاباتِ 2022 و سپس محکومیتش به دلیل تلاش برای برهمزدنِ نتیجۀ انتخابات، میتوانست به تضعیف این جریان منجر شود، اما نتیجۀ 2026 خلاف چنین روندی را نشان داد؛ اعضای خانوادۀ بولسونارو در کنگره حضور پررنگتری یافتهاند، متحدانِ این جریان در ایالتهای مهم پیروز شدهاند و فلاویو توانسته نام خانوادگی پدر را به سرمایۀ انتخاباتی تبدیل کند.
درعینحال، این انتخابات نشان میدهد همۀ رأیدهندگان به فلاویو، الزاماً خواهان بازگشت کامل سیاستهای ژائیرو نیستند. فلاویو کوشیده تصویری متفاوت از پدرش ارائه کند و بخشی از رأِی او میتواند حاصل نارضایتی از عملکرد دولت لولا باشد. واکنش بازارها نیز نشان میدهد سرمایهگذاران، نتیجۀ دور نخست و قدرتگرفتن جریان راست را از منظر اقتصادی دنبال میکنند.
شاخص بورس برزیل در پی نتیجۀ انتخابات بیش از 8 درصد جهش کرد و ارزش رئال نیز بیش از 4 درصد تقویت شد. این واکنش به معنای قضاوت دربارۀ نتیجۀ سیاسی انتخابات نیست و بیشتر نشاندهندۀ انتظارات بازار از مسیر سیاست اقتصادیِ آینده است.
بنابراین مسئله برای لولا فقط رقابت با فلاویو نیست. او باید رأیدهندگانی را که از بولسوناریسم فاصله دارند و از دولت کنونی هم رضایت ندارند، دوباره به مشارکتِ سیاسی ترغیب کند. 33 میلیون رأیدهندۀ غایب و آرای نامزدهای محذوف اهمیت ویژهای دارند. بااینحال، بسیج رأیدهندگانی که در دور نخست ترجیح دادهاند در انتخابات شرکت نکنند دشوار است؛ بهویژه آنکه بخش قابلتوجهی از آنها ممکن است اساساً خود را متعلق به هیچیک از این دو اردوگاه سیاسی ندانند.
از سوی دیگر، جریان بولسونارو اکنون از مزیتی ساختاری برخوردار است؛ حتی اگر نتیجۀ ریاستجمهوری در دور دوم تغییر کند، نفوذ این جریان در کنگره، ایالتها و شبکههای اجتماعی باقی خواهد ماند. به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که چهکسی کاخ ریاستجمهوری را در اختیار میگیرد؛ مسئله این است که چهنیرویی قادر خواهد بود دستور کار سیاسی برزیل را در سالهای آینده تعیین کند.
پیروزی نامزدهای بولسوناریست در انتخاباتِ کنگره و ایالتی نشان میدهد این جریان توانسته خود را از وابستگی کامل به یک نامزد برهاند و به شبکهای گستردهتر از سیاستمداران، فعالان رسانهای و پایگاههای اجتماعی تبدیل شود.
این تحول برای لولا اهمیتِ مضاعفی دارد. بازگشتش به قدرت در سال 2022 تاحدی نتیجۀ ائتلافِ گسترده در راستای جلوگیری از تداوم حکومت بولسونارو بود، اما انتخابات 2026 نشان داد آن ائتلاف لزوماً به پایگاه سیاسیِ پایدار برای دولت لولا تبدیل نشده است. حالا او باید در فاصلۀ کوتاه تا دور دوم، علاوه بر دفاع از کارنامهاش، به رأیدهندگانِ میانهرو و ناراضی توضیح دهد که چرا ادامۀ دولتش میتواند پاسخی به نگرانیهای اقتصادی و امنیتی باشد؟ دولتِ لولا در حال بررسیِ تغییراتی برای جلبِ رأیدهندگان میانهرو و افزایش اعتماد اقتصادی است.
از این منظر، انتخابات 25 اکتبر، آزمونی برای ماندگاریِ دو الگوی سیاسی در برزیل است: الگوی چپگرای لولا که بر سابقۀ سیاستهای اجتماعی و ائتلاف با نیروهای میانه تأکید دارد و الگوی بولسوناریستی که پس از کنار رفتن ژائیر میکوشد خود را به جریان سیاسیِ خانوادگی و سازمانیافته تبدیل کند. فلاویو در دور نخست نشان داده میراث پدر هنوز ظرفیتِ بسیج گسترده را دارد. سرنوشتِ این میراث اما به توانایی جریان بولسونارو برای حفظ ائتلافی فراتر از شخص ژائیر بستگی خواهد داشت.