فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۳۵۷۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۵ - ۰۱-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۳۵۷۴
انتشار: ۱۰:۲۵ - ۰۱-۰۷-۱۴۰۵

ابعاد تازه جنایت چاه مرگ در پایتخت(+عکس)

.
متهمان به قتل، دو برادر بودند؛ برادرانی که با قربانیان نسبت خونی داشتند. کینه و اختلافات خانوادگی نخستین انگیزه بود. بعد اختلافات مالی اضافه شد و پس از آن چیزی که دیگر نمی‌شد به عقب بازگرداند اجساد دو خواهر، مادر و دو برادر آن‌ها بود.

در روزهای اخیر کارآگاهان پلیس آگاهی تهران دو برادر را به اتهام قتل پنج عضو خانواده شناسایی و دستگیر کرده‌اند؛ متهمان انگیزه خود را از ارتکاب جنایات «اختلافات مالی و وراثتی» عنوان و سپس اعتراف کرده‌اند چند مقنی را به بهانه کندن چاه آب به پارکینگ آورده تا دو قسمت از زمین پارکینگ را حفر کنند. متهمان بعد از حفاری زمین اجساد را داخل چاه انداخته و سپس زمین پارکینگ را پوشانده و به شکل اول درآورده‌اند.

به گزارش اعتماد، پس از اعترافات متهمان، کارآگاهان پلیس آگاهی تهران همان نقاطی که متهمان اجساد را دفن کرده بودند با کمک چند کارگر حفر و اجساد را خارج می‌کنند. نویسنده در گزارش میدانی پیش‌رو از ابتدای شناسایی مکان دفن اجساد در صحنه جرم حضور داشته و سعی کرده به نوعی از تصاویر و روایت‌های منزجرکننده بکاهد تا خواندن گزارش و دیدن عکس‌ها برای مخاطب آزاردهنده نباشد. لازم به ذکر است که گفته شود گزارش بنا به دلایلی با تاخیر منتشر شده است. 

بخش اول: نویسنده گزارش

بوی نم نخستین چیزی بود که از صحنه جرم به یاد دارم؛ نه بوی خاک باران خورده؛ نه رایحه‌ای که پس از باران از باغچه بلند می‌شود؛ بو سنگین بود، سرد بود و چنان در هوا معلق مانده بود که گویی خود زمین نفس می‌کشید و هر نفس را با اکراه پس می‌داد. محل جرم پارکینگ نسبتا کوچکی بود با دیوارهای سنگی و چراغ‌های کم نور که بی‌رمق سوسو می‌زدند. کارآگاهان به دنبال بررسی‌های بیشتر بودند و چند کارگر مشغول حفاری زمین.

صدای دستگاه حفاری در فضای بسته پارکینگ می‌پیچید و بعد انگار از جایی بسیار دور به گوش می‌رسید. می‌گفتند؛ خودشان چاه را حفر نکردند، اما به بهانه ایجاد چاه آب چند کارگر آوردند و از آن‌ها خواستند زمین را حفر کنند. دو، سه سال پیش دو برادر زمین پارکینگ را شکافتند و بیش از بیست متر پایین‌تر جایی که نور دیگر معنایی نداشت رازشان را دفن کردند؛ پنج جسد؛ دو خواهر، مادر و دو برادرشان. اما مردگان برخلاف آنچه قاتلان تصور می‌کنند، همیشه ساکت نمی‌مانند و گاهی خاک به جای آن‌ها حرف می‌زند. 

هرچه بیشتر زمین را حفر می‌کردند بوی نم بیشتر می‌شد. رطوبت از دیواره‌های چاه بالا می‌آمد و روی سطح خاک می‌نشست. کسی چیزی نمی‌گفت تا اینکه یکی از کارگران آستینش را جلوی بینی گرفت و یکی گفت ماسک بزنید. بویی آمد که نمی‌توان آن را تشریح کرد؛ فقط می‌توان گفت بوی تعفن بود. ماسک‌ها زده شد، اما ماسک هم نمی‌توانست آن بو را کم کند. وقتی اولین بقایا نمایان شد، سکوتی عجیب پارکینگ را فرا گرفت. همه به دهانه چاه خیره شده بودند؛ انگار زمین، دهان باز کرده بود تا اعتراف کند.

جسد اول را بیرون آوردند، بعد دومی، سومی، چهارمی و پنجمی؛ پنج نفری که دو، سه سال پیش، در میان دیوارهای همین خانه، زندگی می‌کردند، حرف می‌زدند، می‌خندیدند و برای فردا نقشه داشتند، اکنون در کیسه‌های مخصوص کنار هم قرار گرفته بودند، اما عجیب‌ترین چیز خود اجساد نبودند؛ چیزی که ذهنم را تسخیر می‌کرد، این بود؛ چگونه ممکن است دو نفر شب بخوابند، صبح بیدار شوند، چای بنوشند و بعد نقشه قتل اعضای خانواده را بکشند و پس از کشتن، بیش از بیست متر زمین پارکینگ را برای دفن اعضای خانواده حفر کنند!

متهمان به قتل، دو برادر بودند؛ برادرانی که با قربانیان نسبت خونی داشتند. کینه و اختلافات خانوادگی نخستین انگیزه بود. بعد اختلافات مالی اضافه شد و پس از آن چیزی که دیگر نمی‌شد به عقب بازگرداند اجساد دو خواهر، مادر و دو برادر آن‌ها بود. متهمان پس از قتل‌ها پارکینگ را انتخاب کردند و دو نقطه از زمین را شکافتند و پنج نفر را در تاریکی انداختند.

دو، سه سال گذشت؛ دو، سه سال همسایه‌ها از روی همین زمین عبور کردند. شاید کودکی در این پارکینگ بازی یا ماشینی در همین نقاط پارک کرده و این افراد درست چند متر بالاتر از مردگان ایستاده بودند و من نمی‌توانستم از این فکر خلاص شوم. شاید متهمان تصور می‌کردند زمین همه‌چیز را می‌پوشاند، اما زمین حافظه‌ای عجیب دارد. 

ظهر وقتی از صحنه دور می‌شدم هنوز بوی تعفن را حس می‌کردم. هرچند می‌دانستم دیگر آنجا نیستم. خیابان‌ها شلوغ بود. مردم در رفت‌وآمد بودند و زندگی بی‌اعتنا به پنج مقتول و دو متهم همچنان جریان داشت، اما من می‌دانستم زیر یکی از همین ساختمان‌ها سکوتی به قدمت یک جنایت خوابیده بود. آن شب پیش از خواب چشم‌هایم را بستم. دوباره همان دو چاه را دیدم. بیش از بیست متر تاریکی؛ دیواره‌های مرطوب، بوی نم و پنج نفری که در اعماق زمین منتظر مانده بودند. بعد صداهایی شنیدم؛ صداهایی بسیار آهسته، چنان آهسته که نمی‌دانستم واقعا شنیده‌ام یا ذهنم آن را ساخته است. صدای پنج نفری که از بیست متر زیر زمین می‌گفتند؛ ما فراموش نشده‌ایم…. 

بخش دوم و آخر: افسر پرونده

افسر این پرونده می‌گوید: «ساختمان متعلق به یک خانواده است؛ خانواده متشکل از پدر، مادر، دو خواهر و چهار برادر بوده است. پدر خانواده زمانی که در قید حیات بوده سه واحد از ساختمان را به نام همسر و دو دخترش می‌کند. پسرها هم متاثر می‌شوند که چرا با اینکه برای ساخت ساختمان زحمت کشیدند هیچ واحدی به نام‌شان نشده است. تا اینکه دو، سه سال پیش پدر خانواده فوت می‌کند. مادر بقیه واحدهای ساختمان را اجاره می‌دهد تا امرار معاش کنند. چند وقت بعد دو پسر خانواده با این فکر که از این ساختمان حق و حقوقی نصیب‌شان نشده با برنامه‌ریزی قبلی تصمیم می‌گیرند نقشه قتل و حذف خانواده را طراحی کنند و سناریو خود را رفته رفته پیاده می‌کنند.

طبق اظهارات و اعترافات دو متهم؛ آن‌ها گمان می‌کردند با نقشه‌ای که کشیده‌اند هرگز لو نمی‌روند. البته این خانواده هیچ‌گونه مراوده‌ای با اقوام و بستگان خود نداشتند و بچه‌های این خانواده همه مجرد بوده‌اند غیر از یکی از پسرها که زن و دو فرزند داشته است. این دو برادر پس از طرح و برنامه‌ریزی قتل اعضای خانواده، شروع به اجرای نقشه می‌کنند. آن‌ها از یکی از استان‌های غربی کشور اسلحه تهیه می‌کنند و با فاصله زمانی مادر، دو خواهر و دو برادر خود را به قتل می‌رسانند؛ متهمان ابتدا خواهر بزرگ خود را به بهانه اینکه قصد دارند به گردش بروند سوار ماشین می‌کنند و او را در یکی از اتوبان‌های شهر به قتل می‌رسانند. سپس سراغ مادر خود می‌روند؛ یکی از متهمان به‌شدت از مادرش کینه داشته است؛ به همین خاطر ابتدا مادر را خفه می‌کند و بعد با اسلحه می‌کشد. بعد از مادر سراغ خواهر کوچک‌تر می‌روند و او را هم می‌کشند. سپس دو برادر دیگر خود را به قتل می‌رسانند. متهمان جنازه‌ها را در یخچال صنعتی داخل انباری در پارکینگ می‌گذاشتند. آن‌ها بعد از قتل‌ها مدارک هویتی را جمع‌آوری می‌کنند تا کارهای انحصار وراثت را انجام دهند و ساختمان را ضبط کنند.» 

افسر پرونده همچنین می‌گوید: «بعد از قتل‌ها متهمان از گوشی برادر متاهل خود به همسر او پیام می‌دهند که او قصد دارد به همراه یکی از برادرانش به ترکیه برود. بعد از مدتی همسر مقتول در پلیس اینترپل طرح شکایت می‌کند و می‌گوید شوهرش مدتی پیش ایران را به مقصد ترکیه ترک کرده و تا الان هیچ خبری از او نشده است. پرونده از اینترپل به اداره چهارم پلیس آگاهی تهران که اداره مفقودی است، منتقل می‌شود. در همین حین از سامانه ثنا درخواست طلاق غیابی برای زن مقتول ارسال می‌شود.

همسر او با ارسال این پیامک که از سامانه ثنا بوده به اداره چهارم پلیس آگاهی تهران می‌آید و درخواست می‌کند که پرونده بسته شود، چرا که همسرش رفته و درخواست طلاق غیابی داده، اما نمی‌شد پرونده بسته شود و باید اقدامات پلیسی انجام می‌شد. بعد از تحقیقات و بررسی‌های لازم یکی از متهمان را با شیوه و شگردهای پلیسی دستگیر کردیم، ولی متهم اصلی متواری می‌شود و ما با سعی و کوشش شبانه‌روزی در حالی که متهم قصد خروج از کشور را داشته، او را دستگیر می‌کنیم.

متهم وقتی متوجه می‌شود برادرش نیست حدس می‌زند که دستگیر شده و به یکی از شهرهای مرزی فرار می‌کند. اگر این متهم دوم دستگیر نمی‌شد اولین متهم هیچ چیز را گردن نمی‌گرفت و هیچ اقرار و اعترافی نمی‌کرد؛ او حتی همه‌چیز را کتمان می‌کرد. بنابراین جعبه سیاه ما برادری بود که متواری شده بود. این دو برادر به فاصله دو، سه ماه دستگیر می‌شوند. برادری که متواری شده بود پس از دستگیری به قتل مادر، دو خواهر و دو برادرشان اعتراف و اقرار می‌کند؛ این دو برادر وقتی نقشه قتل را می‌کشند ساختمان را خالی از سکنه می‌کنند و با مستاجران تسویه می‌کنند تا خیلی راحت نقشه‌شان را اجرا کنند.

آن‌ها مقنی می‌آوردند و دو چاه حفر می‌کنند. به کارگران هم می‌گویند که می‌خواهند چاه آب بزنند. متهمان دو خواهر، مادر و یکی از برادران را به یک چاه انداخته و برادر دیگرشان که ازدواج کرده بود به چاه دیگر می‌اندازند. قربانی آخر که برادر متاهل آن‌ها بوده چند ماه بعد از برادر دیگرش به قتل می‌رسد و به همین خاطر او را در چاه دیگر می‌اندازند. متهمان انگیزه خود را مسائل مالی و خانوادگی عنوان کرده‌اند. یکی از آن‌ها در اعترافات خود گفته که مادرش او را حدود یک سال و نیم از خانه بیرون کرده و او در انباری زندگی کرده است. اگر پدر خانواده سهم این دو برادر را هم می‌داد شاید چنین اتفاقی نمی‌افتاد.»

ابعاد تازه جنایت چاه مرگ در پایتخت

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
گوشی موتورولا سیگنچر ۲۷ با طراحی بحث‌برانگیز و قدرتمندترین تراشه کوالکام معرفی شد روند تامین مواد ناریه معادن در حال بهبود است/ نیاز ماهانه کشور بیش از ۲۰ هزار تن ناریه پیش‌بینی آب و هوا برای بیگانگان فضایی تصاویر؛ تخریب دیوار زندان‌ رجایی شهر برخورد جدید سیارکی بزرگ به سطح ماه / رویدادی که هر ۱۳۲ سال یک ‌بار رخ می دهد(+ عکس) آیین جَشَن‌خوانی به یاد پروین مهربانی زردشتی (+عکس) آغاز ثبت‌نام دومین آزمون استخدامی اختصاصی افراد دارای معلولیت از ۴ مهرماه حریم تخت‌جمشید خط قرمز است؛ بازنگری در مصوبه الحاقی سپیده بزمی‌پور، همسر شاهرخ استخری، با متنی احساسی و دسته‌گلی رنگارنگ (+عکس) ایران ۱ - ۴ کره شمالی/ یک تحقیر تمام‌عیار ساعت فعالیت مراکز معاینه فنی تهران تا ۱۵ مهر تغییر کرد اتاق بازرگانی، صدای همه بخش خصوصی یا باشگاه مدیران بزرگ؟ گاردین: پیش‌بینی ۴۵۰ هزار مرگ مرتبط با «سوپر ال‌نینو» در ۶ ماه آینده کدام مدیران بزرگ فناوری به مهمانی شام دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ می‌روند؟ زخم‌های ناتمام قربانیان اسیدپاشی؛ چه کار کردی که این بلا سرت آمد؟