سردبیر سایت خبری نصرنیوز که در تبریز فعالیت می کند در یادداشتی نوشت: امروز دادگاه یکی از پروندههای «نصر» بود؛ پروندهای که شاکی آن یکی از چهرههای اقتصادی کشور است.
رأی نخست دادگاه به نفع نصر صادر شده بود، اما با اعتراض شاکی، مسیر پرونده تغییر کرد و ماجرا اینبار در قالب یک پرونده کیفری ادامه پیدا کرد.
برخلاف پروندههای قبلی، اینبار تصمیم گرفتم خودم در دادگاه حاضر شوم و وکیل نفرستم. میخواستم از نزدیک ببینم چه میگذرد و حرفها را بیواسطه بشنوم و پاسخ بدهم.
شاکی محترم دو وکیل به دادگاه فرستاده بود، اما آنچه برای من عجیب و البته تلخ بود، نوع مواجهه قاضی محترم با موضوع و نحوه طرح برخی مطالب در دفاع از مواضع شاکی بود؛ تا جایی که در لحظاتی احساس میکردم شاکی نه با دو، که با سه وکیل در جلسه حاضر شده است!
اصل اتهام چه بود؟
انتشار یک یادداشت ورزشی به قلم یکی از خبرنگاران استان و در ادامه، اتهام «نشر اکاذیب».
اما تصور من این است که همه حاضران در آن جلسه، از من گرفته تا طرف شکایت و حتی دادگاه، بهخوبی میدانستند ماجرا بسیار فراتر از یک یادداشت ورزشی است. احساس من این بود که این پرونده بیش از آنکه درباره چند خط نوشته باشد، به ابزاری برای افزایش فشار بر یک رسانه تبدیل شده است.
فعلاً رسیدگی متوقف ماند تا نویسنده یادداشت نیز احضار شود و درباره مطالب و ادعاهای مطرحشده توضیح دهد و از نوشته خود دفاع کند.
اما آنچه بیش از اصل پرونده ذهنم را درگیر کرده، اتفاقی است که متأسفانه برای نخستینبار هم با آن مواجه نیستیم.
وقتی یک طرف پرونده از توان مالی، ارتباطات و نفوذ بیشتری برخوردار است، رسانهای مستقل چگونه باید مطمئن باشد که تنها «قانون» در برابرش ایستاده و نه وزن و قدرت آدمها؟
پروندهای که در مرحله نخست با رأیی به نفع نصر همراه شده بود، با یک اعتراض وارد مسیری کاملاً متفاوت شد؛ تغییری که برای من پرسشهای جدی ایجاد کرده است.
تلختر اینکه نهادهای مختلف امنیتی و سیاسی نیز در جریان این پرونده و حواشی آن هستند، اما دستکم تا امروز، آن حمایتی که انتظار میرود از فعالیت قانونی و مستقل رسانهای صورت گیرد، دیده نشده است.
و همینجاست که تناقض آزاردهنده خودش را نشان میدهد:
روز خبرنگار که میرسد، همه از رسانه میگویند؛
از شجاعت خبرنگار،
از رسالت مطبوعات،
از آزادی بیان،
از حمایت از رسانههای مستقل…
تبریکها پشت سر هم میآیند و جملات زیبا برای خبرنگاران نوشته میشود.
اما روزی که همان خبرنگار و همان رسانه بابت نوشتهاش باید مقابل قدرت و ثروت بایستد، ناگهان سکوت آغاز میشود.
سکوتی سنگین و تأسفبار.
شاید رسانه را تا زمانی دوست دارند که برایشان کارکرد داشته باشد؛ خبرشان را منتشر کند، صدایشان باشد و در روزهای مناسب از عملکردشان بنویسد.
اما رسانه اگر سؤال کند، نقد کند یا پای موضوعی بایستد که به مذاق صاحبان قدرت و ثروت خوش نیاید، ظاهراً داستان دیگری آغاز میشود.
ما هم این روزها را ثبت میکنیم.
نه فقط برای این پرونده؛
برای روزی که دوباره از «حمایت از خبرنگار» و «ضرورت وجود رسانه مستقل» سخن گفته خواهد شد.
آن روز، شاید بد نباشد این سکوتها را هم به یاد بیاوریم.
امیر کریم زاد شریفی
سردبیر