عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - رئال مادرید همیشه جایی بوده میان خاطره و اضطراب؛ میان شکوهی که فراموش نمیشود و زخمی که هیچوقت کامل بسته نمیشود.
حالا دوباره همان زمزمه قدیمی در راهروهای سفیدش پیچیده است؛ نامی که فوتبال را نه فقط مینوشت، بلکه به آن ضربه میزد، شکل میداد، گاهی از نو اختراعش میکرد؛ ژوزه مورینیو.
در روزهایی که رئال مادرید درگیر بحران فنی شده، رختکنش ترک برداشته و ستارهها بیشتر از آنکه در خدمت تیم باشند، در مرکز روایت شخصیشان ایستادهاند، مدیران باشگاه به یک ایده برگشتهاند؛ ایدهای که هم وسوسه دارد و هم خطر. بازگرداندن مورینیو.
وضعیت رئال مادرید
رئال این روزها در یکی از پرتنشترین دورههای اخیر خود قرار دارد. اکامیهای پیاپی، از دست رفتن جامهای مهم و ناتوانی در تثبیت یک هویت تاکتیکی روشن، باشگاه را وارد فضایی کرده که بیشتر شبیه تردید است تا اطمینان.
درون تیم هم آرامش وجود ندارد. درگیریهایی میان بازیکنان در تمرین گزارش شده و فضای رختکن بیش از حد معمول ملتهب است. در چنین شرایطی، بخشی از مدیران معتقدند تیم بیش از تاکتیک، به اقتدار نیاز دارد؛ به یک مرکز ثقل که همه چیز را کنترل کند.
ایده بازگشت مورینیو
در همین نقطه است که نام مورینیو دوباره جدی میشود. مربی پرتغالی که اکنون تحت قرارداد بنفیکا است، در قراردادش بندی دارد که با پرداخت مبلغ مشخص، امکان جدایی سریع او را فراهم میکند. همین موضوع، مسیر بازگشتش به مادرید را از نظر اجرایی ممکن کرده است.
فلورنتینو پرز و مدیران باشگاه، او را نه فقط به عنوان یک مربی، بلکه به عنوان یک شخصیت کنترلکننده بحران میبینند. کسی که میتواند نظم را برگرداند، حتی اگر هزینهاش بالا باشد.
چرا دوباره مورینیو
در ذهن بخشی از مدیران رئال، یک تصویر تکرار میشود؛ دوران ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳. زمانی که مورینیو با تمام تنشها، رئال را دوباره به یک تیم رقابتی و جنگنده تبدیل کرد. تیمی که مقابل بارسلونای اوج، دیگر تسلیم نبود.
او در آن دوره اختیاراتی فراتر از یک مربی معمول داشت؛ در نقل و انتقالات اثرگذار بود و در ساختار ورزشی باشگاه نقش مستقیم داشت. همین مدل مدیریت، حالا دوباره به عنوان یک گزینه روی میز قرار گرفته است.
رختکن امروز و ستارههای امروز
اما رئال امروز، رئال آن روز نیست. ستارههایی مانند امباپه، بلینگام و وینیسیوس در مرکز قدرت قرار دارند و رابطه میان مربی و بازیکن پیچیدهتر از گذشته شده است.
همین جا سؤال اصلی شکل میگیرد؛ آیا روش سختگیرانه مورینیو هنوز در چنین رختکنی قابل اجراست یا نه.
گزارشها نشان میدهد حتی بخشی از بازیکنان از ایده حضور او استقبال میکنند، چون از بینظمی موجود خسته شدهاند. در مقابل، نگرانیهایی جدی درباره برخورد او با نسل جدید ستارهها وجود دارد.
گذشتهای که سایه انداخته است
مورینیو در رئال فقط یک مربی نبود، یک رویداد بود. درگیریهایش با بارسلونا، تنشهایش با رسانهها و حتی رفتارهای جنجالیاش، بخشی از حافظه فوتبال شده است. او هم محبوب بود و هم بحثبرانگیز، هم نتیجه میگرفت و هم بحران تولید میکرد. این دوگانگی حالا دوباره به مادرید برگشته؛ آیا باشگاه آماده تکرار همان مسیر است یا نه.
پرسش نهایی
در نهایت همه چیز به یک سؤال ختم میشود؛ آیا رئال مادرید به مربیای نیاز دارد که تیم را دوباره بسازد یا کسی که فقط آن را کنترل کند.
اگر پاسخ دوم باشد، در ذهن مدیران یک نام بیشتر از همه سنگینی میکند؛ ژوزه مورینیو، مردی که همیشه میان نظم و آشوب، هر دو را همزمان به برنابئو آورده است.