فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۳۸۵۵
تاریخ انتشار: ۱۸:۲۳ - ۲۰-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۳۸۵۵
انتشار: ۱۸:۲۳ - ۲۰-۰۵-۱۴۰۵
در آستانۀ ورود به سالِ سومِ دولت چهاردهم؛ امیدی محتاطانه به دولتی که هنوز می‌تواند متفاوت باشد

چرا می توان به پزشکیان دل گرم بود؟

پزشکیان
شهروندانی که مشی اصلاح‌طلبانه‌ای دارند و با جنگ، انقلاب و خشونت مخالفند، به پزشکیان دلگرم اند؛ نه به این دلیل که تصور می‌کنند او به تنهایی می‌تواند مشکلات انباشتۀ ایران را حل کند، نه به این دلیل که دولتش بی‌خطا بوده و نه حتی به این دلیل که همۀ وعده‌های انتخاباتی‌اش تحقق یافته است. دلیل این دلگرمی، سمت‌و‌سویِ حرکت، منش سیاسی و نحوۀ مواجهۀ او با قدرت است.

عصر ایران؛ یلدا آذرپی- در شرایطی که فشار اقتصادی بر زندگی مردم سنگین‌تر از همیشه است و بسیاری از وعده‌های رئیس‌جمهور پزشکیان هنوز به نتیجۀ ملموس نرسیده، نوشتن دربارۀ دلگرمی و امید می‌تواند عجیب باشد.

چگونه می‌توان از امید سخن گفت، وقتی با موج افسارگسیختۀ بیکاری، تورم، تحریم، کاهش قدرت خرید، بحران انرژی و عدم اطمینان در حوزه‌های مختلف مواجهیم؟

واضح است که جامعه برای دیدنِ نتیجۀ تغییرات، نه صبر دارد، نه امید.

با این حال، شاید دقیقاً در چُنین شرایطی لازم باشد بین دفاع از دولت و امکانِ اصلاح تفاوت قائل شویم. این نوشته قرار نیست کارنامۀ دولت پزشکیان را بی‌نقص نشان دهد یا مشکلات اقتصادی را به حسابِ دولت‌های گذشته بگذارد؛ برعکس، بخشی از مشکلات امروز مستقیماً بر دوش رئیس‌جمهور است و باید دربارۀ آن‌ها پاسخ گو باشد. اما قضاوت دربارۀ دولت، فقط با قیمت‌ها و شاخص‌های اقتصادی کامل نمی‌شود؛ باید ببینیم این دولت در دل بحران‌های انباشته و فشارهای تازه، چه رویکردی در پیش گرفته، چه مسیری انتخاب کرده و چه امکانی برای تغییر باقی گذاشته است؟

چرا می توان به پزشکیان دل گرم بود؟

دولت پزشکیان از نخستین روز با بحران مواجه بود؛ از بحران اقتصادی گرفته تا ناترازی شدیدِ انرژی، معضل خاموشی‌ها، بحران آب و مشکلاتِ ساختاری بودجه. دولت در داخل با تنش‌های اجتماعی و سیاسی، اختلاف بر سر حجاب و فیلترینگ و کارشکنیِ جریان‌های تندرو مواجه بود و در خارج با عواقبِ جنگ غزه، تشدید رویارویی منطقه‌ای و حملاتِ مستقیم آمریکا و اسرائیل. همۀ این‌ها فشار مضاعف بر دولت بود و دقیقاً می‌توان گفت پزشکیان در شرایط عادی دولت را تحویل نگرفت. بحران اقتصادی و انرژی از پیش موجود بود و بحران‌های امنیتی و ژئوپلتیک نیز افزوده شدند.

افزایش مخاطرات سیاسی، جنگ و بحران‌های پیاپی، فشار بر بازار ارز و انتظارات تورمی را بیشتر کردند.  کشور با کاهش بی‌سابقۀ ارزشِ پول ملی مواجه شد که بر هزینۀ واردات و قیمت کالاها مؤثر بود. محدودیتِ منابع دولت نیز امکان حمایتِ دولت از معیشت را کاهش داد. دولت چهاردهم در مهار تورم، اصلاح ساختار بودجه، کنترل بازار ارز و اجرای اصلاحات اقتصادی سریع، کارنامه‌ای قابل نقد دارد، اما تشدید فشار اقتصادی در این دوره، میراثِ بحران‌های گذشته، حاصل شوک‌‌های جدید و البته ضعف‌هایی در سیاست‎‌گذاری است. قضاوت دربارۀ عملکرد دولت بدون درنظرگرفتنِ این زمینه‌ها، منصفانه نیست و البته شرایط موجود نباید بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتنِ ضعف‌ها باشد. امیدواریم دولت بتواند از مدیریتِ بحران عبور کند و به اصلاحِ ساختاری برسد.

شهروندانی که مشی اصلاح‌طلبانه‌ای دارند و با جنگ، انقلاب و خشونت مخالفند، به پزشکیان دلگرمند؛ نه به این دلیل که تصور می‌کنند او به تنهایی می‌تواند مشکلات انباشتۀ ایران را حل کند، نه به این دلیل که دولتش بی‌خطا بوده و نه حتی به این دلیل که همۀ وعده‌های انتخاباتی‌اش تحقق یافته است. دلیل این دلگرمی، سمت‌و‌سویِ حرکت، منش سیاسی و نحوۀ مواجهۀ او با قدرت است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دولت پزشکیان، تلاش برای کاهش تنش و بازنگه‌داشتن مسیر دیپلماسی است.

در شرایطی که اقتصاد ایران به‌شدت از تحریم و انزوای اقتصادی آسیب دیده، تعامل با جهان، ضرورتِ حکمرانی است. دولت با تأکید بر مذاکره و روابط متوازن با همسایگان و قدرت‌های جهانی، تلاش کرده هزینه‌های تقابلِ خارجی را کاهش دهد. تلاش دولت مثال‌زدنی و هوشمندانه است، اما با تلاش شبانه‌روزیِ جناح تندرو در داخل و سماجتِ کشورهای متهاجم، تحریم‌ کماکان پابرجاست و توافق تعیین‌کننده‌ای حاصل نشده است. قاعدتاً صِرف تلاش دیپلماتیک، دستاورد نیست ولی امیدواریم این رویکردِ تحسین‌برانگیز بتواند به کاهش فشار اقتصادی، گسترش تجارت و جذب سرمایه و فناوری بینجامد.

یکی از خصایص مهمِ دولت پزشکیان، مدیریت موفقِ کشور در بحران امنیتی و شرایط جنگی است. دولت در چُنین شرایطی توانست خدمات عمومی، تأمین کالاهای ضروری، ادارۀ دستگاه اجرایی و ثبات اجتماعی را حفظ کند. شاید این قابلیت در نگاه نخست، عادی به نظر برسد، اما در شرایط جنگی یکی از دشوارترین وظایفِ حکومت است. دولت در عرصۀ اقتصادی هنوز با مشکلات جدی روبه‌روست، اما رویکردش در بسیاری از موارد، بر پرهیز از شوک‌های ناگهانی و تصمیمات هیجانی استوار بوده است. اقتصاد ایران بیش از هرچیز به ثبات نیاز دارد؛ ثباتی که امکان برنامه‌ریزی و تولید را فراهم کند.

چرا می توان به پزشکیان دل گرم بود؟

از سوی دیگر، تأکید پزشکیان بر استفاده از کارشناسان و تیم‌های باتجربه را نباید کم‌اهمیت دانست. یکی از مشکلات ساختاریِ سیاست‌گذاری در ایران، گذر از تصمیمات تخصصی به میدان رقابت‌ِ سیاسی است. رئیس‌جمهوری که بپذیرد برای ادارۀ کشور به مشاوران و متخصصانی نیاز دارد که الزاماً هم‌فکرش نیستند، یک گام از سیاستِ شخص‌محور فاصله گرفته است.

یکی از دشواری‌های دولت پزشکیان، مواجهه با طیفِ تندروی اصولگرا است. این مسئله را نباید صرفاً به اختلافِ یک جریان اصولگرا با دولتی که وجوه اصلاح‌طلبانه دارد، تقلیل داد. جریان تندرو در سال‌های گذشته نیز با بخش‌هایی از جریان اصولگرا اختلاف داشت و در موارد مختلف با نیروهای اصولگرای سنتی، حتی نیروهایی که خود را وارث گفتمان انقلاب می‌دانند وارد رقابت و مناقشه شد. وجه مشخص این جریان، اصرار بر قرائتی خاص از اصولگرایی و سیاست‌ورزی است؛ قرائتی که در آن، مصالحه و تعامل با رقبای سیاسی یا خارجی مردود است. از همین رو، سیاست‌های دولت پزشکیان در زمینۀ مذاکره، تنش‌زدایی و مسائل اجتماعی پیوسته با مخالفت این جریان مواجه است. در واقع، در برابر گفتمانِ «وفاق ملی» پزشکیان، با گفتمانی مواجهیم که به‌جای کاستن از شکاف و حل مشکل، بر مرزبندی، تقابل و جنگِ بی‌پایان تأکید دارد. جریانِ مدعیِ دفاع از منافع ملی، حتی در شرایط جنگی، چُنان با دولت و نیروهای همسو برخورد می‌کند که نتیجه‌اش تشدیدِ شکاف داخلی است.

درمقابل، پزشکیان می‌کوشد با ایدۀ وفاق، اختلافات را مدیریت کند؛ رویکردی با هدفِ کاستن از هزینه‌های تقابل و امکان همکاری با گروه‌های مختلفِ سیاسی. مخالف‌خوانی‌های مکرر و تمام‌نشدنیِ این جریان بی‌شباهت به جریان سیاسیِ محمود احمدی‌نژاد نیست. الگوی سیاسی هر دو، عبور از مرزبندی‌های سنتی، ادعای نمایندگیِ قرائتی اصیل‌تر از اصول‌گرایی و درگیری تدریجی حتی با نیروهای هم‌جناح است.

تفاوت مهم این است که احمدی‌نژاد زمانی رئیس‌جمهور و صاحب قدرتِ اجرایی بود؛ ولی این طیف، اقلیتی در ساختار قدرت است و تجربۀ تاریخی نشان می‌دهد وقتی یک جریان سیاسی، دایرۀ خودی‌ها را روزبه‌روز کوچک‌تر می‌کند، با بخش بزرگی از نیروهای همسو وارد اختلاف می‌شود. دولت پزشکیان در این صحنه‌آرایی وارد جنگ فرسایشی نشد، چرا که می‌دانست بهترین پاسخ به پروژۀ نفاق، کارآمدی، شفافیت، حل مسأله و تأکید مستمر بر وفاق است. اگر دولت بتواند مشکلات واقعی مردم را حل کند، بسیاری از دعواهای سیاسی بی‌اهمیت خواهند شد.

چرا پزشکیان متفاوت به نظر می‌رسد و از آغاز تاکنون محبوبیت بیشتری یافته است؟ مهم‌ترین سرمایه‌، ویژگی‌های شخصیتی است. او پیش از آنکه سیاستمدار باشد، پزشک و جراح قلب بود. انگار این سابقۀ حرفه‌ای، کماکان ما را با پزشکی مواجه کرده که به مسئلۀ مرگ و زندگی، محدودیت امکانات و مسئولیت مستقیم نسبت به بیمار واقف است. گویی پزشکیان، پزشکِ سیاست است و بخش مهمی از انتقادهایش معطوف به بیماری‌های ساختاری در کشور شده است.

چرا می توان به پزشکیان دل گرم بود؟

در گفتار و رفتار رئیس‌جمهور صراحت و فروتنی وجود دارد و برخلاف خیلی‌ها، خود را سیاستمدار همه‌چیزدان نشان نمی‌دهد. پزشکیان بارها گفته مشکلات کشور به سادگی حل نمی‌شوند و از متخصصان برای ادارۀ کشور دعوت به همکاری کرده است. همین واقع‌بینی ارزشمند است. یکی از فضیلت‌های مهمِ سیاستمدار، وقوف به واقعیت‌های سیاسی و حدودِ دانایی است. رئیس‌جمهور انسان صادقی است و صداقتش را نشانۀ ضعف نمی‌داند. صداقت، به شفافیت منجر می‌شود، فروتنی امکان نقد کارشناسانه را فراهم می‌کند و ساده‌زیستی با سیاست‌هایی برای کاهشِ فاصلۀ دولت و جامعه همراه می‌شود.

تفاوتِ پزشکیانِ قدیم و جدید چیست؟ او پیش از ریاست‌جمهوری منتقد بود و حالا مسئول است. نمایندۀ مجلس می‌تواند با صراحتِ بیشتری اعتراض کند و بگوید فلان سیاست اشتباه است، ولی رئیس‌جمهور باید علاوه بر عیب‌یابی، راه‌حلِ عملی بیابد، آن هم در شرایطی که نهادها، محدودیتِ بودجه، فشار خارجی و منافع متضاد در برابرش قد علم کرده‌اند. پزشکیان مثل دیگران وعدۀ معجزه نمی‌دهد و به بهانۀ محدودیت از اصلاح دست نمی‌کشد.

پزشکیانِ جدید محافظه‌کارتر است و بخشی از این تفاوت را باید ناشی از تغییر موقعیت دانست. آزمون اصلی همین‌جاست و امید داریم اصول و صراحتِ گذشته هم‌نشینِ واقع‌گرایی برای ادارۀ کشور باشد.

اما دولت هنوز بدهکار مردم است و این تصویر امیدوارکننده نباید مانع نقد باشد. مردم هنوز تغییر محسوسی در زندگی روزمره احساس نکرده‌اند و با مشکلات فراوانی مواجه‌اند و شرایط دشوار دولت، توجیه دائمِ ناکامی‌ نیست. مردم شرایط کشور را می‌دانند، اما درنهایت نتیجه می‌خواهند. نخستین اولویت، «اقتصاد و معیشت» است. دولت باید برنامۀ روشنی برای کاهش تورم، کنترل کسری بودجه و افزایش قدرت خرید مردم بیابد؛ برنامه‌ای که هزینۀ عمده‌ش بر دوش طبقات متوسط و ضعیف نیفتد.

دومین مسئله، «انرژی و آب» است که باید از سطح مدیریتِ روزمره خارج شود. با دورشدنِ سایۀ جنگ، سرمایه‌گذاری بر انرژی‌های تجدیدپذیر، اصلاح شبکۀ فرسوده، کاهش اتلاف و اصلاح تدریجیِ الگوی مصرف از اهمیت فراوانی برخوردارند.

چرا می توان به پزشکیان دل گرم بود؟

سومین مسئله، «دیپلماسی اقتصادی» است. مذاکره نباید صرفاً معطوف به پروندۀ سیاست خارجی باشد. هدف نهایی باید گشایشِ مسیر تجارت، سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری باشد. چهارمین مورد، «صداقت و شفافیت روزافزون» است. مردم باید بدانند هر وعده چه زمانی با چه بودجه‌ای و از سوی چه دستگاهی اجرا خواهد شد. گزارش دوره‌ایِ پیشبردِ وعده‌ها از محسنات رئیس‌جمهور پزشکیان است و می‌تواند اعتماد عمومی را افزایش دهد. پنجمین مسئله، «شایسته‌سالاری» است که باید معیار اصلی انتصابات باشد. دولت در چنبرۀ سهم‌خواهیِ جناح‌هاست و امیدواریم راهی برای انتخابِ شایستۀ مدیران بیابد.

به پزشکیان دلگرمم و این دلگرمی مانع نقد نیست؛ از این تصور نمی‌آید که او رئیس‌جمهوری بی‌نقص است یا می‌تواند یک‌تنه ساختارهای ریشه‌دار را تغییر دهد. دلگرمی‌ام برآمده از این امید است که شاید در سیاست ایران هنوز بتوان بین قدرت و فروتنی، واقع‌گرایی و اخلاق و دفاع از منافع ملی و پرهیز از ماجراجویی پل زد. به او دلگرمم چون در رفتار و رویکردش، نشانه‌هایی از احترام به حقوق شهروندان می‌بینم. او باور دارد که مردم صاحب این کشورند و برخوردار از کرامت و آزادی. خوشحالم که این دولت، برخلاف دولت‌های پیشین، زنان را به‌خاطر نوع پوشش شکنجه نمی‌کند و پذیرفته است که زندگی روزمره، عرصۀ مداخله و آزار نیست. دلگرمم به اینکه در مقابل رفتارهای غیرقانونی و خارج از چارچوبِ نهادهایی مثل صداوسیما، دستور پیگیری می‌دهد. او دیندار است ولی تقابلی با مردم ندارد. مردم را دشمن، مزاحم و مسئله نمی‌بیند. می‌داند که مردم خسته‌اند، مطالباتِ به‌حقی دارند و با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند.

می‌دانم که رئیس‌جمهور به‌تنهایی اختیار حلِ همۀ مشکلات کشور را ندارد و بسیاری از موانع، ریشه‌دار و پیچیده‌تر از آنند که در توان یک دولت باشد، با این حال، همین که اراده‌ای برای کاهشِ فشار بر مردم، بازکردن مسیر گفت‌و‌گو و یافتن راهی برای عبور از بن‌بست وجود داشته باشد، ارزشمند است. حدود دو سال از آغاز دولت چهاردهم گذشته و او در آستانۀ سال سوم است. حالا باید بین محبوبیت و تصمیم‌گیری، مصلحت و آینده‌نگری و فشار جناح‌ها و خواستِ عمومی دست به انتخاب بزند. اگر بتواند در این آزمون‌ها سربلند باشد، مهم‌ترین دستاوردِ دولتش، بازگرداندن امید است

ارسال به دوستان
captcha
بیش از ۳۰۰۰ مفقود در زلزله ۷.۴ ریشتری کلمبیا شاگرد «رهبر سوم»: نگاه ایشان در مسائل اجتماعی و فرهنگی، "مداراجویانه" است/ پاسخ رهبری به پیام خاتمی نشانه است پیش‌بینی وضعیت آب و هوای تهران؛ وزش باد شدید و رگبار در راه است اعتراض رسمی سپاهان و تراکتور به فدراسیون فوتبال درباره اهدای جام قهرمانی به استقلال هشدار مدیریت بحران هرمزگان درباره رگبار، تگرگ و طوفان در ارتفاعات استان لبنان مجازات اعدام را لغو کرد بازداشت دهیار سابق یکی از روستاهای شهریار با دستور قضایی و اتهام مالی صدور هشدار زرد هواشناسی در یزد و آماده‌باش مراکز درمانی برای مقابله با گرمازدگی اعطای مجوز خزانه‌داری شمش طلا و نقره به دو بانک بزرگ برای پلتفرم‌های خرید آنلاین صعود دراماتیک پاختاکور به لیگ نخبگان آسیا با درخشش بشار رسن و پیروزی پرگل الاتحاد بن‌بست مالی در مذاکرات فولاد خوزستان و رامین رضاییان بر سر رقم قرارداد هشدار پلیس راهور درباره ساعات بحرانی تصادفات و ممنوعیت تردد کامیون‌ها در محورهای مشهد حمله یمن به کشتی حامل تجهیزات نظامی عربستان در باب المندب رئیس کمیسیون امنیت ملی: تفاهم‌نامه فعلی با آمریکا موضوعیت ندارد نتانیاهو: جولان برای همیشه اسرائیلی خواهد ماند!