عصرایران ؛ دکتر مصطفی قادری حاجت (دانشیار جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تربیت مدرس)-در فضای رسانهای پس از انتشار متن تفاهمنامه ایران و آمریکا، بسیاری از تحلیلها بر پایه رویکرد «برنده و بازنده» شکل گرفتهاند. اما در ژئوپلیتیک، ارزیابی توافقها نه بر اساس تعداد امتیازات، بلکه بر مبنای میزان تحقق اهداف راهبردی طرفین صورت میگیرد.
آمریکا در این بحران سه هدف اصلی را دنبال میکرد: جلوگیری از تبدیل برنامه هستهای ایران به ظرفیت تسلیحاتی، بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به یک جنگ پرهزینه و فرسایشی. بر اساس مفاد منتشرشده، واشنگتن توانسته است حداقل در کوتاهمدت به این اهداف دست یابد. توقف درگیریها، بازگشت امنیت نسبی به بازار انرژی و ایجاد سازوکار نظارتی بر برنامه هستهای ایران از مهمترین دستاوردهای آمریکا محسوب میشوند.
در مقابل، ایران نیز با مجموعهای از اهداف راهبردی وارد این مرحله از مذاکرات شد: حفظ ساختار سیاسی کشور، جلوگیری از تداوم فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم، حفظ اصل فناوری هستهای و خروج از شرایط انزوای بینالمللی. متن توافق نشان میدهد که تهران بدون پذیرش الگوی «تسلیم کامل»، توانسته است بخش قابل توجهی از این اهداف را حفظ کند. عدم برچیده شدن کامل زیرساخت هستهای، احتمال رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و بازگشت به مسیر تعاملات اقتصادی از جمله مهمترین امتیازات ایران به شمار میروند.
از منظر ژئوپلیتیکی، مهمترین نکته آن است که هیچیک از طرفین به اهداف حداکثری خود دست نیافتهاند. آمریکا نتوانسته است برنامه هستهای ایران را به طور کامل برچیند و ایران نیز هنوز تضمین قطعی برای رفع کامل فشارهای اقتصادی دریافت نکرده است. به همین دلیل، این توافق بیش از آنکه یک «توافق نهایی» باشد، یک «توافق مدیریت بحران» محسوب میشود.
با این حال، اگر صرفاً توازن دستاوردها در مقطع کنونی را بررسی کنیم، به نظر میرسد ایران دست بالا را در اختیار دارد. دلیل اصلی این ارزیابی آن است که تهران توانسته است ضمن حفظ مؤلفههای اصلی قدرت ملی خود، از جنگ خارج شود و همزمان چشماندازی برای کاهش فشارهای اقتصادی ایجاد کند. در مقابل، آمریکا بیش از هر چیز موفق شده است از گسترش بحران و هزینههای ناشی از آن جلوگیری کند.
برآورد کلی من این است که در ژئوپلیتیک کوتاهمدت، تراز توافق به سود ایران است تا آمریکا. اما در ژئوپلیتیک بلندمدت، هنوز برای اعلام برنده نهایی بسیار زود است؛ زیرا سرنوشت واقعی توافق در مذاکرات تکمیلی، نحوه اجرای تعهدات و میزان پایبندی طرفین مشخص خواهد شد.
این توافق نه پایان رقابت ایران و آمریکا، بلکه آغاز مرحلهای جدید از رقابت در قالب دیپلماسی، اقتصاد و بازتعریف موازنه قدرت در غرب آسیاست.