عصر ایران، سعید خاتمی - در تاریخ جنگها، سلاحها تغییر کردهاند؛ از شمشیر به توپ، از توپ به موشک و از موشک به هوش مصنوعی. اما یک سلاح، بیسروصدا در تمام این قرنها کنار قدرت مانده است؛ نان.
شاید عجیب به نظر برسد، اما بسیاری از بزرگترین بحرانهای سیاسی جهان، پیش از آنکه با کمبود نفت یا فناوری گره بخورند، با امنیت غذا پیوند خورده بودند. دولتها میتوانستند مدتی بدون بسیاری از کالاها دوام بیاورند، اما هیچ جامعهای نمیتوانست از کنار اختلال در تأمین نان خود بیتفاوت عبور کند. به همین دلیل، گندم و غلات هیچگاه صرفاً یک محصول کشاورزی نبودهاند؛ آنها همواره بخشی از معادلات امنیت ملی و سیاست بینالملل بودهاند.
تاریخ معاصر ایران نیز نمونهای تلخ از این واقعیت را در خود دارد. در سالهای جنگ جهانی اول، کشوری که بیطرفی خود را اعلام کرده بود، به میدان رقابت قدرتهای درگیر جنگ تبدیل شد. مجموعهای از عوامل، از اشغال بخشهایی از کشور، اختلال در حملونقل، خشکسالی، ضعف حکومت مرکزی، احتکار و نیز تأمین آذوقه نیروهای نظامی خارجی، دست به دست هم داد تا ایران یکی از سنگینترین قحطیهای تاریخ خود را تجربه کند.
هنوز درباره سهم هر یک از این عوامل میان تاریخنگاران اختلاف نظر وجود دارد، اما درباره یک نکته اختلاف چندانی نیست: هنگامی که کنترل مسیرهای تأمین غذا از اختیار یک کشور خارج شود، امنیت غذایی نیز به مسئلهای ژئوپلیتیکی تبدیل میشود.
نمونههای دیگری نیز در تاریخ جهان وجود دارد که این پیوند را بهروشنی نشان میدهد. در انقلاب فرانسه، افزایش شدید قیمت نان و کمبود غلات یکی از عوامل اصلی نارضایتی عمومی بود که به سقوط نظام سلطنتی انجامید.
همچنین در دهههای اخیر، در جریان بهار عربی، افزایش قیمت مواد غذایی بهویژه نان در کشورهایی مانند مصر و تونس، به جرقهای برای اعتراضات گسترده تبدیل شد و نشان داد که فشار بر سفره مردم میتواند به سرعت به بحران سیاسی بدل شود.
این منطق، متعلق به یک قرن پیش نیست. جنگ روسیه و اوکراین بار دیگر نشان داد که بسته شدن یا محدود شدن کریدورهای صادرات غلات، تنها دو کشور درگیر را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
افزایش قیمت نان در بسیاری از کشورهای آفریقایی، خاورمیانه و حتی اروپا، یادآور این واقعیت بود که امنیت غذایی، همچنان یکی از حساسترین مؤلفههای امنیت بینالمللی است.
جهان دریافت که گندم، برخلاف تصور رایج، کالایی صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از توازن قدرت است.
از همین منظر، بحثهای اخیر درباره نحوه استفاده از داراییهای مسدودشده ایران برای واردات برخی کالاهای اساسی، فارغ از اختلاف روایتهای موجود درباره جزئیات آن، بار دیگر یک پرسش مهم را زنده میکند: آیا در جهان امروز نیز غذا همچنان بخشی از معادلات قدرت است؟
شاید پاسخ این پرسش را نه در اخبار امروز، بلکه در تاریخ بتوان یافت. تاریخ نشان میدهد هرگاه مسیر تأمین غذا، کریدورهای حملونقل یا منابع مالی مرتبط با آن، تحت تأثیر رقابتهای ژئوپلیتیکی قرار گرفتهاند، امنیت غذایی نیز از یک موضوع اقتصادی فراتر رفته و به بخشی از مناسبات قدرت تبدیل شده است.
درس مهم تاریخ شاید همین باشد؛ کشوری که امنیت غذایی خود را تنها یک مسئله کشاورزی بداند، ممکن است روزی آن را در قالب یک مسئله سیاسی تجربه کند. زیرا در سیاست بینالملل، گاهی نان، بسیار پیش از آنکه به سفره مردم برسد، بر میز قدرت قرار میگیرد.
در نهایت، پیام این روایت روشن است: هر جامعهای که کنترل نان خود را از دست بدهد، بخشی از اختیار سرنوشتش را نیز واگذار کرده است. نان فقط خوراک روزمره نیست؛ خط مقدم امنیت، ثبات و استقلال است، و بیتوجهی به آن میتواند هزینهای بهمراتب سنگینتر از هر بحران اقتصادی به همراه داشته باشد.