معصومه ابتکار در اعتماد نوشت: جوامع انسانی در معرض انواع بحرانها؛ جنگ، بلایای طبیعی، فشارهای اقتصادی، محدودیت منابع و آسیبهای اجتماعی و زیستمحیطی هستند، اما تعیینکننده مسیر آینده، نه شدت و نوع بحران، بلکه میزان آمادگی و توان جامعه برای بازیابی و بازسازی است. به این دلیل، مفهوم رویکرد نوین «تابآوری اجتماعی» جایگاه ویژه در سیاستگذاریها یافته است. این مفهوم فراتر از مقاومت صرف، به توانایی بازسازی، حفظ انسجام اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی پس از بحران اشاره دارد؛ یعنی ظرفیت جامعه در مقابله با شوکها و تنشها، حفظ کارکردهای اساسی و بازگشت به وضعیت مطلوب حتی بهتر از قبل است.
این مفهوم بر چند مولفه اساسی استوار است، شامل: سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت و شبکههای اجتماعی)، توانمندیهای فردی و جمعی، دسترسی به منابع و فرصتها و وجود نهادهای کارآمد و پاسخگو، بنابراین تابآوری نه یک ویژگی ذاتی، بلکه فرآیندی قابل یادگیری و تقویت است. خوشبختانه در سیاستگذاریهای کلان کشور طی سالهای اخیر، توجه به تابآوری اجتماعی افزایش یافته است. نمونه آن، اجرای طرح «ارتقای تابآوری اجتماعی» در سطح ملی با تمرکز بر مناطق آسیبپذیر طی دولت آقای روحانی در معاونت زنان و خانواده بود که توانست از سال ۹۵ تا ۹۹، بیش از ۱۳۰۰ تسهیلگر استانی و 24 هزار و 800 نفر از اعضای جوامع محلی را در حدود ۱۱۰۰ نقطه روستایی و حاشیه شهری ۳۱ استان آموزش دهد و چنانچه ادامه مییافت امکان اجرا در تمام نقاط آسیبپذیر را داشت.
این طرح با رویکردی جامعهمحور و توانمندساز، به دنبال ایجاد ظرفیتهای پایدار در میان اقشار مختلف به ویژه زنان و خانوادهها بود. برخلاف رویکردهای سنتی که بر حمایتهای کوتاهمدت تاکید داشتند، این برنامه تلاش کرد با تقویت مهارتها و ایجاد شبکههای اجتماعی، زمینه خوداتکایی و مشارکت فعال مردم را فراهم کند.
اهداف طرح «کاهش آسیبهای اجتماعی»، «افزایش مشارکت اجتماعی»، «توانمندسازی اقتصادی و فرهنگی» و «تقویت انسجام اجتماعی» بود. محورهای اجرایی آن نیز از طریق مجموعهای از اقدامات هماهنگ اجرا شد؛ شامل:
1- آموزش مهارتهای زندگی مانند حل مساله، مدیریت استرس و ارتباط موثر
2- توانمندسازی اقتصادی از طریق حمایت از کسب و کارهای خرد به ویژه برای زنان سرپرست خانوار
3- شبکهسازی اجتماعی با ایجاد و تقویت گروههای محلی و سازمانهای مردمنهاد
4- پیشگیری از آسیبهای اجتماعی با اجرای برنامههای آموزشی و فرهنگی کاهش آسیبهایی مانند اعتیاد و خشونت.
از نقاط قوت طرح، اجرای گسترده آن در مناطق مختلف کشور و تمرکز بر مشارکت مردمی بود که توانست در اکثر موارد به «افزایش سطح آگاهی اجتماعی»، «تقویت اعتماد میان مردم و نهادها»، «ایجاد فرصتهای اقتصادی جدید»، «پررنگتر شدن نقش زنان در مدیریت خانواده و جامعه» دست یابد. برخلاف بسیاری از برنامههای متمرکز دولتی، این طرح با تکیه بر ظرفیتهای محلی به نتایجی پایدارتر دست یافت و نشان داد وقتی مردم به عنوان بازیگران اصلی در فرآیند توسعه مشارکت داده شوند، اثربخشی برنامهها به طور قابلتوجهی افزایش مییابد. بیتردید دوران پس از جنگ، یکی از حساسترین مراحل برای جوامع است. مرحلهای که علاوه بر بازسازی زیرساختها، بازسازی اجتماعی و روانی اهمیت حیاتی دارد و تابآوری اجتماعی نقش کلیدی در موارد زیر ایفا میکند:
٭ بازسازی اعتماد اجتماعی: جنگ در ایران باعث تضعیف اعتماد نشده، اگرچه معمولا سبب این مشکل میان افراد و نهادها میشود.
٭ کاهش آسیبهای روانی: تقویت تابآوری به افراد کمک میکند تا به ترمیم آسیبهای روحی بپردازند.
٭ توسعه پایدار: بدون تابآوری، توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار امکانپذیر نیست.
٭ پیشگیری از بازتولید بحران: جوامع تابآور کمتر در معرض بازگشت به چرخه خشونت قرار میگیرند.
٭ اصلاح الگوی مصرف: در جنگها فرصتی برای اصلاح الگوی مصرف ایجاد میشود. نتیجهگیری اینکه؛ بررسی تجربه طرح ارتقای تابآوری اجتماعی نشان میدهد این رویکرد میتواند به عنوان یک راهبرد موثر در مدیریت بحران و توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد. تاکید راستین و عملگرایانه بر توانمندسازی، مشارکت مردمی و تقویت سرمایه اجتماعی ازجمله عوامل ضامن موفقیت این طرح است. امروز در شرایطی که کشور پس از جنگ امریکایی-صهیونی اخیر با بحرانهای پیچیده و چندلایه مواجه است، توجه به تابآوری اجتماعی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است، به ویژه پس از جنگ، این مفهوم ستون اصلی بازسازی و حرکت به سوی آیندهای پایدار و انسانیتر است.