کد خبر ۱۱۸۶۴۳۶
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۸ - ۰۱-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۶۴۳۶
انتشار: ۱۴:۲۸ - ۰۱-۰۶-۱۴۰۵

درباره تئاتر پنج‌میلیونی/ وقتی فرهنگ به کالای لوکس تبدیل می‌شود

د
از منظر جامعه‌شناسی، این اتفاق را باید در امتداد روندی بزرگ‌تر دید. کالایی‌شدن روزافزون سبک زندگی. وقتی سفر، آموزش، ورزش، سلامت، سرگرمی و حتی اوقات فراغت بیش از پیش تابع قدرت خرید می‌شوند، هنر نیز از این روند مصون نمی‌ماند.

عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- پیش‌فروش نمایش-ارکسترال «آرش» به کارگردانی علی سرابی و با حضور مجموعه‌ای از بازیگران شناخته‌شده، از جمله نوید محمدزاده و طناز طباطبایی، آغاز شده است؛ نمایشی که قرار است از هفته دوم شهریور در رویال هال اسپیناس پالاس روی صحنه برود. اما آنچه در این میان بیش از خود اثر مورد توجه قرار گرفته، قیمت بلیت 5 میلیونی آن است. این رقم را نباید صرفاً یک «قیمت بالا» تلقی کرد. قیمت بلیت، در جامعه‌شناسی فرهنگ، فقط یک عدد اقتصادی نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه چه کسی امکان دسترسی به یک محصول فرهنگی را دارد و چه کسی از آن حذف می‌شود. وقتی برای تماشای یک اجرای تئاتری باید نزدیک به پنج میلیون تومان پرداخت کرد، پرسش اصلی دیگر این نیست که «چرا این نمایش گران است؟» بلکه باید پرسیداین نمایش برای چه کسی تولید شده است؟

طبیعی است که تولید یک اثر ارکسترال، به‌خصوص با حضور تعداد زیادی بازیگر و اجرای زنده موسیقی، هزینه‌های سنگینی داشته باشد. «آرش» نیز برخلاف یک اجرای کم‌هزینه و جمع‌وجور، پروژه‌ای بزرگ با ترکیب نمایش، موسیقی و ارکستر زنده است. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت قیمت بلیت آن با یک اجرای معمولی برابری کند. اما این توضیح اقتصادی، الزاماً پاسخ جامعه‌شناختی به مسئله نیست.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که منطق اقتصادی بازار با منطق اجتماعی هنر یکی گرفته شود. بازار می‌گوید هر محصولی قیمتی دارد و هر کس توان پرداخت دارد، می‌تواند مصرف‌کننده آن باشد. اما هنر، به‌ویژه تئاتر، صرفاً یک کالای مصرفی نیست. تئاتر بخشی از حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه است؛ فضایی برای تجربه جمعی، گفت‌وگو، تخیل و مواجهه انسان با خودش و جامعه‌اش. وقتی قیمت آن چنان بالا می‌رود که بخش بزرگی از مردم اساساً امکان خرید بلیت را ندارند، اتفاقی فراتر از گرانی رخ داده است فرایند طبقاتی‌شدن مصرف فرهنگی تشدید می‌شود.

این نکته در شرایط اقتصادی امروز اهمیت دوچندان دارد. جامعه‌ای را تصور کنیم که بخش قابل توجهی از مردم درگیر اجاره خانه، هزینه خوراک، درمان، آموزش، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های ضروری زندگی‌اند. در چنین شرایطی، پنج میلیون تومان برای بسیاری از خانوارها دیگر «هزینه تفریح» نیست؛ رقمی است که باید با نیازهای ضروری زندگی مقایسه شود. به همین دلیل، مسئله فقط این نیست که یک خانواده نمی‌تواند تئاتر ببیند؛ مسئله این است که فرصت برخورداری از تجربه فرهنگی به تدریج به یک امتیاز اقتصادی تبدیل می‌شود.

اینجاست که تناقض «آرش» حتی نمادین‌تر می‌شود. آرش کمانگیر در فرهنگ ایرانی، قهرمانی است که از دل مردم برخاسته و در روایت رسمی همین پروژه نیز به‌عنوان قهرمانی از میان مردم معرفی شده است؛ اثری که قرار است درباره هویت، وطن، جسارت و انتخاب سخن بگوید. اما اگر مخاطب «مردم» برای تماشای این روایت درباره قهرمانی مردمی، نیازمند قدرت خریدی باشد که بخش بزرگی از همان مردم ندارند، یک پارادوکس فرهنگی شکل می‌گیرد. روایت، مردمی است اما امکان تماشای آن الزاماً مردمی نیست.

البته نباید به دام یک قضاوت ساده‌انگارانه افتاد و گفت هر نمایش گران‌قیمتی الزاماً ضد مردم است. هنرمند و تهیه‌کننده نیز با واقعیت‌های اقتصادی، هزینه تولید، دستمزد عوامل، اجاره سالن و هزینه‌های فنی مواجه‌اند. حتی می‌توان پذیرفت که یک پروژه عظیم، مخاطب هدف متفاوتی داشته باشد. مسئله اما این است که آیا در کنار چنین تولیداتی، سیاستی برای حفظ دسترسی عمومی به هنر وجود دارد یا نه؟

اگر تولیدکننده تصمیم می‌گیرد بخشی از ظرفیت سالن را با قیمت بالا عرضه کند، می‌تواند هم‌زمان ظرفیت‌هایی با قیمت مناسب‌تر، بلیت دانشجویی، تخفیف گروهی، اجراهای ویژه یا سازوکارهای حمایتی برای مخاطبان کم‌توان‌تر اقتصادی در نظر بگیرد. در غیر این صورت، بازار به‌طور طبیعی به سمت مخاطبی می‌رود که قدرت خرید بیشتری دارد و این یعنی جابجایی مخاطب فرهنگی از «عموم جامعه» به «طبقه مصرف‌کننده فرهنگی»

از منظر جامعه‌شناسی، این اتفاق را باید در امتداد روندی بزرگ‌تر دید. کالایی‌شدن روزافزون سبک زندگی. وقتی سفر، آموزش، ورزش، سلامت، سرگرمی و حتی اوقات فراغت بیش از پیش تابع قدرت خرید می‌شوند، هنر نیز از این روند مصون نمی‌ماند. در چنین وضعیتی، «فرهنگ» به جای آنکه بخشی از کیفیت زندگی باشد، به نشانه‌ای از توان اقتصادی تبدیل می‌شود. فردی که درآمد بیشتری دارد نه فقط خانه و خودروی بهتری دارد، بلکه تجربه‌های فرهنگی بیشتری نیز خریداری می‌کند.این همان نقطه‌ای است که باید درباره «حق فرهنگی» صحبت کرد. همان‌طور که دسترسی به آموزش و سلامت نباید صرفاً به توان اقتصادی افراد وابسته باشد، جامعه سالم به دسترسی متنوع و قابل‌قبول شهروندان به فرهنگ و هنر نیز نیاز دارد. تئاتر اگر فقط به سرگرمی لوکس طبقات مرفه تبدیل شود، بخشی از کارکرد اجتماعی خود را از دست می‌دهد.

بنابراین پرسش درباره بلیت پنج‌میلیونی «آرش» پرسشی علیه نوید محمدزاده، طناز طباطبایی یا عوامل نمایش نیست؛ حتی لزوماً پرسشی علیه قیمت‌گذاری این پروژه هم نیست. پرسش بزرگ‌تر این است: در جامعه‌ای که بسیاری از مردم برای تأمین نیازهای اولیه زندگی تحت فشارند، چه کسی باید هزینه دسترسی آنان به فرهنگ را تأمین کند؟

هنر نمی‌تواند همیشه ارزان باشد؛ اما اگر قرار است همچنان «عمومی» بماند، نباید تنها کسانی را که استطاعت مالی دارند به رسمیت بشناسد. خطر اصلی آنجاست که روزی برسد که مردم نه به این دلیل که تئاتر دوست ندارند، بلکه چون توان پرداخت بهای آن را ندارند، از سالن‌ها غایب شوند. آن روز، مسئله فقط گران‌شدن بلیت نیست؛ مسئله، گران‌شدن حقِ تجربه‌کردن فرهنگ است.

ارسال به دوستان
captcha
آخرین وضعیت سربازی علیرضا بیرانوند و تلاش تراکتور برای معافیت او کشف ۹۰ قبضه سلاح و ۳۵ کیلو مواد مخدر در طرح «آرامش در شهر» ایلام پل فرسوده نهنگ‌روگا بندرانزلی جمع‌آوری می‌شود آتش‌سوزی گسترده در ایالت نوادا آمریکا پاپ خواستار اقدام جهانی برای مهار شیوع ابولا شد بخشودگی ۱۰۰ درصدی جرائم بیمه شخص ثالث سخنگوی سپاه: بیخ گوش آمریکا تعاملات اقتصادی داریم، آمریکا را دور می‌زنیم و نتیجه‌اش را در آینده نزدیک خواهید دید/ برای هر اقدام خصمانه دشمن سناریو داریم تصمیم جدید مجلس درباره مهریه؛ پابند الکترونیکی جایگزین حبس برای بدهکاران شد عراقچی: همه ما در قبال خون شهدا پاسخگو هستیم راه‌اندازی مسیر هوایی جدید در جنوب کشور عبور دلار از 200 هزار تومان رکوردشکنی قیمت سکه در آغاز شهریور هشدار آبفا درباره افت سفره‌های تهران؛ عمق آب زیرزمینی به ۲۵۰ متر رسید معرفی برندگان جشنواره سارایوو ۲۰۲۶ پرویز ناتل خانلری ؛ معمار ادبیات مدرن ایران