فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۵۳۴۲
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۵ - ۰۸-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۵۳۴۲
انتشار: ۱۵:۵۵ - ۰۸-۰۷-۱۴۰۵

مسأله فقط بازگشت هنرمندان نیست، امکان کار کردن است

س
مسأله اصلی فرهنگ و هنر ایران، بازگشت هنرمندان است یا فراهم کردن امکان کار و خلاقیت برای هنرمندانی که همین امروز در کشور زندگی می‌کنند؟

عصر ایران؛ امیر صدرا صیام - این روزها خبر بازگشت برخی هنرمندان به وطن، بیش از گذشته در کانون اخبار فرهنگی و هنری قرار گرفته است؛ خبرهایی که گاهی در کنار روایت رسمی، با شایعات، گمانه‌زنی‌ها و روایت‌های غیررسمی نیز همراه می‌شوند.

بازگشت یک هنرمند، بی‌تردید می‌تواند اتفاقی قابل توجه باشد؛ به‌خصوص وقتی سال‌ها دوری او از فضای فرهنگی کشور، خود به بخشی از روایت زندگی حرفه‌ای‌اش تبدیل شده باشد.

با این حال، شاید بد نباشد در میان هیاهوی خبر بازگشت‌ها، پرسش مهم‌تری را نیز مطرح کنیم.

مسأله اصلی فرهنگ و هنر ایران، بازگشت هنرمندان است یا فراهم کردن امکان کار و خلاقیت برای هنرمندانی که همین امروز در کشور زندگی می‌کنند؟

اگر بازگشت یک هنرمند را نشانه‌ای از گشوده شدن دوباره یک مسیر بدانیم، این مسیر زمانی معنای واقعی پیدا می‌کند که امکان فعالیت حرفه‌ای، تولید اثر و حضور اجتماعی برای طیف گسترده‌ای از هنرمندان نیز فراهم باشد.

هنر صرفاً با حضور فیزیکی هنرمند شکل نمی‌گیرد؛ هنر به امکان خلق کردن، آزمودن، تجربه کردن، عرضه شدن و ارتباط با مخاطب نیاز دارد.

از این منظر، شاید مهم‌تر از اینکه چه کسی به کشور بازگشته، این باشد که هنرمندی که در کشور مانده، تا چه اندازه امکان کار دارد.

آیا می‌تواند پروژه‌ای را آغاز کند و به پایان برساند؟ آیا می‌تواند برای تولید یک اثر برنامه‌ریزی کند؟

آیا می‌تواند بدون گرفتار شدن در پیچیدگی‌های فرساینده اداری و محدودیت‌های پیش‌بینی‌ناپذیر، مسیر حرفه‌ای خود را ادامه دهد؟

آیا می‌تواند مخاطب پیدا کند و حاصل کارش را به دست مخاطب برساند؟

این پرسش‌ها، پرسش‌هایی درباره یک فرد یا یک گروه خاص نیستند؛ پرسش‌هایی درباره زیست‌بوم فرهنگ و هنر هستند.

سیاست‌گذاری فرهنگی، اگر قرار است به رونق هنر منجر شود، نباید صرفاً در لحظه‌هایی که یک هنرمند شناخته‌شده بازمی‌گردد، خبرساز شود. بخش مهم‌تر سیاست فرهنگی، بسترسازی مستمر برای تولید و فعالیت هنری است؛ از تأمین زیرساخت و تسهیل مجوزها گرفته تا حمایت از تولید، ایجاد فرصت‌های نمایش و عرضه، تقویت اقتصاد هنر و فراهم کردن امکان فعالیت برای نسل جوان و هنرمندانی که هنوز نامشان در صدر اخبار نیست.

هنر بیش از آنکه به «خبر» نیاز داشته باشد، به «فرصت» نیاز دارد. ممکن است بازگشت یک چهره شناخته‌شده برای مدتی در صدر اخبار قرار گیرد و توجه عمومی را به خود جلب کند، اما توسعه فرهنگی کشور با مجموعه‌ای از بازگشت‌های فردی اتفاق نمی‌افتد.

توسعه زمانی رخ می‌دهد که هنرمند جوان، نویسنده، فیلمساز، موسیقیدان، بازیگر، نقاش، عکاس یا طراح بتواند آینده حرفه‌ای خود را در داخل کشور تصور کند و بداند که برای خلق اثر، مسیری روشن و قابل پیش‌بینی پیش روی او قرار دارد.

شاید بهتر باشد به جای تمرکز بیش از اندازه بر «آغوش گشوده وطن» برای هنرمندان خارج از کشور، از گشوده بودن فضای کار برای هنرمندان داخل کشور سخن بگوییم.

آغوش واقعی فرهنگ، فقط در استقبال از بازگشتگان معنا پیدا نمی‌کند؛ در حمایت از کسانی نیز معنا دارد که سال‌ها در همین سرزمین مانده‌اند و بی‌سروصدا کار کرده‌اند.

این نگاه البته به معنای کم‌اهمیت دانستن بازگشت هنرمندان نیست. هر هنرمندی که امکان بازگشت و فعالیت پیدا می‌کند، می‌تواند بخشی از سرمایه فرهنگی کشور را دوباره به چرخه تولید بازگرداند. اما این اتفاق هنگامی ارزشمندتر خواهد بود که با سیاستی فراگیرتر همراه شود؛ سیاستی که بازگشت را یک «رویداد» و حمایت از فعالیت هنری را یک «فرایند» بداند.

در چنین نگاهی، وظیفه سیاست‌گذار فرهنگی فقط رفع موانع بازگشت نیست؛ بلکه باید شرایطی ایجاد کند که ماندن، ساختن و خلق کردن نیز انتخابی ممکن و پایدار باشد.

فرهنگ با خبرهای مقطعی ساخته نمی‌شود. با انباشته شدن تجربه‌ها، شکل گرفتن گروه‌های هنری، تولید آثار تازه، کشف استعدادهای جدید، ارتباط هنرمند و مخاطب و ایجاد یک اقتصاد زنده فرهنگی شکل می‌گیرد.

بنابراین شاید در کنار هر خبر درباره بازگشت یک هنرمند، بد نباشد یک سؤال دیگر هم مطرح کنیم. در همین روزها برای هنرمندی که اینجاست چه کرده‌ایم؟

پاسخ به این پرسش می‌تواند معیار مهم‌تری برای سنجش سیاست فرهنگی باشد. زیرا در نهایت، جامعه‌ای فرهنگی‌تر نخواهد بود فقط به این دلیل که هنرمندان بیشتری به آن بازمی‌گردند؛ زمانی فرهنگی‌تر خواهد شد که هنرمندانش بتوانند در آن آزادانه‌تر، پایدارتر و حرفه‌ای‌تر خلق کنند.

ارسال به دوستان
captcha