عصر ایران، جواد لگزیان - بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان و دیگر علاقهمندان دانش با شور و اشتیاق سراغ کتابها و دورههای مختلف آموزشی می روند اما متاسفانه با اینکه سعی و تلاش زیادی دارند، نمی توانند به هدف دست یابند و زبان، هنر، دانش و یا حرفهای را بیاموزند.
کتاب «شیوهی خوب آموختن و ۳۰ تدبیر عملی برای بهتر کردن یادگیری، با استفاده از مفاهیم و ابزارهای تفکر انتقادی» آمده است تا با راهکارهای آموزشی دقیق و هدفمند و تمرینهای جالب و انگیزهبخش خواننده را به سوی آموختن حرفهای سوق دهد تا متفکری خودهدایتگر، خودمنضبط، خودنظارتگر و خودتصحیحکننده و به عبارتی بهتر یادگیرنده ماهری باشد.
این کتاب دو بخش اصلی دارد. در بخش اول، «شیوهی خوب آموختن»، راهبردهایی پیشنهاد می شود به این منظور که نه تنها دانشجوی خوب، بلکه دانشجوی ماهری بشوید. مخاطب بخش دوم، «۳۰ تدبیر عملی برای بهتر کردن یادگیری»، بیشتر مدیران و آموزگاران نظامهای آموزشیاند و در آن راهبردهایی برای ارتقای شیوهی تدریس پیشنهاد شده است.
این راهبردها برآمده از نوعی رویکرد آموزشیِ مبتنی بر تفکر انتقادی است، و همچنین محصول واکاوی نقاط ضعفی که نوعاً در شکل معمول آموزش یعنی تدریس، پرسش و آزمون وجود دارد.
نخستین سخن لیندا الدر، روان شناس آموزشی و ریچارد پل، معلم و متفکر آمریکایی، نویسندگان کتاب این است که: هنگام آموختن به دنبال ربطها باشید. بکوشید ربط هرچیزی را که اکنون می آموزید با آموختههای قبلی پیدا کنید.
آموختن را به صورت یافتن اجزای یک نظام سازمانیافته و قابلفهم ببینید که در آن همهی اجزا مانند تکههای پازل به هم متصل می شوند... برای آموختن هر مفهوم، انگاره، قانون علمی، اصل یا نظریهای از خود بپرسید: این با چه مفاهیم، انگارهها، قوانین علمی، اصول یا نظریههای دیگری مربوط است؟
زیرا نوعی بههمپیوستگی درونی در تمام رشتههای درسی وجود دارد که اگر آن را درک کنیم تمام آموختههای آن درس مانند گوبلن به هم ربط پیدا می کنند. این بههمپیوستگی را معمولاً در انگارههای بنیادینی می توان یافت که معرف آن درس و اهدافش هستند.
در ادامه کتاب پیشنهادهایی آورده است برای توضیح و درک انگارههای بنیادینی که در پس برخی از رشتههای اصلی درسی وجود دارد. از این پیشنهادها می توانید در مقام نقطهی آغازی برای تفکر دربارهی رشتههای درسی بهره بگیرید. اما مطمئن شوید که میتوانید به زبان خودتان و با مثالها و تصویرسازی خودتان، این انگارهها را بیان کنید، توضیح دهید، و برایشان مثال بیاورید و تصویرسازی کنید:
ریاضیات بهمنزلهی آموختن تفکر کمیّ؛ اقتصاد بهمنزلهی مطالعه دربارهی «چه کسی چه چیزی را در چه زمانی و چگونه کسب می کند»؛ جامعهشناسی بهمنزلهی مطالعه دربارهی سازگاری بشر با هنجارهای گروههای اجتماعی؛ فلسفه بهمنزلهی مطالعه دربارهی پرسشهای غایی بهمنظور زندگی سنجیده؛ علوم تجربی بهمنزلهی تلاش برای یادگیری از طریق مشاهدات قابل اندازهگیری و آزمایشهای کنترلشده؛ هنر بهمنزلهی کاربست مهارت و قوهی داوری در امور مربوط به ذوق و زیبایی مانند شعر، موسیقی، نقاشی، رقص، تئاتر، مجسمهسازی یا معماری و حرفهها بهمنزلهی راههای به دست آوردن معیشت از طریق استفاده ماهرانه و استادانه از دانش در زندگی روزمره.

آنگاه کتاب هجده راهکار برای دانشجوی ماهر شدن را فهرست و توضیح می دهد.
راهکار اول: مطمئن شوید پیشنیازها و الزامات هر کلاس، چگونگی تدریس و آنچه را که از شما انتظار میرود کاملاً درک کردهاید. بپرسید نحوهی نمره دادن چگونه است و چطور می توانید بهتر برای کلاس آماده شوید.
راهکار دوم: آموزندهی فعال بشوید. با خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش کردن فعالانه، آمادگی ذهنورزی با اندیشهها را در خود ایجاد کنید.
راهکار سوم: رشتههای درسی را به چشم شیوهی تفکر ببینید (سر کلاس تاریخ هدفتان قاعدتاً باید تفکر تاریخی باشد؛ سر کلاس شیمی تفکر از منظر علم شیمی؛ و الخ).
راهکار چهارم: پرسشگر باشید. بهواسطهی پرسیدن در درسگفتارها و بحثها شرکت کنید. بدون پرسشگری احتمالاً پی نخواهید برد چه چیزهایی را می دانید و چه چیزهایی را نمی دانید.
راهکار پنجم: در جستوجوی ربطها باشید. محتوای هر کلاس همیشه نظامی است از اندیشههای بههمپیوسته، نه فهرستی از آنچه باید به خاطر سپرد. طوطیوار مطالب را حفظ نکنید. مثل کاراگاهی درس بخوانید که یافتههای جدید را به یافتههای قبلیاش ربط می دهد.
راهکار ششم: معلم را به چشم مربی ورزشی ببینید. خود را بازیکنی تصور کنید که می کوشد از طریق مثالهای آموزگار تمرین تفکر کند. برای مثال سر کلاس جبر خود را عضوی از تیم جبر در نظر بگیرید و معلم را فردی که دارد تیم را برای بازیها (امتحانها) آماده می کند.
راهکار هفتم: درمورد کتاب درسی از منظر تفکر مؤلف آن فکر کنید. کار شما فکر کردن از دریچهی تفکر نویسنده است. مثلاً مدام خود را بهجای نویسنده بگذارید و در نقش او نکات اصلی متن را برای دانشجویان دیگر توضیح دهید.
راهکار هشتم: زمان کلاس را زمان تمرین تفکر (در مورد موضوع درس) بر اساس مفاهیم و اصول بنیادین آن موضوع در نظر بگیرید. منفعلانه سر کلاس ننشینید با این انتظار که دانش مثل بارانی که توی ناودان میریزد خودبهخود وارد ذهنتان خواهد شد. چنین اتفاقی نمی افتد.
راهکار نهم: هر جا میتوانید محتوای درس را به موضوعات، مشکلات و شرایط عینی زندگی خود ربط دهید. اگر نمی توانید محتوای درس را به زندگی ربط بدهید، آن را نفهمیدهاید.
راهکار دهم: ببینید در کدامیک از مهارتهای خواندن و یادگیری ضعف دارید. هر وقت فرصتی پیدا میکنید آن مهارتها را تمرین کنید. تشخیص و اصلاح ضعفها خود نوعی قدرت است.
راهکار یازدهم: مدام از خود بپرسید: آیا میتوانم این موضوع را برای کسی که سر کلاس نبوده توضیح دهم؟ (اگر نمیتوانید، موضوع را خوب یاد نگرفتهاید.)
راهکار دوازدهم: سعی کنید در همان جلسات ابتدایی کلاس مفهوم کلیدی درس را پیدا کنید. مثلاً برای درس زیستشناسی سعی کنید به زبان خودتان توضیح بدهید که زیستشناسی چیست. سپس این تعریف را به هر بخشی که بعدها سر کلاس زیستشناسی می آموزید ربط دهید. انگارههای بنیادین پایهی سایر انگارههاست.
راهکار سیزدهم: مدام پرسشهایی مطرح کنید برای پر کردن جاهای خالی در آنچه می آموزید. آیا می توانید این موضوع را بیشتر توضیح بدهید؟ میتوانید مثالی برایش بیاورید؟ اگر مثالی پیدا نمی کنید یعنی نمی توانید آموختههایتان را به زندگی خود ربط بدهید.
راهکار چهاردهم: پیش از حضور در کلاس خلاصهای کتبی یا شفاهی از نکات اصلی جلسهی پیشین تهیه کنید و به این ترتیب خود را بیازمایید. اگر نمی توانید این نکات اصلی را خلاصه کنید آنها را نیاموختهاید.
راهکار پانزدهم: یاد بگیرید با استفاده از معیارهای فکری تفکر خود را بسنجید: «آیا تفکر من واضح است؟ درست است؟ دقیق است؟ مربوط است؟ منطقی است؟ آیا به دنبال مهمترین نکات هستم؟»
راهکار شانزدهم: خلاصههایی از نکات مهم کتاب درسی یا منابع کتبی دیگر به بیان خود بنویسید و به این ترتیب از نوشتن درمقام روشی برای یادگیری استفاده کنید. سؤالهای امتحانی طرح کنید و پاسخ این سؤالها را بنویسید.
راهکار هفدهم: پیوسته مهارت شنیداری خود را ارزیابی کنید. آیا گوشتان برای شنیدن نکات اصلی تیز است؟ آیا میتوانید حرفهای معلم را به بیان خودتان خلاصه کنید؟ آیا میتوانید معنای اصطلاحات اصلی را شرح دهید؟
راهکار هجدهم: پیوسته مهارت خود را در خواندن ارزیابی کنید. آیا کتابهای درسی را فعالانه می خوانید؟ آیا هنگام خواندن پرسشهایی در ذهنتان شکل می گیرد؟ آیا می توانید آنچه را می دانید از آنچه نمی دانید تمیز دهید؟
کتاب «شیوهی خوب آموختن و ۳۰ تدبیر عملی برای بهتر کردن یادگیری، با استفاده از مفاهیم و ابزارهای تفکر انتقادی» نوشته ریچارد پل و لیندا الدر با ترجمه مهسا امرآبادی در ۱۴۰ صفحه را انتشارات اختران رهسپار بازار کتاب کرده است.