روزنامه اطلاعات در گزارشی به موقوفه "زمین گربه گی" در بشرویه خراسان پرداخت و نوشت: در میان صدها برگ سند و موقوفه کهن در سراسر ایران ، نسخهای خطی از دوره قاجار در شهرستان بشرویه خراسان جنوبی به چشم میخورد که با نام «زمین گربهگی» شناخته میشود، موقوفهای شگفتانگیز که با هدف مهربانی با گربه ها انجام گرفته است.
بر اساس آن درآمد حاصل از یک قطعه زمین کشاورزی به جبران خسارت دستبرد گربهها به سفره و غذای داخل خانههای مردم اختصاص می یابد تا هیچ گربه ای به خاطر غریزه زیستیاش مورد آزار قرار نگیرد.
سنت دیرپای وقف در فلات مرکزی و شرق ایران همواره آیینهای تمامنما از نیازهای زیستی، دغدغههای معیشتی و جهانبینی ساکنان این اقلیم سختکوش بوده است، نیاکان ما در مواجهه با تنگناهای بومشناختی، با ابزار وقف شبکهای از همبستگی اجتماعی و پایداری سرزمینی پدید آوردند؛ از اهدای آب قنات گرفته تا مزارع خرما و گندم، هر موقوفه پاسخی به نیازی واقعی در جامعه پیرامون خود بوده است.
در این میان، خراسان جنوبی و بهویژه شهر تاریخی بشرویه با کالبد دستنخورده خشت و گل، بادگیرهای افراشته و ساباطهای پیوسته، نهفقط میراثدار یک شاهکار معماری کویری که کانون زایش فرهنگی غنی از باورهای اخلاقی و رفتارهای مدنی است. سازگاری انسان کویر با زیستبوم خشن، او را به خلق ساختارهایی واداشته است که در آن هیچ عنصری از محیط پیرامون، بیهوده یا مزاحم تلقی نمیشود.
پیوند انسان و گربه، ریشهای چند هزار ساله در تمدنهای بشری دارد. این حیوان از دیرباز در فرهنگهای گوناگون جایگاهی فراتر از یک موجود اهلی ساده داشته ؛ از جمله این که در مصر باستان نمادی از تقدس و آرامش خانه بوده است و در باورهای عامه ایران کهن نیز حیوانی سودمند برای دور کردن گزندها و نیروهای ناپاک به شمار میرفت .
در شهرهای سنتی شرق کشور که انبار غلات، سقفهای چوبی و دیوارهای قطور خشتی زمینهساز تجمع موشها و آفات انباری میشد، گربهها فراتر از یک حیوان اهلی ساده، نگهبانان طبیعی و بیمزدِ چرخه سلامت عمومی بودند. حفظ ذخیره غذایی ساکنان کویر و جلوگیری از سرایت بیماریها در محلات محصور، در گرو حفظ تعادل میان شکارچی و طعمه در بافت مسکونی بود.
این شناخت تجربی در گذر سدهها با اخلاق اسلامی و احادیث دال بر شفقت به حیوانات درآمیخت و به شکل ضربالمثلها، آیینهای عامیانه و هنجارهای رفتاری در حافظه جمعی مردم ریشه دواند، ادبیات شفاهی خراسان سرشار از پندهایی است که آسیبزدن به حیوانات بیزبان را مایه کاهش برکت و نزول گزند بر خانه و کاشانه معرفی میکند.
با این حال، زمانی که غریزه گربه برای شکار غذا با سفره و معیشت خانوارها اصطکاک پیدا میکرد، راهکار جامعه سنتی بشرویه قهر و خشونت نبود بلکه آنها با ظرافتی حقوقی و اقتصادی، سازوکاری تعبیه کردند تا نه حق گربه پایمال و نه انسان دچار ضرر اقتصادی شود؛ ابتکاری که نقطه اوج آن در یک موقوفه استثنایی متجلی شده است .

در این ارتباط ،مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان بشرویه در گفتگو با ایرنا اظهار داشت: یکی از مستندات درخشان و قابل توجه درباره تاریخ اجتماعی و فرهنگ عمومی بشرویه در سدههای متاخر اسلامی، احترام عملی به حقوق حیوانات به عنوان یک هنجار مسلط رفتاری است که موقوفه موسوم به «زمین گربهگی» نماد بارز آن محسوب میشود.
سیدامیر سلیمانیرباطی افزود: بر اساس این سند، در دوران قاجار فردی نیکوکار و آگاه به ظرایف زیستمحیطی، بخشی از اراضی کشاورزی خود را وقف کرد تا چنانچه گربهای به هر یک از خانه های منطقه وارد شود و به اقتضای غریزه خود، گوشت یا ماده غذایی اهل خانه را به دندان بگیرد و با خود ببرد، کسی حق تعرض، سنگپرانی یا آزار حیوان را نداشته باشد.
وی تصریح کرد: مطابق مفاد این وقفنامه، صاحبخانه نه حق داشت لقمه را از دهان حیوان پس بگیرد و نه آن را تنبیه کند اما میتوانست با مراجعه به متولی تعیینشده، معادل ارزش غذای بردهشده را از محل عواید و درآمد حاصل از همان زمین وقفی دریافت کند تا ضرر مالی جبران و خشم صاحبخانه نسبت به حیوان مهار شود.
سلیمانیرباطی با یادآوری یکی از مثلهای بومی این خطه ادامه داد: فرهنگ شفاهی بشرویه بهخوبی این آگاهی اکولوژیک را ثبت کرده است، آنجا که در ضربالمثلی کهن میگویند: «هرکه از قُوت گربه قِنَعت کُنه، موشا دِ کمینشَن»، کنایه از اینکه هرکس حق غذای گربه را نادیده بگیرد یا آن را از پیرامون خود براند، خانهاش مأمن و جولانگاه موشها خواهد شد.
وی با تاکید بر اصالت این میراث مکتوب ادامه داد: متن دستنویس و نسخه خطی وقفنامه زمین یادشده اکنون در گنجینه نسخ خطی بشرویه محافظت میشود و بیتردید این سند میتواند زمینه بسیار مناسبی برای پژوهشهای نوین دانشگاهی در حوزه مردمشناسی، تاریخ اجتماعی و میراث ناملموس ایران زمین فراهم کند.