فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۱۹۶۹
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۱ - ۲۰-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۱۹۶۹
انتشار: ۱۶:۴۱ - ۲۰-۰۲-۱۴۰۵

آتلانتیک: کیش و مات ترامپ در ایران

آتلانتیک: کیش و مات ترامپ در ایران
برخی از حامیان جنگ خواستار از سرگیری حملات نظامی هستند، اما نمی‌توانند توضیح دهند که چگونه دور دیگری از بمباران‌ها کاری را انجام خواهد داد که 39 روز بمباران انجام نداد. اقدامات نظامی بیشتر، ناگزیر ایران را به تلافی علیه کشورهای همسایه خلیج فارس سوق خواهد داد؛ طرفداران جنگ هیچ پاسخی به این موضوع ندارند.

به سختی می‌توان زمانی را تصور کرد که ایالات متحده در یک درگیری شکست کامل خورده باشد، شکستی چنان قاطع که نه قابل جبران باشد و نه قابل چشم‌پوشی. 

به گزارش عصرایران، نشریه آمریکایی "آتلانتیک" در مقاله ای به قلم "رابرت کاگان" عضو ارشد اندیشکده "بروکینگز" آمریکا و نویسنده کتاب "شورش: چگونه ضدلیبرالیسم دوباره آمریکا را از هم می‌پاشد"، با اشاره به این مقدمه نوشت:

شکست‌های فاجعه‌باری که آمریکا در پرل هاربر، فیلیپین و سراسر غرب اقیانوس آرام در ماه‌های اول جنگ جهانی دوم متحمل شد، سرانجام جبران شد. شکست‌ها در ویتنام و افغانستان پرهزینه بودند، اما آسیب ماندگاری به موقعیت کلی آمریکا در جهان وارد نکردند، زیرا آنها از صحنه‌های اصلی رقابت جهانی دور بودند. شکست اولیه در عراق با تغییر در استراتژی که در نهایت عراق را نسبتا پایدار و بدون تهدید برای همسایگانش باقی گذاشت و ایالات متحده را در منطقه مسلط نگه داشت، کاهش یافت.

شکست در رویارویی فعلی با ایران ماهیتی کاملا متفاوت خواهد داشت. نه قابل جبران است و نه قابل چشم‌پوشی. هیچ بازگشتی به وضع موجود قبل از آن وجود نخواهد داشت، هیچ پیروزی نهایی برای آمریکا وجود نخواهد داشت که آسیب‌های وارده را جبران یا بر آنها غلبه کند. 

تنگه هرمز مانند گذشته "باز" نخواهد بود. با کنترل این تنگه، ایران به عنوان بازیگر کلیدی در منطقه و یکی از بازیگران کلیدی در جهان ظاهر می‌شود. نقش چین و روسیه، به عنوان متحدان ایران، تقویت می‌شود؛ نقش ایالات متحده، به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. 

این درگیری، برخلاف آنچه حامیان جنگ بارها ادعا کرده‌اند، نشان دهنده‌ی قدرت آمریکا نیست، بلکه آمریکایی را آشکار کرده است که غیرقابل اعتماد و ناتوان از اتمام کاری است که آغاز کرده است. این امر باعث ایجاد واکنش زنجیره‌ای در سراسر جهان خواهد شد، زیرا دوستان و دشمنان با شکست آمریکا کنار می‌آیند.

ترامپ دوست دارد در مورد اینکه چه کسی "کارت" دارد صحبت کند، اما اینکه آیا کارت‌های خوبی برای بازی کردن دارد یا خیر، مشخص نیست. ایالات متحده و اسرائیل به مدت 39 روز با اثربخشی ویرانگر به ایران حمله کردند و بخش زیادی از رهبری این کشور را کشتند و بخش عمده‌ای از ارتش آن را نابود کردند، اما نتوانستند نظام حاکم را سرنگون کنند یا حتی کوچکترین امتیازی از آن بگیرند. 

ترامپ

اکنون دولت ترامپ امیدوار است که محاصره بنادر ایران کاری را انجام دهد که آن حمله و نیروی عظیم نتوانست. البته این امکان وجود دارد، اما نظامی که با پنج هفته حمله نظامی بی‌وقفه به زانو درنیامده باشد، بعید است که تنها در پاسخ به فشار اقتصادی تسلیم شود.

بنابراین، برخی از حامیان جنگ خواستار از سرگیری حملات نظامی هستند، اما نمی‌توانند توضیح دهند که چگونه دور دیگری از بمباران‌ها کاری را انجام خواهد داد که 39 روز بمباران انجام نداد. اقدامات نظامی بیشتر، ناگزیر ایران را به تلافی علیه کشورهای همسایه خلیج فارس سوق خواهد داد؛ طرفداران جنگ هیچ پاسخی به این موضوع ندارند.

 ترامپ حملات به ایران را نه به این دلیل که حوصله‌اش سر رفته بود، بلکه به این دلیل که ایران به تاسیسات حیاتی نفت و گاز منطقه حمله می‌کرد، متوقف کرد. نقطه عطف در 18 مارس رخ داد، زمانی که اسرائیل میدان گازی پارس جنوبی ایران را بمباران کرد و ایران با حمله به شهر صنعتی "راس لفان" قطر، بزرگترین کارخانه صادرات گاز طبیعی جهان، تلافی کرد و باعث آسیب به ظرفیت تولید شد که تعمیر آن سال‌ها طول خواهد کشید. ترامپ با اعلام توقف حملات بیشتر به تاسیسات انرژی ایران و سپس اعلام آتش‌بس، علیرغم اینکه ایران حتی یک امتیاز هم نداده است، پاسخ داد.

محاسبه ریسکی که یک ماه پیش ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی کرد، هنوز پابرجاست. حتی اگر ترامپ تهدید خود مبنی بر نابودی "تمدن" ایران را از طریق بمباران بیشتر عملی کند، ایران همچنان می‌تواند قبل از سقوط رژیمش موشک‌ها و پهپادهای زیادی پرتاب کند - البته با فرض اینکه سقوط کند. 

تنها چند حمله موفقیت‌آمیز می‌تواند زیرساخت‌های نفت و گاز منطقه را برای سال‌ها، اگر نگوییم دهه‌ها، فلج کند و جهان و ایالات متحده را درگیر یک بحران اقتصادی طولانی‌مدت کند. حتی اگر ترامپ بخواهد ایران را به عنوان بخشی از یک استراتژی خروج بمباران کند - با ظاهری خشن به عنوان راهی برای پنهان کردن عقب‌نشینی خود - نمی‌تواند این کار را بدون ریسک این فاجعه انجام دهد.

اگر این کیش و مات آمریکا نباشد، نزدیک به چنین وضعیتی است. در روزهای اخیر، گزارش شده است که ترامپ از جامعه اطلاعاتی ایالات متحده خواسته است تا پیامدهای اعلام پیروزی و کنار رفتن را ارزیابی کنند. نمی‌توانید او را سرزنش کنید. 

امید به فروپاشی رژیم، استراتژی چندان مناسبی نیست، به خصوص وقتی که رژیم از ضربات مکرر نظامی و اقتصادی جان سالم به در برده است. ممکن است فردا یا شش ماه دیگر سقوط کند یا اصلا سقوط نکند. ترامپ زمان زیادی برای صبر کردن ندارد، چرا که قیمت نفت به 150 یا حتی 200 دلار در هر بشکه می رسد، تورم افزایش یافته و کمبود جهانی غذا و سایر کالاها آغاز شده است. او به یک راه‌حل سریع‌تر نیاز دارد.

اما هر نتیجه ای غیر از تسلیم موثر آمریکا، خطرات عظیمی را به همراه دارد که ترامپ تاکنون حاضر به پذیرش آنها نبوده است. کسانی که با چرب زبانی از ترامپ می‌خواهند که "کار را تمام کند"، به ندرت هزینه‌های آن را تصدیق می‌کنند. مگر اینکه ایالات متحده آماده باشد تا در یک جنگ تمام عیار زمینی و دریایی برای حذف رژیم فعلی ایران شرکت کند و سپس ایران را تا زمان روی کار آمدن دولت جدید اشغال کند؛ که در این حالت باید آماده باشد خطر از دست دادن کشتی‌های جنگی که نفتکش‌ها را از یک تنگه مورد مناقشه عبور می‌دهند را بپذیرد؛ مگر اینکه آماده باشد آسیب ویرانگر بلندمدت به ظرفیت‌های تولیدی منطقه را که احتمالا ناشی از تلافی ایران است، بپذیرد - کنار کشیدن در حال حاضر می‌تواند گزینه کم‌خطرتری به نظر برسد. 

به عنوان یک موضوع سیاسی، ترامپ ممکن است احساس کند که شانس بیشتری برای تحمل شکست دارد تا اینکه از یک جنگ بسیار بزرگتر، طولانی‌تر و پرهزینه‌تر که هنوز هم می‌تواند به شکست منجر شود، جان سالم به در ببرد.

بنابراین، شکست برای ایالات متحده نه تنها ممکن است، بلکه محتمل است. در اینجا به این شکل شکست اشاره می‌کنیم.

ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. این فرض رایج که به هر طریقی، تنگه پس از پایان بحران بازگشایی خواهد شد، بی‌اساس است. ایران هیچ علاقه‌ای به بازگشت به وضعیت سابق ندارد. مردم از شکاف بین تندروها و میانه‌روها در تهران صحبت می‌کنند، اما حتی میانه‌روها نیز باید درک کنند که ایران نمی‌تواند تنگه را رها کند، مهم نیست که فکر میکنند چقدر توافق خوبی می‌تواند به دست آورد. اولا، هر توافقی با ترامپ چقدر قابل اعتماد است؟ او تقریبا با تایید ترور رهبری ایران در بحبوحه مذاکرات، به تکرار حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر افتخار کرد. ایرانی‌ها نمی‌توانند مطمئن باشند که ترامپ ظرف چند ماه پس از انعقاد توافق، تصمیم به حمله مجدد نخواهد گرفت. آنها همچنین می‌دانند که اسرائیلی‌ها ممکن است دوباره حمله کنند، زیرا آنها هرگز احساس نمی‌کنند که وقتی منافعشان تهدید می‌شود، از اقدام کردن منع شده‌اند.

و منافع اسرائیل تهدید خواهد شد. همانطور که بسیاری از کارشناسان ایران خاطرنشان کرده‌اند، رژیم تهران در حال حاضر در آستانه خروج از بحران بسیار قوی‌تر از قبل از جنگ است، چرا که نه تنها ظرفیت هسته‌ای بالقوه خود را حفظ کرده، بلکه کنترل سلاحی حتی موثرتر را نیز به دست آورده است: توانایی گروگان گرفتن بازار جهانی انرژی. وقتی ایرانی‌ها از "بازگشایی" تنگه صحبت می‌کنند، هنوز هم قصد دارند تنگه را تحت کنترل خود نگه دارند. ایران نه تنها قادر خواهد بود برای عبور و مرور عوارض دریافت کند، بلکه عبور و مرور را به کشورهایی که با آنها روابط خوبی دارد محدود کند. اگر کشوری به گونه‌ای رفتار کند که حاکمان ایران دوست نداشته باشند، آنها می‌توانند صرفا با کند کردن یا حتی تهدید به کند کردن جریان کشتی‌های باری آن کشور به داخل و خارج از تنگه، مجازات را اعمال کنند.

قدرت بستن یا کنترل جریان کشتی‌ها از طریق تنگه، بیشتر و فوری‌تر از قدرت نظری برنامه هسته‌ای ایران است. این اهرم به رهبران تهران اجازه می‌دهد تا کشورها را مجبور به لغو تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط کنند یا با مجازات روبرو شوند. اسرائیل خود را منزوی‌تر از همیشه خواهد یافت، زیرا ایران ثروتمندتر می‌شود، مسلح‌تر می‌شود و گزینه‌های خود را برای هسته‌ای شدن در آینده حفظ می‌کند. حتی ممکن است اسرائیل خود را ناتوان از تعقیب "نیروهای نیابتی" ایران بیابد: در جهانی که ایران بر تامین انرژی بسیاری از کشورها نفوذ دارد، اسرائیل می‌تواند با فشار بین‌المللی عظیمی برای تحریک نکردن تهران در لبنان، غزه یا هر جای دیگر مواجه شود.

وضعیت جدید در تنگه هرمز همچنین باعث تغییر قابل توجهی در قدرت و نفوذ نسبی، چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطح جهانی، خواهد شد. در منطقه، ایالات متحده خود را به عنوان یک ببر کاغذی ثابت کرده و کشورهای خلیج فارس و سایر کشورهای عربی را مجبور به پذیرش ایران کرده است. همانطور که "روئل گرشت" و "ری تکیه"، محققان ایران، اخیرا نوشتند: "اقتصادهای کشورهای عربی خلیج فارس زیر چتر هژمونی آمریکا ساخته شده‌اند. اگر این [قدرت] - و آزادی دریانوردی همراه با آن - را از بین ببرید، کشورهای خلیج فارس ناگزیرمجبور به کرنش در برابر ایران خواهند بود."

آنها تنها نخواهند بود. همه کشورهایی که به انرژی خلیج فارس وابسته هستند، باید ترتیبات خود را با ایران تعیین کنند. آنها چه انتخابی خواهند داشت؟ اگر ایالات متحده با نیروی دریایی قدرتمند خود نتواند یا نخواهد تنگه را باز کند، هیچ ائتلافی از نیروها با کسری از توانایی آمریکایی‌ها نیز قادر به انجام این کار نخواهد بود. 

ابتکار عمل انگلیس و فرانسه برای نظارت بر تنگه پس از آتش‌بس کمی به شوخی می ماند. امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، روشن کرده است که این "ائتلاف" فقط در شرایط صلح‌آمیز در تنگه فعالیت خواهد کرد: این ائتلاف کشتی‌ها را اسکورت خواهد کرد، اما تنها در صورتی که آنها به اسکورت نیاز داشته باشند. با این حال، با کنترل ایران، تنگه برای مدت طولانی دوباره امن نخواهد بود. احتمالا چین تا حدودی بر تهران نفوذ دارد، اما حتی چین هم نمی‌تواند به تنهایی تنگه را باز کند.

یکی از اثرات این تحول ممکن است یک مسابقه دریایی قدرت‌های بزرگ در حال گسترش باشد. در گذشته، اکثر کشورهای جهان، از جمله چین، برای پیشگیری و مقابله با چنین شرایط اضطراری روی ایالات متحده حساب می‌کردند. اکنون کشورهای اروپایی و آسیایی که به دسترسی به منابع خلیج فارس وابسته هستند، در برابر از دست دادن منابع انرژی که برای ثبات اقتصادی و سیاسی آنها حیاتی است، درمانده هستند. آنها تا چه مدت می‌توانند این وضعیت را تحمل کنند تا بتوانند ناوگان خود را به عنوان وسیله‌ای برای اعمال نفوذ در جهانی که هر کشوری برای خود تصمیم می‌گیرد و نظم و پیش‌بینی‌پذیری از بین رفته است، بسازند؟

شکست آمریکا در خلیج فارس پیامدهای جهانی گسترده‌تری نیز خواهد داشت. تمام جهان می‌تواند ببیند که تنها چند هفته جنگ با یک قدرت درجه دو، ذخایر تسلیحات آمریکا را به سطوح بسیار پایین و خطرناکی رسانده است، بدون اینکه هیچ راه حل سریعی در چشم‌انداز باشد. سوالاتی که این موضوع در مورد آمادگی آمریکا برای یک درگیری بزرگ دیگر مطرح می‌کند، ممکن است "شی جین پینگ" رئیس جمهوری چین را به حمله به تایوان یا ولادیمیر پوتین را به تشدید حملات خود علیه اروپا ترغیب کند یا نکند. اما حداقل متحدان آمریکا در شرق آسیا و اروپا باید در مورد قدرت ماندگاری آمریکا در صورت وقوع درگیری‌های آینده نگران باشند.

سازگاری جهانی با دنیای پساآمریکایی در حال شتاب گرفتن است. جایگاه مسلط آمریکا در خلیج فارس که زمانی در سلطه کامل بود، تنها اولین مورد از تلفات بسیار این روند است.

 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
همتی: نرخ ارز تحت کنترل است؛ افزایش ۱۰ درصدی پس از تنش‌ها سندرز: آمریکا به صدها بیمارستان نیاز دارد نه جنگ‌های بی‌پایان! خسارت به ۱۲۸۸ مدرسه در جنگ اخیر؛ پایان بازسازی ۱۰۱۸ واحد پیروزی دختران هندبال ایران در گام نخست قهرمانی آسیا وام ۵۰۰ میلیونی خرید لوازم خانگی برای زوج‌های جوان ویتکاف و کوشنر احتمالا به مسکو سفر می‌کنند ادعای ترامپ: بالاخره به اورانیوم غنی‌شده ایران که زیر آوار مدفون شده، خواهیم رسید/ ممکن است حملات را دو هفته ادامه دهیم متلاشی شدن ۱۲۹ باند سرقت؛ قاطعیت پلیس آگاهی در شرایط حساس سفیر پاکستان: گفت‌وگوها میان ایران و آمریکا به بن‌بست نرسیده است پیش‌بینی وزش باد شدید و رگبار در تهران از عصر سه‌شنبه اطلاعیه انسداد تونل توحید تهران؛ معرفی مسیرهای جایگزین برای رانندگان آقای خاص به مادرید باز می‌گردد؟ مدیرعامل آرامکو: جهان در دو ماه گذشته یک‌ میلیارد بشکه نفت از دست داده هشدار سازمان خصوصی‌سازی؛ فریب پیامک جعلی سهام عدالت را نخورید مقام سابق عربستان سعودی: اگر به ایران حمله می کردیم تاسیسات نفتی و حیاتی کشورمان مورد هدف قرار می گرفت