عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ ۱۸ خرداد ۱۳۶۱، برابر با ۸ ژوئن ۱۹۸۲، مجمع عمومی سازمان ملل دومین جلسه ویژه خود درباره خلع سلاح را برگزار میکند. ریاست جلسه از علیاکبر ولایتی، نماینده ایران، میخواهد برای سخنرانی به جایگاه بیاید.
محل برگزاری، همان سالن همیشگی مجمع عمومی سازمان ملل است. علیاکبر ولایتی هنوز جوان است؛ ۳۷ سال دارد و وزیر امور خارجه ایران است. کتوشلوار سفید و پیراهنی کرمرنگ به تن دارد؛ از آن دست لباسهایی که کمتر در سخنرانیهای سازمان ملل دیده میشود.
ماجرا اما از آنجا عجیبتر میشود که مردی حدوداً ۳۰ ساله به نظر میرسد و عینکی درشت و موهایی که از اطراف کمپشت شده دارد به ولایتی نزدیک میشود؛ مردی که بعدها لقب «تظاهرکننده ناشناس» را گرفت.
او خونسردانه کاغذهای ولایتی را برمیدارد و مچاله میکند. سپس میایستد و ظاهراً شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر میدهد. با ورود نیروهای امنیتی حاضر در سالن، ماجرا کمی به جنجال و مجادله کشیده میشود.
در همین لحظه است که او نوشتههای ولایتی را پاره میکند و همزمان نیروهای امنیتی او را از سالن و سپس از ساختمان بیرون میبرند.
ولایتی آسیبی نمیبیند و پس از آنکه یکی از همراهانش نسخه دیگری از متن سخنرانی را در اختیارش میگذارد، سخنانش را ادامه میدهد. خاویر پرز دکویار، دبیرکل وقت سازمان ملل که شاهد این اتفاق بوده است، در پایان سخنرانی از ولایتی عذرخواهی میکند و او را تا صندلیاش همراهی میکند.
سخنگوی سازمان ملل بعداً اعلام میکند که این مرد مسلح نبوده و تنها یک شانه و یک عینک همراه داشته است. او خود را دانشجوی ایرانی مقیم آمریکا معرفی کرده بود، اما از گفتن نامش خودداری میکرد و هیچ مدرک شناساییای هم به همراه نداشت. مقامهای سازمان ملل ابتدا او را مورد بازجویی قرار میدهند و در نهایت به پلیس نیویورک تحویلش میدهند.
در نهایت، برخلاف تصور اولیه، این حادثه به یک پرونده قضایی مشهور تبدیل نمیشود. هیچ گزارش عمومی معتبری از محاکمه، صدور حکم یا حتی افشای هویت این فرد منتشر نشد و او در روایتهای بعدی بیشتر با عنوان «تظاهرکننده ناشناس» شناخته شد.
در همان زمان، برخی گمانهزنیها این بود که او احتمالاً با سازمان مجاهدین خلق ارتباط داشته است. حتی این احتمال مطرح شد که او با استفاده از پوشش یا همراهی هیئت عراقی توانسته باشد وارد ساختمان سازمان ملل و سپس صحن مجمع عمومی شود. آن زمان نزدیک به ۲۰ ماه از آغاز جنگ ایران و عراق میگذشت.
با این حال، آنچه درباره هویت و وابستگی احتمالی او گفته شد، عمدتاً در حد گمانهزنی باقی ماند. گزارش همزمان خبرگزاری UPI نیز تأکید میکند که حتی مقامهای سازمان ملل نمیدانستند او چگونه وارد ساختمان و سپس سالن مجمع عمومی شده است.
علیاکبر ولایتی در ادامه، سخنرانی نسبتاً طولانی و تندی علیه دو ابرقدرت آن زمان، آمریکا و شوروی، دارد و آنها را عامل اصلی تشدید تنشهای جهانی و مسابقه تسلیحاتی میداند. او در بخشی از سخنانش این پرسش را مطرح میکند که آمریکا و شوروی، با وجود سالها مسابقه تسلیحاتی، آیا حتی یک گلوله به سوی یکدیگر شلیک کردهاند؟
او یادآوری میکند که حدود ۲۰ ماه از آغاز جنگ ایران و عراق گذشته است، اما از نگاه ایران، سازمان ملل واکنش مؤثری به این تجاوز نشان نداده است.
این سخنرانی در دومین نشست ویژه مجمع عمومی سازمان ملل درباره خلع سلاح انجام شد؛ نشستی که از ۷ ژوئن تا ۱۰ ژوئیه ۱۹۸۲ در نیویورک برگزار شد. نخستین نشست ویژه خلع سلاح نیز در سال ۱۹۷۸ برگزار شده بود و در پایان آن، سند نهایی درباره اهداف و برنامههای خلع سلاح به تصویب رسید.
اما چهار سال بعد، دومین نشست در اوج تنشهای جنگ سرد برگزار میشد؛ زمانی که جنگ افغانستان ادامه داشت و رقابت تسلیحاتی میان آمریکا و شوروی، بهویژه در زمینه موشکهای میانبرد در اروپا، شدت گرفته بود. فضای بینالمللی بهشدت متشنج بود و بسیاری از کشورها، مسابقه تسلیحاتی میان دو ابرقدرت را یکی از اصلیترین تهدیدها علیه صلح جهانی میدانستند.
هدف نشست فقط خلع سلاح هستهای نبود. تهدید جنگ هستهای میان آمریکا و شوروی، گسترش سلاحهای متعارف و همچنین نگرانی درباره سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک، همگی در دستور کار قرار داشتند. در همان سالها، استفاده از سلاحهای شیمیایی توسط عراق در جنگ با ایران هم به یکی از نگرانیهای جدی تبدیل شده بود.
با این حال، پس از پنج هفته، نشست دوم ویژه خلع سلاح بدون دستیابی به توافقی جدید به پایان رسید و عملا شکست خورد.
اما ماجرای ولایتی تنها نمونه اخلال یا حادثه غیرعادی در تاریخ سازمان ملل نیست. در طول تاریخ این سازمان، سخنرانیها و نشستهای مجمع عمومی بارها با اعتراض، درگیری و حتی حملات بسیار جدیتر مواجه شدهاند.
نمونه مشهور دیگری که برای یکی از نمایندگان ایران اتفاق افتاد، به سال ۲۰۰۹ و سخنرانی محمود احمدینژاد در کنفرانس بازبینی کنفرانس جهانی مبارزه با نژادپرستی، موسوم به «دوربان ۲»، در ژنو بازمیگردد.
هنگامی که احمدینژاد برای سخنرانی آماده میشد، ناگهان فردی با کلاهگیس دلقکی به او نزدیک شد و در حالی که شعار میداد، یک دماغ قرمز دلقکی را به سمت او پرتاب کرد. خیلی زود مشخص شد که تعداد آنها بیشتر از یک نفر است و چند نفر دیگر هم در نقاط مختلف سالن نشستهاند. پس از آن، شماری از نیروهای امنیتی او را از سالن بیرون کردند.
البته برخلاف ماجرای ولایتی، هویت حملهکنندگان بعدها مشخص شد. آنها سه نفر از اعضای اتحادیه دانشجویان یهودی فرانسه بودند. علاوه بر آنها، چند دانشجوی اسرائیلی هم از بالکنهای سالن شعار میدادند که از سالن بیرون رانده شدند. این سه نفر هم پس از خروج از سالن، بهسرعت آزاد شدند.
یکی از عجیبترین نمونهها در سال ۱۹۶۴ و هنگام سخنرانی ارنستو چهگوارا، در مجمع عمومی سازمان ملل اتفاق افتاد. هنگامی که او با لحنی آتشین و تند سخن میگفت، مخالفان حکومت فیدل کاسترو از آنسوی رودخانه، با بازوکای ۳.۵ اینچی به سمت ساختمان سازمان ملل شلیک کردند.
گلوله به ساختمان اصابت نکرد و در رودخانه منفجر شد، اما صدای انفجار در ساختمان پیچید و برای مدتی توجهها را به خود جلب کرد. پلیس بعداً بازوکای ۳.۵ اینچی را در محل شلیک پیدا کرد؛ کشف آن به یکی از تیترهای مهم اخبار آن زمان تبدیل شد.
در سال ۱۹۶۰ هم یکی از مشهورترین صحنههای تاریخ سازمان ملل رقم خورد؛ زمانی که نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، سخنرانی آتشین خود را در سازمان ملل انجام میداد و مدام پشت سر هم آب میخورد؛ انگار آتش و حرارت سخنانش، او و حتی حاضران را تشنهتر میکرد.
در جریان این سخنرانی، نماینده فیلیپین بهشدت عصبانی میشود، کفشش را درمیآورد، آن را تکان میدهد و به میز میکوبد. در همان جلسه، اعتراضها و درگیریهای لفظی آنقدر بالا میگیرد که فردریک بولاند، رئیس مجمع عمومی، برای بازگرداندن نظم، آنقدر با چکش ریاست جلسه ضربه میزند که چکش میشکند و در نهایت جلسه متوقف میشود.
در سالهای بعد هم خروج اعتراضی هیئتهای دیپلماتیک از سالن، هنگام سخنرانی برخی رهبران و نمایندگان کشورها، بارها اتفاق افتاده است. از جمله در سالهای اخیر، سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل بارها با چنین صحنهای همراه بوده است؛ خروج اعتراضی نمایندگان برخی کشورها که البته تعدادشان هم کم نیست.