یک روانشناس اجتماعی گفت: افرادی که طلاق میگیرند، بدلیل آشفتگیهای روحی و روانی ممکن است تا مدتی دچار افسردگی و اضطراب شوند که در این میان خانوادهها با ایفای نقش عاطفی و حمایتی میتوانند به فرد کمک کنند تا از این شرایط عبور کند.
علی شریفییزدی روانشناس اجتماعی در گفتوگو با ایسنا، با استناد بر مطالعات صورت گرفته، «افسردگی» و «اضطراب» را از سوغاتیهای شایع طلاق دانست و در خصوص آن دسته از افرادی که بعد از جدایی باید به خانه پدری و مادری خود بازگردند گفت: اولین حس کسی که زندگیاش مستقل و برای زندگیاش برنامهریزی داشته اما بعد از جدایی بنابر دلایل اجتماعی و یا اقتصادی مجبور میشود با خانواده پدری و مادریاش زندگی کند، بیاستقلال شدن است که اگر تداوم یابد میتواند حتی منجر به افسردگی شود.
وی با هشدار نسبت به آزارهای لفظی و روانی اطرافیان تاکید کرد: بعضا شاهدیم خانوادهها نسبت به فرزندانشان که طلاق میگیرند رفتاری دوگانه دارند؛ از یک سو یا بیش از حد و افراطی محبت میکنند و یا با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی و انگهای وارده از سوی جامعه و به اصطلاح حرف و حدیث دیگران، حفظ آبروی خانواده و ... ، فشار مضاعفی از نظر روانی به فرزندشان وارد میکنند.
این روانشناس، وابستگی مالی و اقتصادی به خانواده را عامل مهم دیگری برای تحت فشار قرار گرفتن افراد طلاقگرفته عنوان و در این باره اظهارکرد: وقتی استقلال فرد از بین رفته و از نظر اقتصادی وابسته خانواده میشود، مجبور به تاسی و پیروی از خانوادهاش میشود؛ در واقع گاهی والدین از پول بهعنوان ابزاری برای تحمیل نظرات خودشان استفاده میکنند و همین امر فشار مضاعفی بر کسی که دوره سخت طلاق را میگذراند، وارد میکند.
شریفی یزدی، طرد اجتماعی طلاقگرفتهها مخصوصا در خانوادههای سنتی را موضوع قابل توجه دیگر عنوان کرد و گفت: در خانوادههای کنترلگر و سنتی، کنترل فردی که به خانواده بازگشته به شدت افزایش مییابد؛ روابط و مناسبات ارتباطی گذشته رنگ باخته و یا از بین میرود و در نتیجه فرد بعد از مدتی احساس ایزوله بودن، ناتوانی در برنامهریزی برای آینده و ... دارد. حتی دیده میشود اقوام و دوستان بالاخص متاهلها نیز از چنین فردی دوری میکنند و رفت و آمدشان را کاهش میدهند.
وی عوارض چنین رفتارهایی را ایجاد حس تنهایی، ایزوله بودن، طرد شدن، دوست داشته نشدن، درماندگی در مطلقهها اعلام کرد و گفت: اولین گام حمایت از چنین افرادی، «خانواده» است؛ حمایت عاطفی و بیچون و چرا و غیرمشروط؛ گام دوم نیز عدم سرزنش فرد جدا شده بدون نشانهگیری اشتباهات و تقصیرهایش است.
به گفته شریفی یزدی، هرچند همیشه حال خود خانوادهها نیز از طلاق فرزندشان بد است و برای تخلیه اضطرابشان به دلیل دوست داشتن و حساسیتی که روی فرزندشان دارند، شروع به سرزنش کردن و یادآوری اشتباهاتی میکنند که در طول زندگی مشترک داشته؛ اما جلوگیری از سرزنش موضوع مهمی است که لازم است خانوادهها به آن توجه کنند.
وی گام سوم را «درک کردن» عنوان کرد و افزود: کسی که از زندگی مشترک بیرون میآید، باید بپذیریم تا مدتی تعادل روحی، روانی همچون گذشته را ندارد و شاید رفتارهای نرمال از خود نشان ندهد، لذا ممکن است با رفتارهای غلط حوصله خانواده را سر ببرد و یا باعث افزایش تنش خانوادگی شود.
این روانشناس ادامه داد: وظیفه خانواده در چنین شرایطی درک فرزند طلاق گرفته است. خانوادهها باید بدانند چنین وضعیتی، موقتی است و تا تطبیق فرد جدا شده با شرایط جدید، گذشت زمان لازم است بنابراین این فرصت را به فرزندشان بدهند تا موقعیت جدید را بشناسد و راهکار پیدا کند.
وی در پایان به خانوادههایی که دارای چنین شرایطی هستند توصیه کرد تا حریم خصوصی فرزندشان را رعایت کنند و در این باره توضیح داد: بهتر است خانواده با در اختیار قرار دادن اتاقی، حریم خصوصی فرزندشان را تامین و البته به هر بهانهای وارد اتاقش نشوند و با مدارا کردن، شرایطی را برای آرام کردن وضعیت ایجاد کنند تا فرزندشان از نظر شرایط روحی به وضعیت پایدار و مناسب برسد و به اصطلاح بتواند خودش را پیدا کند. حتی در صورت امکان از نظر اقتصادی نیز زمینه استقلال او را فراهم کنند تا این دوران بهتر سپری شده و شرایط را برای آینده بهتر فراهم کنند.