عصر ایران - بازگشت محسن نامجو به ایران پس از حدود 20 سال، در روزهای گذشته به یکی از خبرهای پربحث و بیننده یا به اصطلاح امروزی ها «وایرال» فضای مجازی تبدیل شده است. این خواننده و آهنگساز که سال ها در آمریکا زندگی می کرد، شش روز پیش از انتشار پیام خداحافظیاش با این توضیح که تنها برای چاپ چند برگه از خانه خارج شده، ناگهان ناپدید شده بود. نامجو سرانجام در ویدیویی اعلام کرد که از زندگی در غربت خسته شده و تصمیم گرفته است برای دیدار خانواده و دوستانش به ایران بازگردد.
نامجو روز پنجشنبه 5 شهریور وارد ایران شد و تصاویر حضور او در فرودگاه امام خمینی نیز منتشر شد. اما ماجرا به همین جا ختم نشد و روایت متفاوت همسرش، آزاده اخلاقی، درباره چگونگی این سفر، حاشیه های تازه ای ایجاد کرد.
اخلاقی در ویدیویی که منتشر کرد گفت از تصمیم نامجو برای بازگشت بی خبر بوده و حتی از ویدیوی خداحافظی او نیز غافلگیر شده است. در روایت او، نامجو با این توضیح که قصد دارد برای پرینت چند برگه از خانه خارج شود، راهی بیرون خانه شده بود؛ اما در ادامه مشخص شد که این سفر نه به سر کوچه، بلکه به ایران ختم شده است!
همین بخش از روایت، خیلی زود در شبکه های اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفت و «پرینت گرفتن» به سوژه ای برای شوخی با بازگشت نامجو تبدیل شد. کاربران با ساختن روایت ها و کنایه های مختلف، فاصله میان یک کار ساده روزمره و سفری که مقصد آن پس از 20 سال ایران بوده را دستمایه طنز قرار دادند.
کاربری با نام «خانومی که من باشم» نوشته است:
تو بانک، یکی از کارمندای بانک یه برگه داد به یه کارمند دیگه گفت: «یه پرینت از این بهم بده.» بعد یه لبخندی زد و در ادامه گفت: «از مرز خارج نشیا، کار این بنده خدا لنگ میمونه.»
نیما با انتشار عکس زیر نوشته است:
پسرا وقتی یه مغازه دو تا قاره اونورتر پیدا می کنن که ده درصد ارزون تر پرینت می گیره

کاربر دیگری عکس زیر را منتشر کرده و می گوید:
هنوز كاغذا دستشه دنباله پرينتره

بهمن شوخی را با برند کنن(Canon) جالب تر کرده و نوشته:
یه پرینتر Canon بخرین هروقت پارتنرتون خواست جای دیگه پرینت بگیره بهش بگین «Canon گرم خانواده رو ترک نکن».
نام کاربری «متواری» نیز سرکوچه رفتن نامجو را سوژه اصلی قرار داده:
به لحاظ روحی از دست خانواده نیاز دارم برم سر کوچه پرینت بگیرم.
جهانگیر شهلایی، کاربری است که سراغ یک عکس از ترجمه آثار نویسندگان روس رفته:
”رفتم پرینت بگیرم دیدم ایرانم”

سارا کاربر دیگری است که طنز خود را با جیگر و خیابان های تهران طرح می کند:
محسن نامجو به زنش گفته بود میرم سر کوچه چندتا کپی بگیرم
الان پاشده اومده وسط تهران داره جیگر میخوره
مردا واقعا عجیبن 😂😂😂😂

آرش به سراغ صدای نامجو می رود تا طنز متفاوتی را از زبان هنر نامجو ارائه کند:
محسن نامجو اینو به زنش گفت و اومد ایران
وحید نگاه متفاوتی به ماجرای نامجو داشته و می گوید:
من کارهای قبلی نامجو رو دوست نداشتم، ولی «میرم پرینت بگیرم» واقعا پایانبندی قدرتمندی داشت.
کاربر دیگری موضوع را با طنزی جالب به جهیزیه پیوند می زند:
من تو جهیزیه ام، حتما پرینتر میارم، نمی خوام همسرمو از دست بدم
این هم نظر با چاشنی طنز یکی از مخاطبان اخبار محسن نامجو و اشاره به زندگی متاهلی:
در زندگیهای متأهلی تا ۱۵ دقیقه قبل از پرینت گرفتن همهچیز عادی بهنظر میرسد.
این هم نظر یکی از کاربران که طنز ماجرا را به حس خوبی درباره وطن پیوند می زند:
از قدیم گفتن هیچی پرینت وطن خود آدم نمیشه.