فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۵۸۲۷
تاریخ انتشار: ۰۷:۰۰ - ۱۱-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۵۸۲۷
انتشار: ۰۷:۰۰ - ۱۱-۰۷-۱۴۰۵

«بالا بردن هزینه جنگ برای طرف مقابل» به انزوای ایران منجر می شود

روزنامه جمهوری اسلامی
نظام اسلامی به قدرت بازدارنده نیاز دارد، اما قدرت بدون دیپلماسی میتواند به انزوا برسد و دیپلماسی بدون قدرت هم دوام نمیآورد. قدرت باید هزینه جنگ را بالا ببرد، اما دیپلماسی باید راه جنگ را ببندد.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:  افزایش قدرت بازدارندگی از طریق بالا بردن هزینه جنگ برای طرف مقابل ممکن است در کوتاه مدت موفق باشد اما  نگرانی دیگران از پیامدهای قدرت ایران را هم بیشتر می کند. قدرت باید هزینه جنگ را بالا ببرد، اما دیپلماسی باید راه جنگ را ببندد.

به گزارش عصر ایران، قادر باستانی در یادداشتی با عنوان "نقطه تعادل قدرت و دیپلماسی" در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

-  ابزارهای بازدارنده‌ای که ما امروز در اختیار داریم، عمدتاً بر منطق مشترک «بالا بردن هزینه جنگ برای طرف مقابل» استوار شده است. تهدید علیه مسیرهای انرژی، هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا، فعال شدن ظرفیت‌های منطقه‌ای و ایجاد اختلال در تجارت و انرژی، همگی با این هدف معنا پیدا میکنند که آمریکا و متحدانش بدانند حمله به ایران بدون هزینه نخواهد بود.

-  این منطق در کوتاه‌مدت میتواند بازدارنده باشد، اما یک تناقض اساسی در دل آن نهفته است. هرچه بیشتر بر ابزارهای افزایش هزینه تکیه کنیم، نگرانی دیگران از پیامدهای قدرت ایران هم بیشتر میشود. 

-  همسایگان ممکن است به جای آنکه احساس امنیت بیشتری کنند، احساس آسیب‌پذیری بیشتری داشته باشند. پس آمریکا میتواند متحدان بیشتری برای مقابله با ایران پیدا کند و کشورهای منطقه ممکن است بیش از گذشته به تضمین‌های امنیتی واشنگتن وابسته شوند.

-  نظام اسلامی به قدرت بازدارنده نیاز دارد، اما قدرت بدون دیپلماسی میتواند به انزوا برسد و دیپلماسی بدون قدرت هم دوام نمیآورد. قدرت باید هزینه جنگ را بالا ببرد، اما دیپلماسی باید راه جنگ را ببندد.

متن کامل این یادداشت را می توانید در ادامه بخوانید.

بازدارندگی نظامی

 

قادر باستانی تبریزی

روزنامه جمهوری اسلامی

نقطه تعادل قدرت و دیپلماسی

ترامپ هر روز درباره ایران موضع تازه‌ای میگیرد، گاهی چنان متناقض که آدم تصور میکند با فردی روان‌پریش روبه‌روست. او ابایی ندارد امروز ادعایی را مطرح کند که ممکن است فردا خلاف آن را بگوید. همین، کار را برای تصمیم‌گیران دشوار میکند. نه میتوان هر موضع ترامپ را جدی گرفت و نه میتوان از کنار آن بیاعتنا گذشت. پشت این مواضع متغیر، این تصور پوچ رئیس‌جمهور آمریکا قرار داردکه میتواند سرنوشت یک نظام سیاسی و البته زندگی 90 میلیون ایرانی را تحت تأثیر قرار دهد. نه باید در زمین ترامپ بازی کرد و نه میتوان از بازی او غافل ماند.

یک روز از مذاکره و توافق میگوید و روز دیگر از تهدید و حمله. پشت این تناقض‌های ظاهری، یک منطق نسبتاً روشن وجود داردکه جنگ برای ترامپ، ابزار است. او جنگ را ابزاری برای وادار کردن ایران به پذیرش توافقی میبیند که بتواند آن را در سیاست داخلی آمریکا به‌عنوان یک «پیروزی» بفروشد. برای ترامپ، مهم آن است‌که بتواند روایت کند فشار حداکثری، تهدید نظامی و اهرم‌های اقتصادی، سرانجام ایران را پای میز مذاکره آورده است.

در سیاست ترامپ، فشار فزاینده اقتصادی، تحریم، محاصره، تهدید به حمله و مذاکره، حلقه‌های به‌هم‌پیوسته یک راهبرد واحدند. فشار باید هزینه مقاومت را بالا ببرد و مذاکره باید این فشار را به یک نتیجه سیاسی تبدیل کند. از همین رو، حتی در اوج تهدیدهای نظامی، راه مذاکره بسته نمیشود. مسأله اصلی اما در طرف ایران است. ابزارهای بازدارنده‌ای که ما امروز در اختیار داریم، عمدتاً بر منطق مشترک «بالا بردن هزینه جنگ برای طرف مقابل» استوار شده است. تهدید علیه مسیرهای انرژی، هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا، فعال شدن ظرفیت‌های منطقه‌ای و ایجاد اختلال در تجارت و انرژی، همگی با این هدف معنا پیدا میکنند که آمریکا و متحدانش بدانند حمله به ایران بدون هزینه نخواهد بود.

این منطق در کوتاه‌مدت میتواند بازدارنده باشد، اما یک تناقض اساسی در دل آن نهفته است. هرچه بیشتر بر ابزارهای افزایش هزینه تکیه کنیم، نگرانی دیگران از پیامدهای قدرت ایران هم بیشتر میشود. همسایگان ممکن است به جای آنکه احساس امنیت بیشتری کنند، احساس آسیب‌پذیری بیشتری داشته باشند. پس آمریکا میتواند متحدان بیشتری برای مقابله با ایران پیدا کند و کشورهای منطقه ممکن است بیش از گذشته به تضمین‌های امنیتی واشنگتن وابسته شوند.

اینجاست که «معمای امنیت» شکل میگیرد. ما برای افزایش امنیت خود، توان بازدارندگیمان را افزایش میدهیم، اما همین افزایش توان ممکن است در نگاه دیگران، تهدید امنیتی تلقی شود و آنها را به سمت ائتلاف‌های امنیتی بیشتر علیه ما سوق دهد. در نتیجه، اقدامی که از نگاه ما دفاعی و بازدارنده است، میتواند از نگاه دیگران عاملی برای ناامنی بیشتر باشد.

کشورهای منطقه ممکن است با خود بگویند اگر در صورت جنگ، زیرساخت‌های ما، صادرات انرژی ما یا امنیت ما در معرض خطر قرار میگیرد، باید پیش از وقوع جنگ، امنیت خود را با آمریکا بیشتر گره بزنیم. نتیجه چنین محاسبه‌ای میتواند دقیقاً خلاف هدف اولیه ایران باشد. یعنی ابزاری که برای دور کردن جنگ طراحی شده، به‌تدریج نگرانی همسایگان را افزایش دهد و آنان را به سمت ائتلاف‌های امنیتی بیشتر با آمریکا سوق دهد.

ایران امروز از یک طرف باید توان دفاعی و بازدارندگی خود را حفظ کند، چون بدون قدرت، مذاکره ممکن است به تحمیل تبدیل شود. از طرف دیگر، اگر همه سیاست خارجی را بر افزایش هزینه برای طرف مقابل بنا کند، ممکن است اجماع بیشتری علیه خود ایجاد کند، فاصله‌اش با کشورهای منطقه افزایش یابد و حتی برخی دولت‌هایی که از جنگ استقبال نمیکنند، به این نتیجه برسند که برای امنیت خود باید در کنار آمریکا قرار بگیرند. پس مسئله، پیدا کردن نقطه تعادل میان قدرت و دیپلماسی است.

چهار راهبردی که امروز در برابر ایران دیده میشود ــ فشار اقتصادی، دیپلماسی اجبار، عملیات نظامی و ایجاد اجماع بین‌المللی ــ اگرچه ظاهراً ابزارهای جداگانه‌ای هستند، در عمل اضلاع یک راهبرد واحد هستند. هدف چنین راهبردی الزاماً اشغال ایران نیست و میتواند تضعیف ظرفیت تصمیم‌گیری، تشدید اختلافات داخلی، افزایش فشار اقتصادی و بالا بردن هزینه تعامل دیگر کشورها با تهران باشد.

لابد در چنین شرایطی، مهم‌ترین سرمایه ایران، توان تصمیم‌گیری یکپارچه و قدرت دیپلماسی برای بازدارندگی ملی است. ما اگر در شرایط فعلی بتوانیم سریع و دقیق تصمیم بگیریم، پیام واحد و روشنی به داخل و خارج بدهیم، از منافع ملی خود قاطعانه دفاع کنیم و همزمان راه گفت‌وگو را باز نگه داریم، دست بالاتری خواهیم داشت. قدرت واقعی درکنار توان ضربه زدن، در توان تصمیم‌گیری، مدیریت بحران و تبدیل قدرت به یک نتیجه سیاسی است. اینها همه اجزای قدرت ملی هستند.

نکته مهم دیگر این است که نباید تصور کنیم تشدید تنش، لزوماً آمریکا را به عقب‌نشینی وادار میکند. تجربه همین جنگ نشان داد که ظرفیت دو طرف برای تحمل هزینه یکسان نیست. آمریکا به دلایل مختلف، توان بیشتری برای محدودکردن تلفات و مدیریت خسارت دارد. اگر هدف، حفظ منافع ملی و دوری از جنگ فرسایشی است، باید برای توافقی قابل قبول تلاش کنیم. توافقیکه شاید همه خواسته‌های ما را تأمین نکند، اما بیشترین منفعت را با کمترین هزینه برای کشور به همراه داشته باشد.

خطر از جایی شروع میشود که در منطق صفر و صد گیر کنیم بطوری که یا همه خواسته‌های ما پذیرفته شود یا مذاکره بیمعنا باشد. سیاست با «همه یا هیچ» پیش نمیرود. باید از دل محدودیت‌ها راهی برای تأمین بیشترین منافع پیدا کرد. نظام اسلامی به قدرت بازدارنده نیاز دارد، اما قدرت بدون دیپلماسی میتواند به انزوا برسد و دیپلماسی بدون قدرت هم دوام نمیآورد. قدرت باید هزینه جنگ را بالا ببرد، اما دیپلماسی باید راه جنگ را ببندد.

ارسال به دوستان
captcha
چطور بخوابیم قلب‌مان آسیب نبیند؟ / پاسخ به یک باور غلط درباره خوابیدن به سمت چپ بدن قورباغه ای که در فصل جفت گیری شبیه بدنسازها می شود! (+عکس) صعود حاج موسایی به نیمه نهایی و مسجل شدن مدال برنز تغییر چهره اساسی و جذاب ؛ ب ام و سری3 بعد از بازسازی (+تصاویر) تصویری از «یمین الدوله پسر ناصرالدین شاه» در کنار درباریان بازسازی حمام کوچک؛ ایده ای ساده برای بزرگ تر نشان دادن فضای حمام (+تصاویر) آزمایش دانشمندان روی تجربه خروج از بدن به نتیجه‌ای غیرمنتظره ختم شد شوک به تکواندوی ایران/ حذف ناهید کیانی از بازی های آسیایی نگاهی به همه پیمان‌های نظامی جهان در سال ۲۰۲۶ (+ اینفوگرافیک) آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس نود و نه «بالا بردن هزینه جنگ برای طرف مقابل» به انزوای ایران منجر می شود از خواص ضدمیکروبی تا حفاظت از قلب؛ علم درباره سیر چه می‌گوید؟ ماه سرنوشت ساز: کسی برای شروع جنگ به دشمن بهانه ندهد تصاویر جشن تولد لیندا کیانی با دو استایل متفاوت در استودیو و طبیعت تقویم روز