عصر ایران؛ محمد حسن گودرزی- در حالی که تنش میان ایران و آمریکا بار دیگر تشدید شده و تنگه هرمز به یکی از مهمترین کانونهای رویارویی دو طرف تبدیل شده است، چشمانداز پایان این بحران همچنان مبهم به نظر میرسد.
فشارهای اقتصادی و تحریمهای آمریکا علیه ایران از یک سو و اقدامات متقابل تهران در منطقه و تنگه هرمز از سوی دیگر، شرایطی را ایجاد کرده که هرگونه محاسبه اشتباه میتواند خطر گسترش درگیری را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا تهران و واشنگتن همچنان میتوانند سطح تنشها را کنترل کنند یا اینکه ادامه این وضعیت در نهایت به یک درگیری گستردهتر منجر خواهد شد. تنگه هرمز، تحریمهای نفتی، مذاکرات احتمالی، نقش میانجیهایی مانند عمان و پاکستان و همچنین تأثیر تحولات سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل، از جمله عواملی هستند که میتوانند مسیر آینده این بحران را تعیین کنند.
وست.آر.هیلترمان (Joost R. Hiltermann) علاوه بر وجه نویسندگی و روزنامه نگاری، مدیریت برنامۀ خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) را در گروه بینالمللی بحران (International Crisis Group) برعهده دارد.
وی که با عصر ایران گفتوگو کرده معتقد است وضعیت فعلی همچنان «تحت کنترل» است، اما عناصر خطرناکی در آن وجود دارد که میتواند شرایط را از کنترل خارج کند:
**************************************
* با توجه به تشدید دوباره تنشها میان ایران و آمریکا، ارزیابی شما از وضعیت کنونی چیست؟ آیا دو طرف در یک چرخه کنترلنشده از تشدید تنشها قرار گرفتهاند یا همچنان امکان مدیریت این بحران وجود دارد؟
-من میگویم وضعیت تحت کنترل است، اما عناصری در آن وجود دارد که میتواند شرایط را از کنترل خارج کند. به نظر میرسد هر دو طرف حاضرند سطح مشخصی از فشار و هزینه را تحمل کنند؛ چه از نظر اقتصادی و چه از طریق حمله به کشتیها و اهداف دیگر، اما هیچیک از دو طرف دست کم تا حالا به دنبال تشدید تنش فراتر از این سطح نیستند. بنابراین، از یک منظر، بحران در حال مدیریت شدن است، اگر بتوان این وضعیت را مدیریت نامید.
* آمریکا در ماههای اخیر تلاش کرده است با فشار اقتصادی، تحریمها و فشار بر صادرات نفت ایران، تهران را وادار به عقبنشینی کند. آیا فکر میکنید این راهبرد در نهایت ایران را مجبور خواهد کرد یک توافق جدید را بپذیرد یا احتمال دارد نتیجه معکوس داشته باشد؟
- من هیچ پیشبینییی نمیکنم و میدانم که این موضوع در داخل ساختار سیاسی ایران محل بحث گستردهای است، اما در گذشته چنین فشارهایی که امروز شدت بیشتری دارند تأثیر چندانی بر تغییر مسیر ایران نداشتند.
دلیل اینکه تحریمها بیش از یک دهه پیش ایران را به سمت میز مذاکره سوق دادند، این بود که ایران ارزیابی کرده بود دولت نسبتاً عملگرایی در واشنگتن روی کار است که به نظر میرسید واقعاً خواهان دستیابی به یک توافق عادلانه است. به نظر نمیرسد این شرایط اکنون وجود داشته باشد.
راهبرد فعلی آمریکا لزوماً نتیجه معکوس هم نخواهد داشت. ممکن است به وضعیتی از فرسودگی متقابل برسیم؛ وضعیتی که در ادبیات مربوط به مناقشات از آن با عنوان «بنبست دردناک متقابل» یاد میشود و دو طرف را مجبور به برقراری آتشبس کند. پس از آن، در مذاکرات درباره مسائل اصلی، همه چیز همچنان در هالهای از ابهام خواهد بود.
* یکی از مهمترین نقاط اختلاف کنونی، تنگه هرمز و عبور نفتکشهاست. آیا ادامه رویارویی در تنگه هرمز میتواند به یک بحران جهانی انرژی منجر شود؟ و آیا آمریکا واقعاً میتواند بدون ورود به یک درگیری گستردهتر، عبور و مرور امن کشتیها در این منطقه را تضمین کند؟
-هرچه وضعیت در تنگه هرمز برای مدت طولانیتری حلنشده باقی بماند، احتمال اینکه به یک بحران جهانی انرژی منجر شود بیشتر خواهد شد. بیشترین تأثیر این بحران بر کشورهای فقیرتر وارد خواهد شد، در حالی که کشورهای ثروتمندتر تا حدی از پیامدهای آن در امان خواهند ماند.
این مسئله به این معناست که آمریکا ظرفیت آن را دارد که مدت بیشتری نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر صبر کند و این وضعیت را تحمل کند. درباره آمریکا، من هیچ نشانهای ندیدهام که این کشور راهکاری عملی و قابل اجرا برای تضمین عبور امن کشتیها از تنگه پیدا کرده باشد.
*شما پیشتر درباره خطر نادیده گرفتن ملیگرایی ایرانی و واکنش جامعه ایران به مداخله خارجی هشدار داده بودید (مقاله Fool’s Errands درThe New York Review). آیا تحولات ماههای اخیر این ارزیابی شما را تأیید کرده است؟ چرا فشار نظامی خارجی لزوماً به تضعیف جمهوری اسلامی منجر نمیشود؟
-این ویژگی مختص ایران نیست. مگر اینکه یک دولت مستقر بر اثر اختلافات و درگیریهای داخلی به شکلی مرگبار تضعیف شده باشد، مداخله خارجی معمولاً موجب شکلگیری اثری میشود که در ادبیات سیاسی از آن با عنوان «گردآمدن حول پرچم» یاد میشود؛ به این معنا که مخالفان حکومت نیز برای دفاع از کشور به طرفداران حکومت میپیوندند و در نتیجه، همان حکومت تقویت میشود.
این اتفاق قطعاً در ایران پس از سپتامبر ۱۹۸۰ (آغاز جنگ ایران و عراق- مترجم) رخ داد؛ برای اینکه یک نمونه مشخص نام برده باشم.
*آیا مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن در شرایط کنونی همچنان امکانپذیر است؟ اگر مذاکرات از سر گرفته شود، به نظر شما حداقل شرایطی که دو طرف باید بپذیرند تا به میز مذاکره بازگردند چیست؟ در حال حاضر واشنگتن مذاکرات را به توقف حملات ایران به کشتیها مشروط کرده است.
-مذاکره مستقیم و رودررو قطعاً همچنان امکانپذیر است، هرچند در مناقشات، معمولاً پیش از آن مذاکرات غیرمستقیم و یا مذاکرات از طریق طرفهای نیابتی انجام میشود.
تمرکز مذاکرات در مراحل اولیه باید بر تنگه هرمز باشد. آمریکا در فوریه گذشته با حمله به ایران، با استناد به دلایل مختلف، خیلی زود با واقعیت اعمال کنترل ایران بر تنگه هرمز مواجه شد؛ موضوعی که به نظر میرسد آمریکا آن را پیشبینی نکرده و برای آن آماده نشده بود.
بنابراین، صرفنظر از اینکه دلایل آمریکا برای حمله به ایران چه بوده است، اولویت در آن مقطع به بازگشایی تنگه هرمز تبدیل شد. تصور میکنم ایران و آمریکا بتوانند درباره تنگه هرمز به توافق برسند.
اما این توافق، دلایل و مسائل دیگری را که در ابتدا مطرح شده بود، بدون پاسخ باقی خواهد گذاشت و همین مسئله بهشدت موجب نارضایتی مخالفان متعدد ایران در آمریکا و اسرائیل خواهد شد.
*نقش کشورهای میانجی، بهویژه عمان، را در جلوگیری از تبدیل تنش کنونی به یک جنگ تمامعیار تا چه اندازه مهم میدانید؟ آیا همچنان کانالهای غیرعلنی و مؤثری میان تهران و واشنگتن وجود دارد؟
-درباره وجود کانالهای مؤثر غیرعلنی یا محرمانه نمیتوانم اطلاعات زیادی ارایه کنم، زیرا من بخشی از افکار عمومی هستم و به چنین اطلاعاتی دسترسی ندارم. نقش عمان، پاکستان و دیگر کشورها همچنان بسیار مهم است. اما دلیل اینکه تنش کنونی به یک جنگ تمامعیار تبدیل نشده، بیش از آنکه به میانجیها مربوط باشد، این واقعیت است که در حال حاضر تشدید تنش به نفع هیچیک از دو طرف نیست. در عین حال، میانجیها با فراهم کردن کانالهای ارتباطی میتوانند در زمان وقوع تشدیدهای مقطعی تنش، به کاهش آنها کمک کنند و در نتیجه مانع از تشدید ناخواسته و غیرعمدی درگیری شوند.
*اگر بخواهید سه سناریوی احتمالی برای روابط ایران و آمریکا در شش ماه آینده ترسیم کنید، به نظر شما محتملترین سناریو کدام است: دستیابی به توافق و کاهش تنشها، ادامه وضعیت کنونی و قطع روابط، یا بازگشت به یک جنگ گستردهتر؟ چه عواملی میتواند این مسیر را تعیین کند؟
- من تصور نمیکنم بنبست کنونی به این زودی حل شود، حتی اگر دو طرف بتوانند به توافقهای محدودی دست پیدا کنند.
با این حال، شرایط تا حد زیادی به نتیجه انتخابات پیشرو در آمریکا و اسرائیل بستگی خواهد داشت. اگر کنگره آمریکا تحت کنترل حزب دموکرات قرار گیرد، ممکن است تلاش کند دولت ترامپ را بابت جنگی که بدون موافقت کنگره آغاز کرد و ظاهراً بیشتر یک «جنگ انتخابی» بود تا یک جنگ از سر ضرورت، مورد بازخواست قرار دهد.
همچنین، ممکن است دولت متفاوتی در اسرائیل بخواهد فشار بر دولت ترامپ برای عدم امتیازدهی به ایران را کاهش دهد؛ نه به این دلیل که در قبال ایران موضعی نرم خواهد داشت، بلکه به این دلیل که میخواهد روابط آمریکا و اسرائیل را ترمیم کند و میتواند جهتگیری فضای سیاسی در آمریکا را تشخیص دهد؛ جایی که این جنگ عمیقاً نامحبوب است.