فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۹۴۲۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۷ - ۱۴-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۹۴۲۷
انتشار: ۱۵:۳۷ - ۱۴-۰۶-۱۴۰۵
کتابخوانی: مروری بر نامه‌های یک مادربزرگ در پرفروش‌ترین رمان قرن بیستم ایتالیا

آنجا رو که دل تو را می‌خواند

کتابخوانی
«آنجا رو که دل تو را می‌ خواند» به 44 زبان ترجمه و پرفروش شد و در سال 1994 جایزه Premio Donna Citta di Roma را دریافت کرد. این کتاب در سال 1996 الهام‌بخش ساخت یک فیلم اقتباسی به کارگردانی کریستینا کومنچینی شد.

عصر ایران؛ جواد لگزیان -  بیابید امروز به روزگار جاودان کودکی برویم و در آن لحظات جادویی به صدای پاییزی مادربزرگ گوش بسپاریم. رمان «آنجا رو که دل تو را می‌ خواند» درحقیقت نوشته ای است که از سوی مادربزرگی برای نوه‌اش به رشته تحریر درمی‌ آید. آنها که سالها هم چون مادر و دختر کنار هم زندگی کرده‌اند، پس از تلخی‌هایی، اکنون در فاصله زمانی و مکانی دوری به سر می‌ برند. 

و اینجاست که مادربزرگ قصه ما تصمیم می‌ گیرد برای دختر نامه بنویسد، نامه‌هایی که قرار نیست هیچگاه به آمریکا پست شوند بلکه به یادگار می‌ مانند تا هنگامی که او به خانه بازگردد. این نامه‌ها روایت زنی دنیادیده است از فراز و نشیب ایام  که می‌ آموزند چگونه از راهی اسرارآمیز از تلخی آشتی‌ناپذیری به شیرینی بخشندگی دست یابیم.

مادربزرگ که در پاییز ۱۹۹۲به سر می‌ برد، دست به قلم می‌ شود و برای نوه‌ای که در بهار زیست می‌ کند، این‌گونه زیبا می‌ نگارد: «پاییز، فصلی که روزها کوتاه می‌ شوند و درختان دیگر به آرامی ازت، کلروفیل و پروتئین‌ها را به درون تنه می‌ کشند و بدین‌سان شادابی و سبزی برگ‌ها از میان می‌ روند. البته هنوز به شاخه‌ها آویخته‌اند اما می‌ دانیم که این زیاد به درازا نخواهد کشید. برگ‌ها یکی پس از دیگری می‌ ریزند. 

تو شاهد ریزش آنها هستی و از وحشت وزش باد به خود می‌ لرزی. و تو با عصیانگری و شادابی و جوانیت همان وزشی بودی که سبب فروافتادن من شد. عزیز دلم آیا تو خود این را می‌ دانستی؟ و اینکه ما هر دو بر روی یک درخت زندگی می‌ کنیم، اما نه در یک فصل...»

کتاب آنجا رو که دل تو را می‌خواند

هرچند گزارش مادربزرگ شامل اتفاقات کوچک روزمره است اما درس‌هایی بی‌شمار برای نسل شتابزده بعدی دارد و آن هنگام که بادهای وحشی می‌ وزند و پرنده‌ای بی‌جا می‌ شود، مادربزرگ به یاری می‌ آید تا جوجه ساری را نجات دهد و در گوشش بخواند: «کوچولو آسوده دل باش. خودم تو را درمان می‌ کنم. غذایت می‌ دهم و وقتی خوب شدی، می‌گذارم پرواز کنی.»

بویژه در زمانه پرآشوب کنونی که فاصله نسل‌ها روز به روز بیشتر می‌ شود و مجال گفتگو اندک، این کتاب می‌تواند پلی برای مصاحبت خانوادگی با دختری جوان باشد و به او بگوید که: «خب بره کوچولوی من، حالا تو کجا هستی، تو آنجایی و من دارم برایت می‌ نویسم. تو آنجایی، میان کاکتوس‌ها و شغال‌ها. وقتی این نوشته را می‌ خوانی، اینجا بازگشته‌ای و اسباب‌های من دیگر در انبار زیر شیروانی خواهند بود و من نخواهم بود.

آیا حرف‌های من به تو اطمینان خاطر خواهند داد؟ من این ادعا را ندارم. شاید هم تو فقط از آنها ناراحت شوی و آن تصویر منفی را که قبل از رفتن از من داشتی، تشدید کنی. شاید وقتی که پخته‌تر شوی مرا درک کنی، وقتی که بتوانی راه اسرارآمیز را بپیمایی، راهی که انسان را از آشتی‌ناپذیری به بخشندگی می‌ رساند.

گفتم بخشندگی و دل‌رحمی، نه دلتنگی. اگر احساس دلتنگی کنی، مانند اجنه‌های بدذات پیش تو خواهم آمد و خیلی آزارت خواهم داد. همین کار را خواهم کرد؛ اگر به جای این که متواضع و فروتن باشی، پر مدعا شوی، و اگر به جای این که سکوت کنی، مست حرف‌های تو خالی شوی، خواهی دید، که اگر خواب نباشی، لامپ‌ها منفجر خواهند شد، بشقاب‌ها از قفسه‌ها پرواز خواهند کرد، لباس‌ها روی چراغ‌ها خواهند افتاد، از صبح تا شب راحت نخواهی بود. نه، شوخی می‌ کنم، حقیقت ندارد.

هیچ کاری نخواهم کرد. اگر من در جایی بودم و توانستم تو را ببینم، فقط غمگین خواهم شد. من هر بار که یک زندگی تلف می‌ شود، یعنی چون عشق نتوانسته است راه خود را در آن باز کند، غمگین می‌ شوم. مواظب خودت باش. یادت باشد وقتی که پخته‌تر شدی و مایل بودی که اشتباهات را به عدالت تبدیل کنی، بدان که اولین انقلابی که باید انجام شود در درون ماست. این از همه مهم‌تر است.»

سوزانا تامارو نویسنده ایتالیایی (زاده ۱۲ دسامبر ۱۹۵۷)
سوزانا تامارو

نویسنده این کتاب سوزانا تامارو (زاده ۱۲ دسامبر ۱۹۵۷) نویسنده رمان، داستان، مقالات مجلات و ادبیات کودکان و فیلم‌ساز ایتالیایی است. «آنجا رو که دل تو را می‌ خواند» به 44 زبان ترجمه و پرفروش شد و در سال 1994 جایزه Premio Donna Citta di Roma را دریافت کرد. این کتاب در سال 1996 الهام‌بخش ساخت یک فیلم اقتباسی به کارگردانی کریستینا کومنچینی شد.

انتشارات بهجت کتاب «آنجا رو که دل تو را می‌ خواند» پرفروش‌ترین رمان قرن بیستم ایتالیا نوشته سوزانا تامارو (زاده ۱۲ دسامبر ۱۹۵۷) نویسنده و فیلم‌ساز ایتالیایی را با ترجمه حامد فولاوند در ۱۸۶ صفحه منتشر کرده است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha