عصر ایران - اگر بخواهم «بهترین سکانس فوتبالی تاریخ سینما» را انتخاب کنم، مسابقهٔ پایانی فیلم «فرار به سوی پیروزی» احتمالاً مشهورترین و تأثیرگذارترین سکانس فوتبالی تاریخ سینماست، صحنهای که هنوز هم برای بسیاری از فوتبالیها و سینمادوستان معیار سنجش فیلمهای فوتبالی محسوب میشود.
در سینما بسیار کم اتفاق افتاده که فوتبال، با همه سادگی ظاهریاش، به ابزاری برای روایت یکی از عمیقترین درونمایههای انسانی یعنی مقاومت در برابر استبداد بدل شود.
فیلم «فرار به سوی پیروزی» محصول سال 1981، به کارگردانی
جان هیوستون کارگردان نامدار سینمای آمریکا، یکی از معدود نمونههایی است که این اتفاق را با ظرافتی غیرمنتظره رقم زده است.
داستان فیلم در دوران جنگ جهانی دوم میگذرد، آنجا که گروهی از اسیران جنگی متفقین در اردوگاهی تحت نظارت آلمان نازی نگهداری میشوند. فرماندهان آلمانی به منظور تبلیغات، تصمیم میگیرند مسابقهای نمایشی میان تیم ملی آلمان و تیمی متشکل از اسیران برگزار کنند، غافل از آنکه همین زمین چمن به صحنهای برای روایت ایستادگی بدل خواهد شد.
آنچه این فیلم را از آثار مشابه متمایز میکند، حضور بازیکنان واقعی فوتبال در کنار بازیگران حرفهای سینماستز مانند کین و سیلوستر استالونه و ...
پله، اسطوره برزیلی، در کنار بابی مور و اوسی آردیلس، چهرههای شناختهشده فوتبال انگلستان و آرژانتین، نقشهایی را بازی میکنند که نه صرفاً جنبه نمایشی دارد، بلکه واقعیت تکنیکی بازی آنها به فیلم اعتباری میبخشد که هیچ بازیگر غیرفوتبالیستی نمیتوانست بیافریند.
سیلوستر استالونه نیز در نقش دروازهبان تیم اسیران ظاهر میشود، نقشی که به گفته خود او، برای حضور در میان این چهرههای افسانهای فوتبال جهان، به اصرار از کارگردان خواسته بود.
جان هیوستون در کنار بازیگران فیلم
اما آنچه این فیلم را در حافظه جمعی علاقهمندان به سینمای ورزشی تا امروز زنده نگه داشته، سکانس پایانی آن است. در میانه دیداری که قرار است نتیجهاش از پیش برای منافع تبلیغاتی آلمان نازی رقم بخورد، اسیران تصمیم میگیرند به جای فرار از زمین بازی، در همان میدان بمانند و بازی را تا انتها ادامه دهند، حتی اگر این تصمیم بازگشت آنها به اردوگاه و ادامه اسارت را به دنبال داشته باشد.
در این لحظه، پله با یک ضربه پاندولی خیرهکننده گلی به ثمر میرساند که نه فقط نتیجه بازی، بلکه روح تماشاگران فرانسوی حاضر در استادیوم را نیز دگرگون میکند. تماشاگران که تا آن لحظه تنها ناظر بودند، با شعار «پیروزی، پیروزی» به میدان هجوم میبرند و در میان این آشوب شورانگیز، اسیران فرصت مییابند تا در دل جمعیت ناپدید شوند و راه فرار خود را باز کنند.
ارزش این سکانس در آن است که فوتبال در اینجا از مرز یک رقابت ورزشی عبور میکند و به زبانی مشترک میان مردمی بدل میشود که زبان مشترکی جز همین بازی نداشتند.
گل پله نه صرفاً یک حرکت فنی درخشان، بلکه نقطهای است که در آن مرز میان قهرمانی ورزشی و قهرمانی انسانی محو میشود.
کارگردان با هوشمندی تمام، از هیجان طبیعی یک استادیوم فوتبال بهره میگیرد تا روایتی از رهایی را، بدون نیاز به دیالوگهای اضافی، به تصویر بکشد. این همان نقطهای است که سینما و فوتبال در خدمت یکدیگر قرار میگیرند، نه آنکه یکی ابزار دیگری باشد.
شاید بتوان گفت آنچه «فرار به سوی پیروزی» را از انبوه فیلمهای ورزشی متمایز میکند، همین نکته است که در آن، نتیجه بازی اهمیتی ندارد، آنچه اهمیت دارد، همان لحظهای است که مردم عادی، در برابر ماشین تبلیغاتی یک حکومت توتالیتر، با یک فریاد ساده، قهرمانان واقعی داستان را نجات میدهند.
این سکانس، نزدیک به چهار دهه پس از ساخته شدنش، همچنان یکی از ماندگارترین تصاویر سینمایی است که فوتبال را نه به مثابه سرگرمی، بلکه به مثابه نمادی از آزادی بازنمایی میکند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر