عصر ایران ؛ موحد منتقم - مراسم ختم، از معدود آیینهایی است که در آن، انسانها برای همدردی گرد هم میآیند؛ جایی که سکوت، احترام و همراهی، مهمتر از هر چیز دیگری است.اما گاهی تب دیده شدن، حرمت چنین مراسمی را تحتالشعاع قرار میدهد.
در مراسم ختم اکبر عبدی نیز صحنههایی دیده شد که بسیاری را متعجب کرد؛ عدهای به جای حفظ حرمت مجلس، با هل دادن یکدیگر تلاش میکردند خود را به بازیگران و چهرههای مشهور برسانند و عکسی به یادگار بگیرند؛ انگار حضور در کنار یک سلبریتی، حتی در دل یک مراسم سوگواری، از احترام به صاحب عزا مهمتر شده است.
این رفتار را نمیتوان تنها به بیفرهنگی یا هیجان لحظهای نسبت داد. روانشناسان معتقدند در عصر شبکههای اجتماعی، مرز میان تجربه کردن و ثبت کردن، به شدت کمرنگ شده است. بسیاری از افراد احساس میکنند اگر لحظهای را ثبت و منتشر نکنند، انگار آن را زندگی نکردهاند.
در چنین شرایطی، گرفتن عکس با یک چهره مشهور، به نوعی «سرمایه اجتماعی» تبدیل میشود؛ تصویری که قرار است در اینستاگرام یا دیگر شبکههای اجتماعی منتشر شود و برای صاحبش توجه، لایک یا احساس دیده شدن به همراه بیاورد.
فیلسوف فرانسوی، گی دوبور، سالها پیش در کتاب «جامعه نمایش» هشدار داده بود که انسان مدرن، آرامآرام زندگی واقعی را با نمایش زندگی عوض میکند. در چنین جهانی، حتی غم نیز به یک تصویر تبدیل میشود؛ تصویری که میتواند دیده شود، بازنشر شود و برای لحظهای توجه دیگران را جلب کند.
شبکههای اجتماعی بهتدریج این باور را در ذهن ما کاشتهاند که ارزش هر تجربه، نه در عمق آن، بلکه در قابلیت انتشارش سنجیده میشود. انگار هر لحظه، پیش از آنکه زندگی شود، باید ثبت شود و هر احساس، پیش از آنکه درون انسان شکل بگیرد، باید در قاب دوربین قرار بگیرد.
محاصره رضا عطاران و مجید صالحی در میان سلفی بگیران
از سوی دیگر، پدیده «رابطه شبهاجتماعی» نیز نقش مهمی دارد. مخاطب سالها بازیگری را روی پرده سینما یا تلویزیون دیده و به اشتباه احساس میکند او را از نزدیک میشناسد. همین احساس صمیمیت خیالی باعث میشود در موقعیتهایی که نیازمند رعایت فاصله و احترام است نیز نتواند مرزها را تشخیص دهد. نتیجه، رفتارهایی است که در حالت عادی شاید خود فرد نیز آنها را ناپسند بداند.
اما روانشناسان به پدیده دیگری نیز اشاره میکنند؛ «سرایت رفتاری». در یک جمع، کافی است چند نفر برای گرفتن عکس به سمت یک چهره مشهور هجوم ببرند تا دیگران نیز، بیآنکه چندان بیندیشند، همان رفتار را تکرار کنند. در چنین لحظاتی، انسان مسئولیت فردی خود را به هیجان جمعی میسپارد و کاری را انجام میدهد که شاید اگر تنها بود، هرگز مرتکب آن نمیشد.
اما آنچه این رابطه را خطرناک میکند، نه علاقه به هنرمند، بلکه فراموشی موقعیتی است که این دیدار در آن رخ میدهد. مراسم ختم، محل دیدار با ستارهها نیست؛ محل بدرقه انسانهاست.
در همه فرهنگها، آیینهای سوگواری فقط برای خداحافظی با یک انسان نیستند؛ آنها یادآور این حقیقتاند که مرگ، لحظهای است که انسان باید برای دقایقی از خود فاصله بگیرد و به دیگری فکر کند. احترام به مجلس ختم، بیش از آنکه احترام به فرد درگذشته باشد، احترام به مفهوم رنج، همدلی و کرامت انسانی است.
فیلسوف فرانسوی، امانوئل لویناس، معتقد بود اخلاق از لحظهای آغاز میشود که انسان، رنج چهره دیگری را ببیند و خود را در برابر آن مسئول بداند. شاید مسئله امروز این باشد که دوربین تلفن همراه، پیش از آنکه چشم ما رنج دیگری را ببیند، وارد عمل میشود؛ گویی ثبت تصویر، جای احساس مسئولیت را گرفته است.
نکته نگرانکنندهتر، از بین رفتن حرمت فضاهای عمومی است. اگر مراسم عزاداری، که ذاتاً بر احترام و همدلی بنا شده، به محلی برای شکار عکس یادگاری تبدیل شود، این سؤال پیش میآید که دیگر چه مکانی از هجوم فرهنگ دیده شدن در امان مانده است؟
شاید مشکل اصلی، خودِ علاقه به هنرمندان نباشد؛ علاقه به چهرههای محبوب، امری طبیعی است. مسئله آنجاست که میل به دیده شدن، گاهی چنان بر رفتار انسان غلبه میکند که حتی اندوه دیگران نیز به پسزمینهای برای ثبت یک تصویر تبدیل میشود.
اما تکاندهندهتر از همه، این بود که در آن لحظه، کمتر کسی از خود میپرسید صاحب مجلس چه احساسی دارد. نگاهها دیگر به سمت اندوه خانواده داغدار نبود؛ همه در جستوجوی چهرهای آشنا بودند تا لحظهای را برای ثبت و انتشار شکار کنند. انگار اندوه دیگران، تنها دکور صحنهای است که بازیگر اصلی آن، تلفن همراه و عطش ثبت یک تصویر است.
فرش قرمز، جایی برای تشویق و عکس گرفتن است؛ مراسم ختم، جایی برای سکوت و همدردی. وقتی مراسم ختم با فرش قرمز اشتباه گرفته شود، دیگر مشکل فقط رفتار چند نفر نیست؛ این نشانه جامعهای است که شهرت را بر حرمت، و هیجان را بر همدلی ترجیح میدهد.
شاید بحران امروز، کمبود احترام نباشد؛ فراموش کردن زمان و مکانی است که احترام معنا پیدا میکند. اگر روزی مرگ هم نتواند انسان را از وسوسه دیده شدن جدا کند، باید نگران زندهها بود، نه مردهها!
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر