در سال ۱۹۹۵، اقتصاد ژاپن از مجموع اقتصادهای آسیا، آفریقا و اروپای شرقی (بهجز خود ژاپن) بزرگتر بود. در سال ۲۰۲۵، مجموع اقتصاد چهار منطقه استانی چین از کل تولید ناخالص داخلی ژاپن فراتر رفت. این مقایسه یکی از بزرگترین جابهجاییهای قدرت اقتصادی جهان در ۳۰ سال گذشته را نشان میدهد.
داستان آسیای مدرن را میتوان از خلال یک انتقال قدرت اقتصادی روایت کرد.
به گزارش روزیاتو، برای چندین دهه، ژاپن قدرت اقتصادی مسلط منطقه و یکی از تأثیرگذارترین اقتصادهای جهان بود. اما در حالی که رشد اقتصادی ژاپن پس از ترکیدن حباب داراییهایش کند شد، چین مسیر توسعهای را آغاز کرد که تجارت، تولید و سرمایهگذاری جهانی را دگرگون ساخت.

این نمودار، تولید ناخالص داخلی اسمی ژاپن را در سالهای ۱۹۹۵ و ۲۰۲۵ مقایسه میکند و با استفاده از دو تصویر متفاوت نشان میدهد که توازن قدرت اقتصادی در آسیا چگونه تغییر کرده است. آمار تولید ناخالص داخلی کشورها از گزارش چشمانداز اقتصاد جهانی صندوق بینالمللی پول (آوریل ۲۰۲۶) استخراج شده و دادههای استانهای چین از بولتنهای رسمی آماری این کشور به دست آمدهاند.
در سال ۱۹۹۵، اتحاد جماهیر شوروی بهتازگی فروپاشیده بود و ژاپن پس از آمریکا با فاصلهای قابلتوجه دومین اقتصاد بزرگ جهان از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی محسوب میشد.
ژاپن بهعنوان نخستین کشور غیرغربی که صنعتی شد، سالها قدرت اقتصادی مسلط منطقه خود بود. بازسازی پس از جنگ جهانی دوم و صادرات باکیفیت و ارزشمند که در سراسر جهان متقاضیان فراوانی داشتند، نقش مهمی در این موفقیت ایفا کردند. تا سال ۱۹۹۵، اقتصاد ژاپن از مجموع اقتصادهای آسیا، آفریقا و اروپای شرقی بزرگتر بود.
جدول زیر تولید ناخالص داخلی اسمی ژاپن و برخی مناطق جهان را در سال ۱۹۹۵ نشان میدهد:
| کشور / منطقه | تولید ناخالص داخلی ۱۹۹۵ (تریلیون دلار) |
|---|---|
| ژاپن | ۵.۶ |
| آسیا (بهجز ژاپن) | ۳.۹ |
| اروپای شرقی | ۰.۸ |
| آفریقا | ۰.۸ |
رشد ژاپن آنقدر چشمگیر بود که بسیاری از ناظران در دهه ۱۹۸۰ معتقد بودند این کشور میتواند در نهایت رهبری اقتصادی آمریکا را به چالش بکشد.
شرکتهای ژاپنی در صنایع مختلف، از لوازم الکترونیکی مصرفی گرفته تا خودروسازی، پیشتاز بودند و توکیو به نمادی از برتری شرکتی و فناوری تبدیل شده بود.
واشنگتن در واکنش، محدودیتهایی بر صادرات خودرو و نیمههادیهای ژاپنی اعمال کرد و همچنین «توافق پلازا» را پیش برد؛ توافقی که موجب افزایش شدید ارزش ین ژاپن در برابر دلار آمریکا و سایر ارزها شد.
برخی تحلیلگران معتقدند واکنشهای سیاستی ژاپن به توافق پلازا در شکلگیری حباب عظیم قیمت داراییها در اواخر دهه ۱۹۸۰ نقش داشته است.
اقتصاد ژاپن پس از فروپاشی حباب قیمت داراییها در سال ۱۹۹۰ دچار رکود شد و دهههای پس از آن اغلب با عنوان «دهههای ازدسترفته» شناخته میشوند.
در این دوره، تولید ناخالص داخلی اسمی ژاپن تا حدی به دلیل تضعیف ارزش ین کاهش یافت، رشد واقعی اقتصاد بهشدت کند شد و بدهی ملی این کشور بهطور چشمگیری افزایش پیدا کرد.
در همین حال، در آن سوی دریای چین شرقی، یک غول آسیایی دیگر در حال ظهور بود. چین در دوران اصلاحات و سیاست درهای باز، طی سالهای آغازین قرن بیستویکم رشد اقتصادی سریعی را تجربه کرد و با میانگین رشد سالانه حداقل ۷ درصد، زنجیرههای تأمین جهانی را دگرگون ساخت.
با وجود اینکه چین در بخش بزرگی از قرن بیستم کشوری فقیر و توسعهنیافته بود، در سال ۲۰۱۰ از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی از ژاپن پیشی گرفت و به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد.
در سال ۱۹۹۵، اقتصاد ژاپن از بخش بزرگی از آفرو-اوراسیا از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی بزرگتر بود. اما تا سال ۲۰۲۵، رونق اقتصادی چین حتی در سطح استانهای این کشور نیز بهوضوح قابل مشاهده بود.
| کشور / استان | تولید ناخالص داخلی ۲۰۲۵ (تریلیون دلار) |
|---|---|
| ژاپن | ۴.۴ |
| گوانگدونگ | ۲.۱ |
| فوجیان | ۰.۸ |
| ژجیانگ | ۱.۴ |
| شانگهای | ۰.۸ |
اقتصاد چین تا سال ۲۰۲۵ به یک ابرقدرت اقتصادی حدوداً ۲۰ تریلیون دلاری تبدیل شده است؛ رقمی که تقریباً پنج برابر بزرگتر از اقتصاد ژاپن است.
در واقع، تولید ناخالص داخلی اسمی ژاپن از مجموع تولید ناخالص داخلی شانگهای و استانهای فوجیان، گوانگدونگ و ژجیانگ کمتر است.
همانطور که ژاپن زمانی بر بخش بزرگی از آسیا تسلط اقتصادی داشت، امروز چین به قدرت اقتصادی مسلط این منطقه تبدیل شده است.