روزنامه اعتماد نوشت: يكي از مجريان صداوسيما اخيرا گفته تنها كانالي كه ويژه برنامه جام جهاني ندارد، كانال كولر ماست. البته او اين جمله را به قصد منفي نگفت، بلكه در ادامه نتيجه گرفت امروز بسياري از شبكهها و پلتفرمها سر سفره بزرگ جام جهاني نشستهاند و از كيك جام 2026 تكهاي برميدارند كه اتفاقا چيز بدي هم نيست.
در حالي كه كمتر از 48 ساعت از شروع بازيهاي جام جهاني نگذشته، انبوه برنامههاي مخصوص پوشش جام جهاني در شبكههاي اجتماعي تبليغ شده و آغاز به كار كردهاند. چند برنامه در صداوسيما، چند برنامه در پلتفرمهاي پخش نمايش خانگي، ويژه برنامههايي در پايگاههاي خبري ورزشي و حتي چندين برنامه مستقل. از طرف ديگر در شبكههاي فارسيزبان خارج از كشور هم چندين برنامه مختلف روي آنتن رفتهاند.
از نظر مخاطب اين بهترين حالت ممكن است. امروز مخاطب ميتواند با مقايسه برنامههاي مختلف هر كدام را كه پسنديد، تماشا كند. ديگر دوران كانالهاي محدود صداوسيما كه مخاطب را به اجبار پاي يك شبكه تلويزيوني مينشاند به پايان رسيده است. برنامهسازان هم به خوبي اين وضعيت را درك كردهاند و هر كدام براي جذابتر شدن برنامهشان سعي كردهاند بهترين خودشان را رو كنند. مثلا فلان برنامه ستاره خوشچهره تيم ملي آرژانتين را به عنوان مهمان ميآورد، آن يكي ديگر مجري تازه بازنشسته صداوسيما كه صحبتهايش ولو براي تمسخر به شدت وايرال ميشود را به كار ميگيرد، فلان پلتفرم از سلبريتيهاي اينستاگرام و توييتر بهره ميبرد و آن يكي ديگر با آوردن آدمهاي فوتبالي و راه انداختن جنجالهاي جالب دنبال جذب مخاطب است. اقداماتي كه گرچه همگي از يك فرمول مشخص پيروي ميكنند ولي جذابتر از برنامههاي صداوسيما هستند.
اما همانقدر كه مخاطب از اين وضعيت لذت ميبرد احتمالا براي صداوسيما خبر بدي است. هر چند به هر حال تمام برنامههاي اينچنيني بايد از صداوسيما مجوز بگيرند و همچنان بحث نحوه پخش مسابقات در اين برنامهها به صورت مستقيم از مبدا يا از فيلتر صداوسيما وجود دارد، ولي بايد پذيرفت كه صداوسيما ديگر مثل گذشته مخاطب را به شكل هلو برو تو گلو در اختيار ندارد. صداوسيما امروز بايد براي نگه داشتن مخاطبانش بجنگد. البته نبايد فراموش كرد كه همچنان تلويزيون به دلايل مختلف در جذب مخاطب پيشرو است. يكي از دلايلش ميتواند رايگان و باكيفيت بودن آن نسبت به تصاوير اينترنتي باشد. با اين حال برآوردها نشان ميدهد كه تلويزيون ديگر به صورت مطلق برنده جذب مخاطب نيست و پلتفرمها مخاطبان قابل توجهي به دست آوردهاند. آنقدر كه مجاب شدهاند سرمايهگذاريهاي زيادي در اين زمينه انجام بدهند.
حالا در اين شرايط صداوسيما بايد پيش از گذشته حواسش را جمع كند. آنها ديگر يكهتاز ميدان بيرقيب نيستند. چند روز پيش روزنامه اصولگراي خراسان به صداوسيما گوشزد كرد «كجسليقگي در مميزي به تجربه تماشاي جام جهاني لطمه ميزند. وقتي در لحظه شادي گل، تصويري نامربوط و ناشيانه از تماشاگري ديده ميشود كه حتي از روي لباسش پيداست متعلق به همان بازي نيست، حس بيننده به هم ميريزد. خلاصه جام جهاني، بدون روايت درست، بخشي از شكوهش را از دست ميدهد. تلويزيون اگر ميخواهد هنوز در اين ضيافت جهاني سهمي داشته باشد، بايد بداند مخاطب امروز فقط تصوير مسابقه نميخواهد؛ فهم، شور، كيفيت و احترام ميخواهد.» اغلب رسانهها اين مطلب را با تيتر «جام جهاني را زهرمان نكنيد» منتشر كردند.
رسانهها در حالي از صداوسيما خواستهاند كه جام جهاني را با نحوه پوشش هميشگي براي مردم زهر نكند كه اين رسانه ديگر امكان چنين كاري را ندارد. مخاطب امروز آنقدر دستش در انتخاب محتواي مورد نظر باز است كه لحظهاي در عوض كردن كانال يا پلتفرم ترديد نميكند. تماشاي دو بازي نخست جام جهاني از صداوسيما كنار ويژه برنامه ساخته شده نشان داده در همچنان بر همان پاشنه ميچرخد. حالا صداوسيما بايد خيلي سريع انتخاب كند كه در اين 40 روز همين تعداد مخاطب باقيماندهاش را هم از دست بدهد يا با تغيير در نگرش اجازه بدهد مردم ايران با جام جهاني خوش بگذرانند.