شاید برایتان جالب باشد اگر همین حالا سری به سایت دیوار بزنید و عبارت «فروش مو» را جستوجو کنید؛ با دهها و حتی صدها آگهی روبهرو میشوید که برخی از آنها قیمتهای قابل توجهی را برای خرید مو پیشنهاد کردهاند. رقمهایی که شاید برای بسیاری از افراد، فروش مو را به گزینهای وسوسهکننده تبدیل کند. اما پرسش اصلی اینجاست که چه عواملی افراد را به سمت چنین تصمیمی سوق میدهد؟
به گزارش ایسنا، واقعیت این است که همه فروشندگان انگیزه یکسانی ندارند. برخی با هدف تأمین هزینه خدمات زیبایی مانند کاشت ابرو یا لمینت مو دست به این کار میزنند و برخی دیگر، تحت فشار مشکلات اقتصادی، فروش مو را راهی برای کسب درآمد میبینند. با این حال، خرید و فروش بخشی از بدن که سالها نمادی از زیبایی، هویت و اعتمادبهنفس زنان بوده، تنها یک معامله ساده نیست؛ معاملهای که میتواند ابعاد روانشناختی، اجتماعی و حتی حقوقی قابل تأملی داشته باشد. در این گزارش، نگاهی به زوایای مختلف این پدیده و پیامدهای آن خواهیم داشت.
یک دختر جوان که تجربه فروش مو را دارد در گفتوگو با ایسنا گفت: موهایم را فروختم برای این که پول داشته باشم و بتوانم برای خودم چیزی بخرم.
وی افزود: در آن لحظه احساس ناراحتی چندانی نداشتم و به چشم یک معامله ساده به آن نگاه میکردم اما وقتی آرایشگر موهایم را از ته زد و یک موی پسرانه کج و کوله برایم باقی گذاشت، تازه متوجه شدم چه کردهام.
این دختر جوان ادامه داد: دو سال تمام طول کشید تا موهایم دوباره قد بکشند و از آن حالت پسرانه خارج شوند، آن روزها از نگاههای مردم واهمه داشتم؛ حس میکردم همه میدانند موهایم را فروختهام و این فکر، آزاردهندهترین بخش ماجرا بود و امروز هم وقتی موهای بلند دیگران را میبینم، افسوس میخورم و شدیداً پشیمانم.
وی گفت: در آن زمان پنج میلیون تومان در ازای فروش موهایم گرفتم؛ پولی که نه آنقدر زیاد بود که مشکلاتم را حل کند و نه آنقدر کم که مرا از انجام این کار پشیمان کند.
فروشنده دیگری در گفتوگو با ایسنا تجربهاش را اینطور روایت کرد: من موهای خود و دختر هفت سالهام را فروختم و با پولش برایش یک تخت خواب نو خریدم؛ برخلاف بسیاری انگیزهام از این فروش مشکلات مالی نبود بلکه دخترم به تازگی مدرسه میرفت و شستوشو و نگهداری از موهای بلندش برایش دشوار شده بود از طرفی خودم نیز هیچگاه به موی بلند علاقهی چندانی نداشتم.
وی افزود: به همین دلیل با خودم گفتم به جای اینکه موها را کوتاه کنیم و دور بریزیم، چرا نفروشیم؟ هم کارمان راحتتر میشود و هم از فروش آن پولی به دست میآید که به کارمان میآید و این تصمیم برایم هرگز سخت نبود؛ بلکه یک معامله ساده و کاملاً کاربردی بود که به نفع خودمان تمام شد.
رئیس کانون وکلای دادگستری استان همدان با اشاره به ابهامات حقوقی پیرامون خرید و فروش موی طبیعی، اعلام کرد: این فعالیت منع قانونی مشخصی ندارد اما مشمول قوانین عمومی جرائم و مالیات میشود.
سعید آیینهوند در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به پرسشهای مطرح شده درباره ابعاد حقوقی این معاملات، ضمن تأکید بر فقدان قانون خاص در این زمینه، تصریح کرد: فروش موی طبیعی برای بزرگسالان هیچ ایراد قانونی ندارد و نیاز به اخذ مجوز از وزارت بهداشت یا اتحادیه نیست.
وی درباره معاملات با افراد زیر ۱۸ سال، شرط اصلی را رضایت والدین دانست و هشدار داد: در صورت اثبات ورود ضرر یا نقص به فرد غیربالغ، مسئولیت مدنی بر عهده والدین خواهد بود و آنان در قبال عواقب کار پاسخگو هستند.
آیینهوند در بخش دیگری از سخنان خود به بحث مالیات در این خصوص اشاره کرد و گفت: درآمد حاصل از فروش مو، قطعاً مشمول مالیات است؛ به خصوص اگر این درآمد هنگفت و مستمر باشد، مشمول قوانین مالیاتی خواهد شد.
وی درباره تنظیم قرارداد در این خصوص، تأکید کرد: تنظیم قرارداد کتبی الزامی نیست، اما در صورت نگارش، باید مواردی مانند تعهدات فروشنده، مبلغ معامله (ثمری که میگیرد)، نحوه پرداخت و تحویل (طریق گرفتن و دادن) بهوضوح قید شود و حتماً با رسید همراه باشد و خریدار و فروشنده تأیید کنند که تمامی موارد به روشنی مشخص شده است.
رئیس کانون وکلای همدان مهمترین تمایز فروش مو در مقایسه با فروش خون و اعضای بدن را در نبود آییننامه و قانون خاص دانست و خاطرنشان کرد: برخلاف خون و برخی اعضای بدن که دارای قوانین و مقررات ویژه هستند، برای فروش مو قانون خاصی وجود ندارد و صرفاً چند فتوا مبنی بر جواز آن صادر شده است.
وی در پاسخ به سؤال درباره سوءاستفاده خریدار از تصاویر یا اطلاعات فروشنده، تأکید کرد: این موارد تفاوتی با سایر جرائم عمومی ندارد و تحت قوانین جرائم رایانهای و فضای مجازی رسیدگی میشود؛ همچنین اگر تخلفی مانند کلاهبرداری یا عرضه غیربهداشتی رخ دهد، هیچ خصوصیتی در مو بودن موضوع وجود ندارد و بر اساس قوانین عمومی مانند سایر کالاها با متخلف برخورد میشود.
آیینهوند در پایان تأکید کرد که در حال حاضر خلأ قانونی مشخصی در این حوزه وجود دارد و دادگاهها بر اساس قوانین عمومی و اصول حقوقی به پروندههای احتمالی رسیدگی خواهند کرد.
یک روانشناس اجتماعی با اشاره به داغ شدن بازار فروش موی زنان در فضای مجازی، این پدیده را معلول «نیازسازی کاذب» و «فشارهای اقتصادی» دانست و هشدار داد: عادی شدن این رفتار، جامعه را به سمت فروش سایر اعضای بدن سوق میدهد و بار روانی سنگینی را بر خانوادهها تحمیل میکند.
علیرضا شریفییزدی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به بحث آسیبشناسی پدیده فروش موی زنان در شبکههای اجتماعی، اظهار کرد: متأسفانه این روزها فروش مو به یک صنعت پولساز در فضای مجازی تبدیل شده است، اما جالب اینجاست که هیچکس به صورت رودررو حاضر نیست از این موضوع حرف بزند.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه روانشناسی خانواده با اشاره به اینکه این مسئله ریشه در دو واقعیت مهم دارد، افزود: اول اینکه جامعه ما به مرحلهای رسیده که ظاهر افراد بر باطن آنها اولویت پیدا کرده است و دوم اینکه هر جا خلأ اقتصادی باشد، گروهی برای تبدیل آن خلأ به کالا و درآمدزایی وارد میدان میشوند.
وی با اشاره به نظریه «اثر رژ لب قرمز» در اقتصاد، خاطرنشان کرد: در شرایطی که قدرت خرید مردم کاهش مییابد، گرایش به خرید کالاهای کوچک و تزئینی مانند رژلب یا خدمات زیبایی مثل بوتاکس، ژل و اکستنشن مو به شدت افزایش مییابد؛ امروز در ایران، بسیاری از زنان به جای تأمین نیازهای اساسی مانند مسکن، سلامت یا چکاپهای پزشکی، هزینههای هنگفتی صرف تغییر ظاهر خود میکنند و برخی حتی برای تأمین این هزینهها، ناچار به فروش موی خود میشوند.
این روانشناس اجتماعی با تأکید بر اینکه این پدیده فقط مختص فروش مو نیست، گفت: نگرانکنندهتر اینکه فروش مو میتواند مقدمهای برای عادیسازی فروش سایر اعضای بدن باشد.
شریفی یزدی با تاکید بر اینکه متأسفانه فروش کلیه در خیابان شهرهایی مثل تهران به یک معضل آشکار تبدیل شده، ادامه داد: دلالانی در این حوزه فعالیت میکنند و اگر ما فروش مو را عادی بدانیم، باید منتظر گسترش این بازار در بخشهای دیگر بدن نیز باشیم.
وی در ادامه به تابوهای فرهنگی در این زمینه اشاره کرد و افزود: در فرهنگ مناطق غربی کشور ما، بهویژه در استانهایی مانند لرستان و کردستان، مو دارای تقدس است و حتی در قسمهای محاورهای از آن یاد میشود.
این روانشناس اجتماعی ادامه داد: به همین دلیل، فروش مو برای بسیاری از خانوادهها تحقیرآمیز به نظر میرسد و پدران یا همسران معمولاً با فروش آن مخالفت میکنند؛ در حالی که خرید موی اکستنشن برای زنان خانواده را نوعی لطف و محبت تلقی میکنند که این دوگانگی، ریشه در ذهنیت مردسالارانه دارد.
وی خشونت پنهان را یکی دیگر از ابعاد این قضیه برشمرد و تصریح کرد: وقتی فردی به دلیل فشار اقتصادی مجبور به فروش بخشی از بدن خود میشود، این اقدام نوعی خشونت سفید و غیرمستقیم محسوب میشود.
شریفی یزدی با بیان اینکه این تحقیر نهفته، میتواند به سرخوردگی، افسردگی و پرخاشگری دامن بزند، تصریح کرد: از منظر روانشناختی، این سرخوردگیها گاه به خشونتهای خیابانی یا ناآرامیهای اجتماعی تبدیل میشود.
این پژوهشگر حوزه روابط و خانواده با بیان اینکه بار روانی این چرخه معیوب ابتدا بر خود فرد، سپس خانواده و در نهایت بر جامعه وارد میشود، بر ضرورت اتخاذ راهکارهای چندوجهی تأکید کرد و گفت: اولین و مهمترین گام، بهبود شرایط اقتصادی و حمایت فوری از دهکهای پایین جامعه، بهویژه زنان سرپرست خانوار است تا نیازهای اولیهشان تأمین شود و به سمت چنین اقداماتی نروند.
وی در ادامه بر فرهنگسازی عمیق و بلندمدت از طریق آموزش و پرورش، رسانههای جمعی بهویژه صداوسیما و شبکههای اجتماعی تأکید کرد و افزود: آگاهیبخشی درباره پیامدهای روانی و اجتماعی فروش مو و ترویج ارزشهای اصیل انسانی، نقش مؤثری در کاهش این معضل خواهد داشت.
شریفییزدی همچنین نظارت جدی بر تبلیغات فضای مجازی را ضروری دانست و خاطرنشان کرد: بسیاری از این تبلیغات با ایجاد نیازهای کاذب، زنان را به سمت هزینههای غیرضروری و تأمین مالی از این راه سوق میدهند.
وی با تأکید براینکه تا زمانی که ناامیدی اقتصادی و شکاف طبقاتی حل نشود، این پدیده و نمونههای مشابه آن ادامه خواهند یافت، خاطرنشان کرد: متولیان امر باید هم به فکر ریشههای اقتصادی و هم به فکر درمانهای فرهنگی بلندمدت باشند؛ در غیر این صورت، هزینههای سنگین روانی و اجتماعی آن گریبانگیر همه ما خواهد شد.
به گزارش ایسنا، فروش موی بانوان را نمیتوان صرفاً یک معامله ساده یا یک انتخاب شخصی دانست. این پدیده، در یک سو بازتابی از فشارهای اقتصادی است که برخی زنان را برای تأمین بخشی از هزینههای زندگی به فروش مو سوق میدهد و در سوی دیگر، برای عدهای تصمیمی با انگیزههای زیبایی یا سلیقه شخصی به شمار میرود.
با این حال، فارغ از انگیزهها، فروش مو موضوعی است که ابعاد روانشناختی، اجتماعی، بهداشتی و حقوقی آن نباید نادیده گرفته شود. از همین رو، در کنار حمایت از افرادی که به دلیل مشکلات معیشتی ناچار به چنین انتخابی میشوند، افزایش آگاهی عمومی درباره پیامدهای این اقدام نیز میتواند به تصمیمگیری آگاهانهتر و مسئولانهتر افراد کمک کند.