فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۴۵۴۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۷ - ۲۴-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۴۵۴۷
انتشار: ۱۵:۱۷ - ۲۴-۰۵-۱۴۰۵

خاورمیانه: گورستان ائتلاف های امنیتی/ دلایل ناکامی پیمان های امنیتی خاورمیانه چیست؟

پ
ضعف ذاتی پیمان سعدآباد در فقدان یک تهدید مشترک و مشخص و نیز نبود سازوکارهای اجرایی مؤثر، باعث شد تا این پیمان کارایی چندانی در تأمین امنیت جمعی نداشته باشد.

رسول صَفرآهنگ

خبرآنلاین

 خاورمیانه از دیرباز به عنوان یکی از حساسترین و پیچیدهترین مناطق جهان از حیث امنیتی شناخته شده است. قرار گرفتن این منطقه در تقاطع سه قاره، دارا بودن منابع عظیم انرژی و نیز تاریخ پرتنش روابط میان دولت های آن، همواره زمینه ساز شکل گیری پیمان های دفاعی و امنیتی متعددی بوده است. با این حال، آنچه پیمان های دفاعی خاورمیانه را از نمونه های مشابه در سایر نقاط جهان متمایز می سازد، ماهیت سیال، گاه ناپایدار و اغلب تأثیرپذیر آنها از رقابت های فرامنطقه ای و تحولات ژئوپلیتیک جهانی است.

چه آنکه عموم این پیمان ها روی کاغذ مانده اند یا به سرعت فروپاشیده اند و حالا با امضای پیمان دفاعی مشترک مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، بار دیگر این پرسش تاریخی مطرح می شود که آیا این ائتلاف نیز در جمع پیمان های فرسوده منطقه دفن خواهد شد یا می تواند معماری امنیتی نوینی را در غرب آسیا رقم بزند؟ پاسخ این پرسش را در شکست مهمترین پیمان های پیشین جست و جو کنیم.

 پیمان سعدآباد (۱۳۱۶/۱۹۳۷): نخستین گام در همکاری منطقه ای

پیمان سعدآباد را باید نخستین تلاش جدی برای ایجاد یک ترتیبات امنیتی منطقه ای در خاورمیانه دانست. این پیمان که میان ایران، عراق، ترکیه و افغانستان منعقد شد، اگرچه بیش از آنکه جنبه نظامی داشته باشد، توافقی برای همکاری های سیاسی و مرزی بود، اما زمینه ساز شکل گیری ایده ائتلاف های دفاعی در منطقه شد. از نقاط قوت این پیمان، ایجاد یک کانال ارتباطی میان کشورهای منطقه و تلاش برای حل و فصل مسائل مرزی از طریق گفت وگو بود.

با این حال، ضعف ذاتی این پیمان در فقدان یک تهدید مشترک و مشخص و نیز نبود سازوکارهای اجرایی مؤثر، باعث شد تا این پیمان کارایی چندانی در تأمین امنیت جمعی نداشته باشد و در عمل، بیش از یک توافق نمادین باقی بماند. از منظر تحلیل راهبردی، پیمان سعدآباد نشان دهنده آگاهی اولیه کشورهای منطقه از ضرورت همکاری امنیتی است، اما ناتوانی آنها در فرارفتن از منافع ملی و ایجاد یک ساختار امنیتی پایدار را نیز به نمایش می گذارد.

 پیمان بغداد (۱۹۵۵-۱۹۵۸) و سنتو (۱۹۵۸-۱۹۷۹): حلقه های امنیتی جنگ سرد

پس از جنگ جهانی دوم و شکل گیری نظام دوقطبی به رهبری آمریکا و شوروی، استراتژی واشنگتن جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم در جهان، به ویژه در منطقه خاورمیانه بود. بدین منظور، پیمان بغداد در فوریه ۱۹۵۵ میان ترکیه و عراق به عنوان دو هسته نخستین امضا شد و سپس بریتانیا، پاکستان و ایران به آن پیوستند. این پیمان که در واقع حلقه میانی میان ناتو و سیتو محسوب می شد، نقشی کلیدی در هماهنگی اطلاعاتی و نظامی میان کشورهای عضو ایفا می کرد.

با این حال، نقطه ضعف اصلی پیمان بغداد، عدم عضویت مستقیم آمریکا در آن بود. کشوری که گرداننده اصلی این پیمان محسوب می شد. سرانجام، پیمان بغداد در سال ۱۹۵۸ و با وقوع کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و خروج این کشور از پیمان، با بحران جدی مواجه شد. مقر پیمان به آنکارا منتقل شد و نام آن به سازمان پیمان مرکزی (سنتو) تغییر یافت. این تحول، نشان دهنده آسیب پذیری پیمان های دفاعی مبتنی بر حمایت یک قدرت فرامنطقه ای در برابر تحولات داخلی کشورهای عضو بود.

انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷/۱۹۷۹ و خروج ایران از سنتو، عملاً این سازمان را از کار انداخت. تجربه سنتو نشان می دهد که پیمان های دفاعی در خاورمیانه، حتی با حمایت یک قدرت فرامنطقه ای مانند بریتانیا یا آمریکا، در صورتی که نتوانند منافع ملی کشورهای عضو را به طور متوازن تأمین کنند، با شکست مواجه خواهند شد. این پیمان ها به دلیل فقدان عنصر قوام دهنده یعنی تهدیدات امنیتی مشترک و نبود پیوندهای مکمل اقتصادی و سیاسی، در رنج بودند.

ضعف ذاتی پیمان سعدآباد در فقدان یک تهدید مشترک و مشخص و نیز نبود سازوکارهای اجرایی مؤثر، باعث شد تا این پیمان کارایی چندانی در تأمین امنیت جمعی نداشته باشد.

 اتحادیه عرب و پیمان های دفاعی مشترک عربی (۱۹۴۵ به بعد)

اتحادیه کشورهای عربی که در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد، هرچند عمدتاً یک سازمان سیاسی و اقتصادی است، اما ابعاد امنیتی و دفاعی آن نیز قابل توجه است. پیمان دفاع مشترک اتحادیه عرب که در سال ۱۹۵۰ به امضا رسید، بر اساس آن، هرگونه حمله به یکی از کشورهای عضو، به منزله حمله به همه آنها تلقی می شود. با این حال، این پیمان در عمل، به دلیل اختلافات داخلی میان کشورهای عربی و نیز دخالت قدرت های فرامنطقه ای، کارایی چندانی نداشته است.

جنگ های اعراب و اسرائیل در سال های ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳، آزمون های مهمی برای کارآمدی پیمان دفاع مشترک عربی بودند که در هیچکدام، این پیمان نتوانست نقش بازدارنده مؤثری ایفا کند. از این رو، می توان گفت که پیمان دفاع مشترک اتحادیه عرب، بیش از یک سند نمادین، نقش عملی چندانی در تأمین امنیت کشورهای عضو نداشته است.

ضعف اصلی پیمان بغداد، عدم عضویت مستقیم آمریکا در آن بود. کشوری که گرداننده اصلی این پیمان محسوب می شد. سرانجام، پیمان بغداد در سال ۱۹۵۸ و با وقوع کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و خروج این کشور از پیمان، با بحران جدی مواجه شد.

 شورای همکاری خلیج فارس (۱۹۸۱): همکاری در سایه تهدید مشترک

شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که در سال ۱۹۸۱ و در پاسخ به انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی ایران و عراق تأسیس شد، یکی از موفق ترین نمونه های همکاری منطقه ای در خاورمیانه به شمار می رود. برخلاف پیمان های قبلی که عمدتاً با هدف مقابله با نفوذ شوروی شکل گرفته بودند، این شورا بر اساس یک تهدید مشترک و درک شده از سوی اعضا (یعنی ایران) ایجاد شد. با این حال، این شورا نیز با چالش هایی از جمله اختلافات داخلی (مانند بحران قطر در سال ۲۰۱۷)، ساختار امنیتی مبتنی بر حمایت آمریکا و عدم توانایی در ایجاد یک ساختار دفاعی مستقل مواجه بوده است.

 چرایی ناکامی ائتلاف ها در خاورمیانه

برای پاسخ به این پرسش که چرا پیمان های دفاعی در خاورمیانه با چنین نرخ بالایی از شکست مواجه شده اند، باید به تحلیلی عمیق و ساختاری از ویژگی های منحصربه فرد این منطقه پرداخت.

 نخستین و مهمترین دلیل ناکامی ائتلاف ها، فقدان پیوندهای مکمل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. اگر تجربه تاریخی پیمان های امنیتی موفق، مانند ناتو، را بررسی کنیم، درمی یابیم که این پیمان ها در مجموعه هایی شکل گرفته اند که بیشترین شباهت ها و پیوستگی ها و همکاری های سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی و رسانه ای را با یکدیگر داشته اند و به نوعی مکمل همدیگر شده اند.

علت توفیق ناتو در اروپا و با آمریکا این است که پیوندهای دیگری به حد کافی میان آنها برقرار شده و یک زبان مشترک و اعتمادسازی عمده ای میان آنها صورت گرفته است. در حالی که در خاورمیانه اصلاً شاهد چنین روند همکاری هایی نیستیم که در بُعد امنیتی نیز بتواند به عنوان مکمل، پیمان ها را کارآمد کند. نبود این زیرساخت های همکاری، ائتلاف ها را به ساختارهایی توخالی و فاقد انسجام تبدیل می کند که در اولین برخورد با بحران، فرو می پاشند.

دومین عامل، تفاوت بنیادین اولویت های تهدید و رقابت های پایدار میان اعضای بالقوه ائتلاف است. برای مثال، پاکستان هند را تهدید اصلی خود می داند و عربستان ایران را رقیب خود می بیند، در حالی که ترکیه ممکن است در آینده نزدیک، اسرائیل را تهدید بزرگتری قلمداد کند. در شرایطی که همچنان عربستان و ترکیه در موضوعات دیگر با یکدیگر رقیب هستند، در موضوع عراق، سوریه، شامات، فلسطین و مسائل خلیج فارس، بعید است که اینها پیوستگی زیادی با یکدیگر داشته باشند. به عنوان مثال، ترکیه همراهی کاملی با قطر دارد که با وجود تنش های میان دوحه و ریاض، رقابت میان قطر و عربستان همچنان پابرجاست. این رقابت ها و اولویت های متضاد، مانع از شکل گیری یک درک مشترک از تهدید می شود که لازمه هر ائتلاف دفاعی موفق است.

سومین عامل، ناکارآمدی این ائتلاف ها در برابر تهدیدات نامتقارن است. هر سه کشور با تهدیدات مشترکی از ناحیه گروه های غیردولتی مواجه هستند. ترکیه از ناحیه جنبش کردی، پاکستان از ناحیه گروه های افراطی داخلی و طالبان، و عربستان از ناحیه حوثی های یمن احساس تهدید می کند. سؤال اصلی این است که آیا پیمان مکه ظرفیت دفع چنین تهدیداتی را دارد یا خیر؟ هر سه کشور توانمندی های بالایی برای مقابله کلاسیک با حمله خارجی دارند. حمله ای که از سوی یک ارتش و در قالب های کلاسیک انجام می شود. شاید در آنجا بتوانند همپوشانی بیشتری داشته باشند، اما در تهدیدات نامتقارن، همانطور که طی دهه های گذشته دیده ایم، هر سه کشور کاستی های جدی دارند و فعلاً در مسائل و دفع تهدیدات خودشان مانده اند که بخواهند به کمک دیگری نیز بشتابند.

چهارمین عامل، کاهش اعتبار چتر امنیتی آمریکا و شکل گیری واگرایی از ایران است. هرچند عضویت ترکیه در پیمان مکه الزاماً تهدید نظامی جدیدی برای ایران ایجاد نمی کند، اما این پیمان نشانه ای از فاصله گیری منطقه از ایران و افزایش واگرایی است. به هر حال، این پیمان می تواند نوعی انزوای سیاسی را به ایران تحمیل کند و نشان دهد که نوعی واگرایی و فاصله گیری از ایران در منطقه رو به افزایش است. به خصوص اینکه پاکستان نیز به این پیمان ملحق شده است که یک قدرت اتمی مسلمان و در مجاورت مرزهای ایران است. نفس آغاز حرکت های واگرایانه در منطقه می تواند یک علامت خطر برای جمهوری اسلامی باشد.

نخستین و مهمترین دلیل ناکامی ائتلاف ها، فقدان پیوندهای مکمل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. دومین عامل، تفاوت بنیادین اولویت های تهدید و رقابت های پایدار میان اعضای بالقوه ائتلاف است. سومین عامل، ناکارآمدی این ائتلاف ها در برابر تهدیدات نامتقارن است. چهارمین عامل، کاهش اعتبار چتر امنیتی آمریکا و شکل گیری واگرایی از ایران است.

 پیمان مکه (۲۰۲۶): معماری نوین یا تکرار تاریخ؟

اما نمی توان انکار کرد که نقطه عطف جدید در تاریخ پیمان های دفاعی خاورمیانه، امضای پیمان دفاعی مشترک مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان است. این پیمان که در شهر مکه و با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف به امضا رسید، تصریح دارد که «هرگونه حملهٔ مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همهٔ آنها تلقی خواهد شد». این عبارت، دقیقاً مشابه ماده ۵ پیمان ناتو است. از منظر راهبردی، پیمان مکه ترکیبی از سه قدرت کلیدی منطقه را در بر دارد که در آن عربستان به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت و قدرت مالی منطقه، ترکیه به عنوان عضو ناتو و یکی از بزرگترین ارتش های جهان اسلام، و پاکستان به عنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته ای ایفای نقش می کنند.

با این حال،  پیمان مکه را نباید یک «ناتوی اسلامی»، بلکه حلقه جدیدی از زنجیره «اقمار ناتو» دانست که با هدف تکمیل پوشش امنیتی ناتو در کریدور شرق-غرب ایران و ایجاد هماهنگی اطلاعاتی-عملیاتی میان جنوب، غرب و شرق این کشور طراحی شده است. ترکیه با ایفای نقش رابط بین ناتو و جبهه عرب، عملاً این پیمان را به ساختار امنیتی غرب متصل می کند و به آن عمق و کارایی می بخشد. با این حال، این پیمان با چالش های جدی از جمله ابهام در ماده ۵ و عدم شفافیت در مورد ماهیت تعهدات نظامی، روابط پیچیده ترکیه با برخی اعضای ناتو و همچنین روابط دوگانه آن با روسیه و چین مواجه است که می تواند در آینده این ائتلاف را با بحران مواجه سازد.

آنچه پیمان مکه را از پیشینیان خود متمایز می سازد، نقش ترکیه به عنوان عضو ناتو و پیوند آن با ساختار امنیتی غرب است. در معماری امنیتی جدید، کشورهای منطقه دیگر نقش پیرو و منفعل ندارند، بلکه خود، معماران اصلی پیمان های دفاعی محسوب می شوند.

در مجموع، تاریخ پیمان های دفاعی خاورمیانه، روایتی از شکست های پی در پی، عدم اعتماد و فقدان زیرساخت های همکاری است. پیمان مکه نیز با وجود ظرفیت های قابل توجه، از همین آسیب ها مصون نیست. تنوع منافع، رقابت های دیرینه، ناکارآمدی در برابر تهدیدات نامتقارن و نبود پیوندهای مکمل، همگی عواملی هستند که دوام و کارآمدی این پیمان را با علامت سوال مواجه کرده اند.

با این حال، آنچه این پیمان را از پیشینیان خود متمایز می سازد، نقش ترکیه به عنوان عضو ناتو و پیوند آن با ساختار امنیتی غرب است. در معماری امنیتی جدید، کشورهای منطقه دیگر نقش پیرو و منفعل ندارند، بلکه خود، معماران اصلی پیمان های دفاعی محسوب می شوند. پیمان مکه نشان دهنده این توانمندی جدید در ایجاد ترتیبات امنیتی مستقل از قدرت های فرامنطقه ای است، هرچند که این استقلال، با وابستگی ساختاری به ناتو همراه است.

خاورمیانه همچنان گورستان ائتلاف هاست، اما شاید پیمان مکه بتواند با تکیه بر ظرفیت های مکمل و پشتوانه ناتو، این طلسم تاریخی را بشکند یا حداقل، الگویی نوین از ائتلاف های اقماری را در منطقه به نمایش بگذارد. تجربه تاریخی نشان می دهد که پیمان های دفاعی موفق در خاورمیانه، آنهایی هستند که اولاً بر اساس یک تهدید مشترک و درک شده شکل می گیرند، ثانیاً از سازوکارهای اجرایی مؤثر برخوردارند و ثالثاً با ساختار سیاسی و اجتماعی کشورهای عضو همخوانی دارند. پیمان مکه، به عنوان جدیدترین و شاید پیچیده ترین نمونه از این پیمان ها، می تواند آزمونی مهم برای سنجش کارآیی الگوی جدید پیمان های دفاعی در خاورمیانه باشد.

ارسال به دوستان
captcha
رامین رضاییان تا پرسپولیس فقط یک قدم فاصله داشت؛ چرا توافق نشد؟ ادارات خوزستان دوشنبه دورکار شدند؛ گرمای هوا دلیل تغییر فعالیت‌ها سهمیه بنزین به خانوار می‌رسد؛ حتی بدون خودرو ماهانه ۳۰ لیتر قطر اسارت خلبانان ایرانی را تکذیب کرد مدیرکل سیاسی استانداری تهران: برای برگزاری انتخابات شوراها، منتظر اعلام پایان جنگ از سوی شعام هستیم ژوائو فلیکس بهترین بازیکن فصل لیگ روشن عربستان شد؛ بالاتر از رونالدو واکنش پرسپولیس به مصدومیت‌ها و چمن بلند دیدار با شمس‌آذر سقوط از دندان اژدها در ارتفاع ۴۴۰۰ متری؛ کوهنورد همدانی زنده ماند چتر ترمز چگونه جنگنده‌های چند ده تنی را در چند ثانیه متوقف می‌کند؟ دو تماشاگر برای یک فیلم اکران در یک هفته ؛ الگوی شکست خورده بدون پاسخگویی سنگ‌هایی که بدن انسان می‌سازد؛ از کلیه و صفرا تا لوزه و ناف اهدای ۱۵۰ لیتر شیر مادر در خوزستان؛ کمک ۶۳ مادر به نوزادان نارس سفیر ترکیه در سوریه درباره زمان سفر اردوغان و علاقه او به دمشق گفت ثبت جهانی دژ الموت؛ سی‌امین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ذوالفقار؛ تانک ایرانی که در دوران تحریم از ترکیب فناوری آمریکا و روسیه متولد شد