فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۲۲۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۲ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۲۲۷
انتشار: ۱۲:۱۲ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵

نقد زیدآبادی به لیلاز: مثال قذافی تان برای ایران بی ربط و مغلطه است!

زیدآبادی و لیلاز
اگر فردی بر اثر تهدید یک سارق، پول تو جیبی خود را به او تسلیم کند و چند سال بعد در تصادف اتومبیل جان خود را از دست دهد، هیچکس مرگ او را به دادن پول تو جیبی‌اش به سارق نسبت می‌دهد؟  این متأسفانه کاری است که آقای لیلاز و دیگران مشغول آن شده‌اند. 

احمد زیدآبادی

اینکه نظر تک تک ما شهروندان ایرانی در مورد نوع توافق تهران و واشینگتن بخصوص در بارهٔ سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده چیست، اهمیت چندانی ندارد، زیرا تصمیم‌گیر نهایی در این مورد نهادهای حاکم هستند و آنها نیز طبق ارزیابی‌های مخصوص به خود، گزینه‌ای را انتخاب خواهند کرد.

اینکه اما افرادی مانند سعید لیلاز جا و بی‌جا مورد لیبیِ سرهنگ قذافی را در این باره مثال می‌آورند، به نظر من، مثال‌‌شان هم بی‌ربط و مع‌الفارق و هم سفسطه و مغلطه‌ای آشکار است!

این افراد مدعی‌اند چون قذافی تجهیزات غنی‌سازی خود را تحویل آمریکا داد، عملاً سبب خلع‌سلاح لیبی شد و زمینهٔ حملهٔ نظامی آمریکا به آن کشور را فراهم کرد. 

در واقع قذافی هیچ نوع دانش و تکنولوژی بومی برای غنی‌سازی اورانیوم در اختیار نداشت و فقط تجهیزات ابتدایی و محدودی از این صنعت را از بازار سیاه جهانی به دست آورده بود.

جرج بوش پسر او را تهدید کرد که یا تجهیزاتش را واگذار کند و یا آمادهٔ سرنوشتی مانند سرنوشت صدام حسین در عراق باشد.

قذافی واگذاری تجهیزات محدود خود را به حملهٔ نظامی آمریکا ترجیح داد و داستان در آن مقطع که سال 1994 بود، خاتمه‌یافته تلقی شد.

قذافی پس از آن ماجرا به مدت هفت سال، بدون دردسر خاصی حکمرانی کرد تا اینکه در سال 2011 خیزش بهار عربی، لیبی را هم فراگرفت. قذافی به خلاف همتایان خود در تونس و مصر، حاضر به هیچ سازشی در مقابل خیزش عمومی نشد و شورشیان را تهدید به نابودی کرد.

باراک حسین اوباما رئیس‌جمهور وقت آمریکا که به غلط می‌پنداشت بهارعربی، طلیعهٔ استقرار دمکراسی در شمال آفریقا و خاورمیانه است، تهدید قذافی علیه جمعیت شورشی را به معنای به خطرافتادن دستاوردهای بهار عربی در منطقه دانست و تصمیم به بمباران محدود لیبی گرفت.

این در واقع داستانی مخصوص به خود بود و هیچ ربطی به داستان واگذاری مقداری تجهیزات غنی‌سازیِ به دست آمده از بازار سیاه در هفت سال پیش از آن نداشت!

حال اگر فرض کنیم قذافی در زمان بوش پسر، تجهیزات خود را به دولت آمریکا واگذار نمی‌کرد، آیا از حملهٔ نظامی آن کشور در امان می‌ماند؟ آیا آن تجهیزات محدود و ابتدایی واقعاً به‌ عنوان ابزاری بازدارنده در مقابل حملهٔ نظامی بوش عمل می‌کرد؟

وقتی صنعت بومی و پیشرفتهٔ اتمی ایران، بازدارندهٔ جنگ 12 روزه و 40 روزه نشد، چطور ممکن است صنعت اتمی ابتدایی و وارداتی قذافی چنین کارویژه‌ای به خود می‌گرفت؟ 

همینطور آیا حفظ آن تجهیزات می‌توانست مانع سرایت خیزش بهار عربی به لیبی و عواقب بعدی آن شود؟

به هر حال اگر قرار است در مورد مسئله‌ای، مثالی زده شود آن مثال باید گویا و دقیق باشد نه اینکه فقط شکلی ظاهری را دستمایهٔ هم‌سان‌انگاری دو محتوای متفاوت سازد.

در حقیقت به خلاف نظر افرادی چون آقای لیلاز، قذافی به دلیل واگذاری تجهیزات غنی‌سازی خود مورد حمله قرار نگرفت، او در ماجرایی کاملاً مجزا و متفاوت قربانی شد.

اگر فردی بر اثر تهدید یک سارق، پول تو جیبی خود را به او تسلیم کند و چند سال بعد در تصادف اتومبیل جان خود را از دست دهد، هیچکس مرگ او را به دادن پول تو جیبی‌اش به سارق نسبت می‌دهد؟ 

این متأسفانه کاری است که آقای لیلاز و دیگران مشغول آن شده‌اند. 

منبع: کانال تلگرامی نویسنده

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
طوفان ۱۰۸ کیلومتری در زابل؛ سیستان و بلوچستان در وضعیت ناپایدار جوی افزایش شمار شهدای لبنان به ۳۵۱۶ نفر ثبت رکورد جدید ارزش معاملات صندوق‌های بورسی ایران پایان همکاری پرسپولیس با سروش رفیعی آقای صداوسیما ؛ تمام کنید این چرخه تولید گران‌ترین برنامه‌هایی که کسی نمی‌بیند احضار سفیر روسیه به وزارت خارجه انگلیس ستاره آبی‌پوشان در ایستگاه پنجاه؛ نگاهی به کارنامه فرهاد مجیدی ثبت رکورد تولید ۸۰ میلیارد کیلووات‌ساعت برق در نیروگاه بوشهر ادعای گروسی درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران سنگ مزار عنایت‌ بخشی سرانجام نصب شد (عکس) هشدار سپاه به شناورهای متخلف در تنگه هرمز قالیباف: دوران تهدید بی‌هزینه ایران به پایان رسیده است خشم تصویرگران از مارتین اسکورسیزی به دلیل همکاری با یک شرکت هوش مصنوعی مردم فقیرتر شده اند ، این همه نهاد و بنیاد ثروتمند نمی خواهند کاری برای نیازمندان کنند؟! پیشنهاد تورنمنت سه جانبه برای حل چالش معرفی نماینده ایران در آسیا