عصر ایران؛ حمید نجف- اشتغال در ایران سالهاست به یکی از مهمترین مسائل اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده، اما همچنان فاصله میان سیاستگذاری و نتیجه واقعی در بازار کار پابرجاست. این فاصله بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، ریشه در نوع حکمرانی اقتصادی و جنس تصمیمگیران دارد.
در ساختار فعلی، بخش مهمی از مدیریت اقتصادی کشور در اختیار مدیرانی است که تجربه حرفهای آنها عمدتا اداری و بوروکراتیک بوده است. طبیعی است که چنین ساختاری، اقتصاد را با منطق کنترل و توزیع اداره کند، در حالی که اشتغال پایدار از دل خلق کسبوکار، ریسکپذیری و نوآوری شکل میگیرد.
در نتیجه، سیاستهای اشتغالزایی اغلب به برنامههای مقطعی و حمایتی محدود شدهاند، نه به یک جریان پایدار تولید شغل.
در همین چارچوب، خطاب به رئیسجمهور محترم دکتر مسعود پزشکیان، که همواره بر مشارکت همه توانمندان برای حل مسائل کشور تاکید داشتهاند، میتوان یک پیشنهاد روشن مطرح کرد:
اگر واقعا باور داریم، هرکس میتواند باید کمک کند، یکی از مهمترین ظرفیتهای مغفول، کارآفرینان واقعی کشور هستند؛ کسانی که در سختترین شرایط اقتصادی، با وجود موانع متعدد، بنگاه ساختهاند و اشتغال ایجاد کردهاند.
نمونههای موفق کارآفرینی در ایران نشان میدهد مسئله، کمبود توان نیست؛ مسئله، جایگاه تصمیمگیری است.
از این منظر، پیشنهاد قابل طرح این است که بخشی از مسئولیتهای کلیدی اقتصادی کشور بهویژه در وزارتخانه های کار، صنعت، اقتصاد و سرمایهگذاری به کارآفرینان برجسته و موفق بخش خصوصی سپرده شود.
افرادی که تجربه واقعی ساخت، شکست و احیای کسبوکار را دارند، در کابینه بسیار خالی است.
این تغییر به معنای حذف دولت نیست، بلکه به معنای تغییر نقش دولت از مجری مستقیم اقتصاد به تسهیلگر هوشمند است. بدون این تغییر، فاصله میان سیاستگذار و تولیدکننده همچنان باقی میماند.
در وضعیت فعلی، کارآفرینان بزرگ که بار اصلی اشتغال را به دوش میکشند، گاه برای پیگیری سادهترین مسائل ناچارند در صف دیدار با مدیرانی قرار بگیرند که تجربه مستقیمی از خلق ارزش در اقتصاد واقعی ندارند. این ناهماهنگی، هم انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد و هم فاصله دولت و بخش مولد را بیشتر میکند.
کارآفرینان برخلاف فضای اداری، از مسیر لابی و مناسبات رسمی بالا نیامدهاند؛ آنها در میدان عمل شناخته میشوند. به همین دلیل، شناسایی و دعوت از آنها نیازمند رویکردی مستقیم و فعال است، نه صرفا انتظار برای پیشنهاد.
در برخی موارد نیز لازم است این دعوت، جدی و پیگیرانه باشد؛ چرا که مسئله امروز اقتصاد ایران، مسئله فرد یا جناح نیست، بلکه مسئله آینده کشور است.
در نهایت، اگر اشتغال اولویت اول اقتصاد ایران است، باید در سطح تصمیمگیری نیز بازنگری جدی صورت گیرد. تجربه نشان میدهد بدون حضور کارآفرینان در مرکز حکمرانی اقتصادی، حل پایدار مسئله اشتغال ممکن نخواهد بود.
پایان تراژدی اشتغال، از جابهجایی نقشها آغاز میشود؛ جایی که کارآفرینان از حاشیه به مرکز تصمیمگیری بازمیگردند.