عصر ایران ؛ حسن ظهوری _ آرزو میکنیم مردم مریض نشوند زیرا اگر مریض شوند، انتهای این مریضی درمان نیست؛ مرگ است.
این حرفها را سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در گفتوگوی تازهاش با ایلنا گفته است.
او میگوید مشکلات تأمین دارو و مواد اولیه، ارتباطی با جنگ ندارد. و یک سؤال ساده اما تکاندهنده مطرح میکند: چطور کالاهای لوکسی مثل آیفون ۱۸ و خودروی تسلا وارد کشور میشوند، اما برای واردات دارو مشکل داریم؟
به گفته اسحاقی، با وجود روابط ایران با روسیه و چین، حتی دارو و مواد اولیه آن را هم بهدرستی وارد نمیکنیم.
ما دقیقاً نمیدانیم این روابط چگونه پیش میرود و پشت پرده آن چیست؛ اما آنچه در عمل میبینیم، دستکم این است که روسیه و چین در این مدت، درس رفاقت خود را چندان خوب پس ندادهاند.
اسحاقی میگوید بحران اصلی، نه جنگ، که فساد است؛ و اعداد عجیبوغریبی که درباره دلارهای بازنگشته به کشور، از سوی تراستیها مطرح میشود ــ اعدادی که حتی از رقم صد میلیارد دلار هم سخن گفته شده ــ تأثیر مستقیمی بر وضعیت دارو گذاشته است.
و در این میان، بیمار مانده است و هزینههایی که هر روز سنگینتر میشوند.
ظاهراً اکنون بیش از ۸۰ درصد هزینه درمان از جیب مردم پرداخت میشود. بیمهها در وضعیت ورشکستگیاند و در نهایت، این بیمار است که باید هزینه درمانش را از جیب خودش بپردازد.
مشکل دارو در ایران، فقط یک مشکل خارجی نیست. ترکیبی است از تحریم، کمبود منابع و البته مشکلاتی که در داخل، بحران را عمیقتر کردهاند.
اما به گفته سلمان اسحاقی، یکی از بزرگترین بخشهای این بحران، فساد و رانت است. او میگوید در جریان جنگ، سود برخی شرکتهای دارویی و تجهیزات پزشکی تا صد درصد افزایش یافته است.
حتی از پیشنهاد رشوهای ۱۰ درصدی برای واردات دستکش پزشکی از سوی یکی از شرکتهای تولید و واردات دارو گفته شده است.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا، به پولهایی برگردد که سالهاست قرار بوده به کشور بازگردند و بازنگشتهاند؛ پول تراستیها.
تراستیها، واسطههایی هستند که در سالهای تحریم، مسئول فروش نفت ایران و انتقال پول حاصل از آن به کشور بودهاند؛ شبکهای که به دلیل ماهیت محرمانه فعالیتش، نظارت بر آن چندان شفاف نیست.
حالا گفته میشود بخشی از این پولها هرگز به کشور بازنگشته است. برخی تراستیها پول را نزد خود نگه داشتهاند و برخی دیگر حتی از کشور خارج شدهاند.
در سالهای گذشته، دهها پرونده قضایی درباره این موضوع تشکیل شده و حتی نام برخی از این افراد نیز منتشر شده است.
گفته میشود بخشی از پولها سرانجام به کشور بازگشته، اما هنوز رقم قابلتوجهی از این منابع بلاتکلیف مانده است.
دارو رسماً تحریم نیست؛ اما تحریمهای بانکی و محدودیت همکاری بانکهای بینالمللی با ایران، مسیر تأمین دارو را دشوار کرده است.
پولی که باید صرف خرید مواد اولیه شود، حالا بهسختی به دست تولیدکننده میرسد؛ و وقتی پول دیر برسد، مواد اولیه هم گرانتر میشوند.
در جریان جنگ، حدود ۴۰ تا ۴۴ درصد کارخانهها و شرکتهای دارویی آسیب دیدند. حالا هم مسیرهای دریایی، که یکی از اصلیترین راههای واردات مواد اولیه دارویی هستند، با اختلال روبهرو شدهاند.
مسئولان در ایران میگویند حدود ۹۷ درصد داروی مورد نیازش را در داخل تولید میکند؛ اما بخش مهمی از مواد اولیه همچنان باید از خارج وارد شود. و مشکل فقط به خارج از کشور محدود نمیشود. در داخل هم زنجیره تأمین دارو قفل شده است.
بیمهها بدهی سنگینی به داروخانهها دارند؛ داروخانهها هم به شرکتهای دارویی بدهکارند و در نهایت، کمبود نقدینگی مثل یک زنجیره، از حلقهای به حلقه دیگر منتقل میشود.
زنجیره تأمین هرچه بیشتر تحت فشار قرار بگیرد شکنندهتر میشود؛ و در انتهای این زنجیره، کسی ایستاده که نمیتواند خرید دارویش را به تعویق بیندازد: بیمار.
اما آیا خروج از این بحران ممکن است؟ راهحلهایی وجود دارد؛ هرچند مسیر سادهای پیش رو نیست.
یکی از نخستین تصمیمها باید این باشد که همین ارز محدود، پیش از هر چیز به داروهای حیاتی و مواد اولیه آنها اختصاص پیدا کند، نه کالاهای لوکس و غیرضروری.
تخصیص ارز هم باید بر اساس پیشبینی مصرف ماههای آینده انجام شود، نه زمانی که بحران از راه رسیده و قفسهها خالی شدهاند؛ چیزی که از آن با عنوان «خط سبز ارزی» یاد میشود.
کارخانههای دارویی آسیبدیده هم به حمایت فوری مالی و ارزی نیاز دارند تا بتوانند تولید را شبانهروزی ادامه دهند.
اگر قرار است پایان بیماریها، مرگ نباشد، باید تمرکز روی داروهای حیاتی و پرمصرف باشد؛ از انسولین و آنتیبیوتیکها گرفته تا داروهای قلبی و داروهای مورد نیاز بیماران مبتلا به سرطان.
مواد اولیه و داروهای مورد نیاز هم باید از هر مسیر ممکن وارد کشور شوند؛ اگر دریا ممکن نیست، هوا؛ اگر هوا ممکن نیست، مسیر زمینی؛ و حتی تهاتر.
اما همه این راهها، تا زمانی که مبارزه جدی با فساد و رانت وجود نداشته باشد، ممکن است فقط مُسکن باشند.
در سوی دیگر، قیمت دارو با سرعتی نگرانکننده در حال افزایش است. برای عبور از این مرحله، باید سازوکاری برای کنترل و اصلاح قیمت دارو ایجاد شود و بیمهها بتوانند بخش واقعی و قابلتوجهی از هزینه درمان را پوشش دهند.
با اولویتبندی واقعی، حمایت از تولید داخل، تأمین بهموقع ارز و مقابله جدی با فساد و رانت، میتوان زنجیرهای را که امروز از کارخانه تا داروخانه درگیر بحران است، دوباره به حرکت انداخت.
چون مسئله فقط تأمین دارو نیست. مسئله این است که بیماری در ایران، در نهایت به مرگ ختم نشود.