عصر ایران؛ مهرداد خدیر- هر که اندک اطلاعات و نه الزاما تحلیل سیاسی داشته باشد این نکته را دریافته که بازگشت هنرمندانی که سالهای طولانی یا در چند سال اخیر از میهن به دور بودند، نمیتواند بدون هماهنگی یا قولهایی بوده باشد و بیسبب نیست که شاهد بازگشت چهرههایی چون محسن نامجو، بیژن مرتضوی و فاطمۀ معتمدآریا هستیم هر چند بازیگر اخیرالذکر تنها دو سال نبوده است. پیشتر خبر بازگشت مسعود بهنود منتها در نوروز 1406 هم اعلام شده بود.
نه این که انتظار داشته باشیم در ادامۀ این روند اشکان خطیبی و برزو ارجمند و حمید فرخنژاد هم بازگردند ولی اگر خبر بیاید که شادمهر عقیلی هم در راه ایران است و قرار است کنسرت هم برگزار کند تعجب نخواهیم کرد.
چون مشخص است که سیاستی اتخاذ شده و معیار هم موضعگیری در قبال دو جنگ 12 و 40 روزه است و نه مسایل دیگر و بر اساس آن سیاست عمل میشود و هر چند بیم درگرفتن جنگی دیگر و صعود دلار و تنگی معیشت مجال توجه کافی برای مردم باقی نگذاشته اما واکنش افکار عمومی در مجموع مثبت بوده و آن را نشانۀ گشایش دانستهاند نه تنها گشایش فرهنگی که شاید سیاسی.
در این میان اما صدا و سیما موضع دیگری دارد و در گزارشی که از شبکه 2 و از زبان خانم زهرا ایزدخواه پخش شد ادعاهای دیگری طرح کردند.
محتوای گزارش چنان بود که میپنداشتی صدای خانم آمنهسادات ذبیحپور است اما امضای دیگری داشت: زهرا ایزدخواه که گویا بسیار جوانتر است.
نکتۀ آزاردهندۀ گزارش نفی این سیاست رسمی و روکرد درست نبود و حتی طرح این پرسش که آیا بازگشت بدون هزینۀ آنها توجیه عقلانی دارد تا بگوییم شما بگویید هزینه چه باشد؟! روانۀ زندانشان کنند تا بقیه پشت دستشان را داغ کنند و نیایند یا در فرودگاه شلاقشان بزنند تا سوژۀ تلویزیون اینترنشنال شود ( هر چند همین گزارش هم شده) یا به اسم ایرانگردی سوار اتوبوسشان کنند و ببرند گردنۀ حیران و به سال 1375 بازگردند که احتمالا زهرا ایزدخواه هنوز آن زمان به دنیا نیامده بود؟
آزار دهندهترین بخش گزارش آنجاهاست که مدام از طرف مردم و افکار عمومی و فضای عمومی ادعاهایی طرح میکند:
- فضای عمومی جامعه میپرسد تکلیف آن پستهای ضدوطن و مواضع دوران بحران چه شد؟
- مردم میپرسند بازگشت به این خاک، مجوز فراموشی خطاها نیست؟
- مردم میگویند قانون در جای خود و مثل پرونده ساعدینیا اقتدار نشان داده اما اینجا چه؟
- مردم نگران عادیسازی کنشهای ضد ملیاند.
- مردم میبینند بازیگری بازگشته که با ادبیات خاص خود از آتش زیر خاکستر می گفت. (تصویر: معتمد آریا)
- مردم میبینند کارگردانی بازگشته تریبون رسانه های معاند را سکوی تأیید اغتشاش کرد (تصویر: اصغر فرهادی)
- مردم، نگران این حفرهها هستند وگرنه آغوش وطن مثل مادر به روی فرزندان باز است...
این مردم، مردم، مردم و دم از افکار عمومیزدنها در حالی است که هر گاه انتخاباتی نسبتا رقابتی برگزار شده و حداقلی از مشارکت را شاهد بودهایم اکثریت مردم به تفکر و جریان مورد حمایت صدا و سیما رأی ندادهاند.
به بیان دیگر مردمِ اینها با مردمی که ما در کوی و خیابان میبینیم تفاوت دارد.
مشکل اصلیشان همین است. مردم از نظر امثال زهرا ایزدخواه منحصر در بخشی از مردماند که البته بخشی از مردماند اما همۀ مردم نیستند.
هنوز نقش های معتمدآریا که بین سینماییها به «سیمین» شهرت دارد از ماندگارترین نقشهاست و مردم او را و آثاری را که در آنها بازی کرده بسیار دوست دارند.
در سریالی نقش یک مادر شهید را چنان طبیعی و استادانه ایفا کرد که هر که دید باور میکرد.
مشهور است که مهندس بازرگان بعد از یک نطق تند شیخ صادق خلخالی در مجلس علیه او پیشنهاد کرد با هم از مسیر جادۀ چالوس روانۀ شمال شوند و در توقفگاههای برای صرف صبحانه یا ناهار یا گشت و گذار بایستند و واکنش مردم به هر دو را ببیند و مقایسه کند!
حالا حکایت این گزارشگر صدا وسیماست که از جانب مردم و فضای عمومی و افکار عمومی و جامعه سخنانی میگوید در حالی که مردم و افکار عمومی و جامعهای که ما در آن زندگی و کار و مشاهده می کنیم و میبینیم چنین نیست.
کافی است همین فردا هر دو (ایزدخواه و معتمدآریا) در میدان ولیعصر بایستند و ببیند واکنش مردم چیست. البته بعید است تلویزیون بتواند تصویر رهگذران را نشان دهد چون پوشش مردم مطلوب صدا وسیما نیست و تنها تلویزیون دنیاست که حتی برای نشان دادن آرامش در گرماگرم جنگ با قدرت بزرگ نظامی جهان نمیتواند تصویر نزدیکی از رفتوآمد شهروندان را نشان دهد چون بخشی از دختران و زنان پوشش رسمی را کنار گذاشته و متناسب با علاقه و سلیقه خود لباس میپوشند.
با این توضیحات باید روشن شده باشد که انتقاد به خاطر این نیست که کدام تلویزیون دنیا علیه کارگردان برندۀ اسکار که کار خود را با همان تلویزیون شروع کرده سخنفرسایی می کند یا خواستار برخورد با نوازندهای میشود که در فینال جام جهانی در آمریکا در گروه نوازندگان حضور داشته بلکه به خاطر این است که چرا پرسش خود را به مردم و به افکار عمومی نسبت می دهد و مدام میگوید مردم میپرسند!
مردم از شما پرسیدند آخر یا مردمِ شما منحصر به افراد خاص است؟
طرفه این که برخی از همان مردم مورد نظر شما هم در دو سه شب اخیر از بازداشت شیخ حمید رسایی و از حکم قضایی علیه او انتقاد کردهاند و حتی از زبان برخی سخنرانان تهمتهایی هم وارد آمده. اینها را چرا به نام مردم منتشر نمیکنید؟ چون می دانید همۀ مردم نیستند و تازه به قوۀ قضاییه تعریض یا اعتراض دارند.
سرکار خانم البته به جز مردم مردم و افکار عمومی از عدالت هم گفت و تعریف تازهای از آن ارایه داد: عدالت یعنی کسی بدون ابراز پشیمانی از خطای ملی تبرئه نشود!
مردم، مردم کافی نبود برای هر ادعایی یک «ملی» هم اضافه کردند!
این علاقه به ابراز پشیمانی شاید از سابقه سیاسی حامیان و خط دهندگان به برنامه های اعتراف تلویزیونی نشأت میگیرد و منظورشان شاید این است که ابتدا مقابل دوربین صدا و سیما اعتراف کنند و بعد روانۀ جامعه شوند!
اگر صدا و سیما در انحصار گروهی خاص نبود سردبیر آن برنامه به جای مردم میگذشت برخی از جریانات سیاسی چنین نظری دارند و بعد نظر مردم - مردم واقعی و در حال عبور از میدان یا در حال خرید از میدان میوه و تره بار یا درون اتوبوس و مترو یا نشسته در پارک- را جویا میشد تا مشخص شود آن مردم می پرسند و مردم می گویند و مردم دغدغه دارند و مردم نگران اند ربطی به سلیقۀ اکثریت ندارد که همین حالا اگر فلان خواننده محبوب بازگردد و کنسرت بگذارد کل استادیوم آزادی با 80 تا 100 هزار نفر گنجایش هم برای آن کافی نیست البته اگر این بازسازی آن تمام شود!
مشکل اصلی با صدا و سیما در همین است که به نام مردم میخواهد خواست دیگری را بقبولاند. همچون کلمۀ «هنجار» که ظریفی نوشته بود این که هر کاری را مغایر هنجار معرفی کنید به این معنی هم میتواند باشد که شاید آنچه ناهنجاری میدانید به صورت هنجار درآمده!
بهترین توصیه به این گزارشگر یا نویسندۀ متن این است که کمی حافظ و مولانا بخوانند و از این همه تلخاندیشی و دوگانهسازی بیرون بیایند. این لحن، پسندیده نیست و تولید نفرت میکند و واقعا چرا این قدر اصرار دارند ناساز باشند؟
کما این که در ویدیویی که به تازگی از یک فعال اقتصادی و تولید کننده فراگیر شده شعری که او میخواند مورد توجه قرار گرفته که البته از اشعار ضربالمثل شده است و از زبان گلهآمیز او شیرین تر:
با ما کج و با خود کج و با خلق خدا کج
آخر قدمی راست بِنِه، ای همه جا کج!