فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۰۱۵۹
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۴ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۰۱۵۹
انتشار: ۰۹:۰۴ - ۱۳-۰۲-۱۴۰۵

آیا تهران آماده بحران است؟

آیا تهران آماده بحران است؟
اما آیا هر فضای زیرزمینی را می‌توان پناهگاه نامید؟ در ادبیات مدیریت بحران، پناهگاه تنها یک فضای بسته نیست؛ مجموعه‌ای از استانداردها را می‌طلبد: سیستم تهویه مستقل، ذخیره آب و غذا، برق اضطراری، مقاومت سازه‌ای در برابر انفجار یا ریزش، و امکان اسکان ایمن برای مدت مشخص.

در شهری که هرازگاهی با سناریوهای بحران، از زلزله تا جنگ دست‌وپنجه نرم می‌کند، حالا یک پارکینگ قرار است معنایی فراتر از جای پارک خودرو پیدا کند. نخستین «پارکینگ-پناهگاه» در حالی به مرحله افتتاح رسیده که قرار است در روزهای عادی میزبان خودروها باشد و در روزهای بحران، پناه هزاران نفر. پروژه‌ای که اگرچه به‌عنوان گامی تازه در مدیریت شهری معرفی می‌شود، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا تهران واقعا در مسیر ساخت یک شبکه پناهگاهی است یا با تغییر کاربری چند سازه، صرفا به ایده‌ای نمادین نزدیک می‌شود؟

به گزارش شرق، در آغازین روز هفته گذشته، مهدی اخ الصنایع، شهردار منطقه ۱۰ تهران توضیح داد که پارکینگ اعتماد با زیربنایی در حدود ۱۰ هزار و ۲۵۶ مترمربع در چهار طبقه زیرسطحی، ظرفیت ۲۷۵ واحد پارک را دارا خواهد بود؛ پروژه‌ای که از سال گذشته کار ساخت آن آغاز شده است و درحال‌حاضر در مراحل پایانی ساخت قرار دارد.

براساس توضیحات رسمی، این فضا در شرایط بحرانی از جمله جنگ، قابلیت اسکان چند هزار نفر را خواهد داشت. هم‌زمان، خبر از ساخت دو پروژه مشابه دیگر نیز داده شده؛ نشانه‌ای از آنچه می‌تواند آغاز یک مسیر جدید در طراحی شهری تلقی شود.

پناهگاه زیرزمینی چیست؟

اما آیا هر فضای زیرزمینی را می‌توان پناهگاه نامید؟ در ادبیات مدیریت بحران، پناهگاه تنها یک فضای بسته نیست؛ مجموعه‌ای از استانداردها را می‌طلبد: سیستم تهویه مستقل، ذخیره آب و غذا، برق اضطراری، مقاومت سازه‌ای در برابر انفجار یا ریزش، و امکان اسکان ایمن برای مدت مشخص.

براساس گزارش‌های تخصصی «کانون‌های تحقیقاتی پناهگاه‌های ضد بمباران»، پناهگاه تنها یک فضای زیرزمینی نیست، بلکه زیرساختی است که باید بتواند در شرایط بحران، حداقل‌های بقا و ایمنی را به‌ طور پایدار تأمین کند. در این چارچوب، استانداردهای طراحی و بهره‌برداری از پناهگاه‌ها مجموعه‌ای از الزامات فنی و خدماتی را در بر می‌گیرد که نبود هریک از آنها می‌تواند خودِ پناهگاه را به منبع خطر تبدیل کند.

مطابق این استانداردها، یک پناهگاه کارآمد باید به ذخایر ضروری شامل مواد غذایی ماندگار (کنسروی)، آب آشامیدنی و داروهای حیاتی مجهز باشد تا امکان اسکان اضطراری برای مدت مشخص فراهم شود. در کنار آن، وجود پتو و اقلام اولیه زیستی برای حفظ شرایط حداقلی زندگی ضروری است.

از نظر زیرساختی، مهم‌ترین مؤلفه، سامانه مستقل هوارسانی است؛ سیستمی که باید با فیلترهای چندلایه، قابلیت مقابله با ذرات معلق، گازهای سمی و در صورت لزوم مواد رادیواکتیو را داشته باشد. همچنین پناهگاه باید به سیستم تأمین برق مستقل، عمدتا مبتنی بر باتری برای روشنایی و تداوم عملکرد تجهیزات حیاتی مجهز باشد.

در بُعد ارتباطی، پیش‌بینی سامانه‌های رادیویی و اطلاع‌رسانی برای دریافت و انتقال اخبار در شرایط قطع زیرساخت‌های معمول، از دیگر الزامات است. علاوه‌براین وجود سرویس‌های بهداشتی استاندارد و در صورت امکان، امکانات دسترسی برای افراد کم‌توان مانند آسانسور یا مسیرهای ویژه، بخشی از حداقل‌های طراحی انسانی این فضاها محسوب می‌شود.

نکته‌ای که در این گزارش‌ها بر آن تأکید می‌شود، صرفا ایجاد این زیرساخت‌ها نیست، بلکه نگهداری مستمر و پایش دوره‌ای آنهاست.

اما در توضیحات رسمی پروژه «پارکینگ-پناهگاه»، تاکنون اشاره‌ای به این زیرساخت‌ها نشده است. نه مدت‌زمانی که افراد می‌توانند در این فضا دوام بیاورند، مشخص است، نه ظرفیت واقعی اسکان، و نه نهاد تأییدکننده استانداردهای آن.

ضعف ساختاری

گرچه تهران از ابتدای سال گذشته تاکنون دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته است، شواهد حاکی از این است که این شهر، به‌ویژه در حوزه «دفاع غیرعامل» یا «دفاع غیرنظامی» با خلأهای جدی مواجه است. تا جایی که در زمان جنگ ۱۲روزه، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، با لحنی صریح به ضعف ساختاری پایتخت در زمینه آمادگی برای حملات هوایی اشاره کرده و گفته بود: «در تهران و شهرهای دیگر به‌ صورت کامل پناهگاهی نداریم. باید از همان پناهگاه‌هایی که در برخی مناطق در زمان جنگ ساخته شده، استفاده کنیم تا در شرایط اضطراری کارآمد باشند».

در کنار این استانداردهای فنی، آنچه تصویر کلی را کامل می‌کند، فاصله‌ای است که میان «تعریف پناهگاه» و «وضعیت موجود» دیده می‌شود؛ فاصله‌ای که به گفته کارشناسان، صرفا فنی نیست و به سطح سیاست‌گذاری و نگاه به مقوله دفاع غیرنظامی بازمی‌گردد.

حسین ایمانی‌جاجرمی، جامعه‌شناس شهری و استاد دانشگاه، پیش‌تر در گفت‌وگو با «شرق» با نگاهی انتقادی به همین خلأ اشاره کرده بود. او تأکید دارد که برخلاف بسیاری از کشورهایی که در معرض تهدید قرار دارند، در ایران هنوز برنامه مشخص، تمرین‌های منظم و سازوکارهای سازمان‌یافته‌ای برای مدیریت شرایط اضطراری شکل نگرفته است. به گفته او، در بسیاری از کشورها، پناهگاه تنها یک سازه نیست، بلکه بخشی از یک «سیستم آماده‌باش» است که در آن، از پیش تقسیم کار، سلسله‌مراتب و سناریوهای عملیاتی تعریف شده است.

او دراین‌باره می‌گوید: «در دنیا کشورهایی که در معرض تهدیدند، پناهگاه‌های استاندارد دارند، سلسله‌مراتب مشخص و تقسیم کار سازمان‌یافته برای شرایط اضطراری تعریف کرده‌اند، اما ما با وجود تجربه جنگ، این حوزه را جدی نگرفته‌ایم، به‌ویژه در حوزه حملات کشور متخاصم که تقریبا می‌توان گفت یک بحث رهاشده است». این فاصله، به‌ گفته او، فقط در سطح سیاست‌گذاری کلان باقی نمانده و در وضعیت عینی فضاهای موجود نیز قابل مشاهده است.

ابلاغ ساماندهی پناهگاه‌ها

در ادامه بحثِ نبودِ یک ساختار یکپارچه برای مدیریت پناهگاه‌ها، اظهارات سردار غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور، در آبان ماه سال ۱۴۰۴، بخش مهمی از تصویر رسمی این حوزه را روشن می‌کند؛ به‌ویژه جایی که او از ابلاغ یک چارچوب مشخص برای ساماندهی پناهگاه‌ها خبر می‌دهد.

به گفته او براساس این دستورالعمل که در قالب طرح‌های ابلاغی پدافند غیرعامل تعریف شده، مسئولیت‌هایی مشخص برای نهادهای مختلف در نظر گرفته شده است؛ ازجمله اینکه شهرداری‌ها متولی ساخت و آماده‌سازی پناهگاه‌ها هستند و وزارت راه و شهرسازی نیز مکلف شده ضوابط و آیین‌نامه‌های ساخت‌وساز را متناسب با الزامات ایمنی و تهدیدات احتمالی بازنگری کند.

با این حال، جلالی هم‌زمان بر این نکته تأکید دارد که صرف ابلاغ دستورالعمل کافی نیست و اجرای مؤثر آن نیازمند بازآرایی طرح‌ها، تقویت آموزش‌ها، توسعه زیرساخت‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی است. او همچنین بر نقش نهادهایی مانند هلال‌احمر در آموزش همگانی، مدیریت بحران و تقویت پدافند مردم‌محور تأکید کرده است.

با این حال، با وجود تأکید بر ابلاغ دستورالعمل‌ها و بازتعریف نقش دستگاه‌ها، این اقدامات عملا به دوره جنگ رمضان نرسید و فرصت اجرای میدانی آن فراهم نشد. در نتیجه، همچنان روشن نیست اگر دامنه درگیری‌ها یا تهدیدها ادامه‌دار و فرسایشی شود، این چارچوب‌های ابلاغ‌شده تا چه اندازه قابلیت تبدیل به یک شبکه عملیاتی واقعی در سطح شهر را خواهند داشت.

تجربه دیگر کشورها

در بسیاری از کشورهایی که در معرض تهدیدات نظامی یا طبیعی قرار دارند، مفهوم پناهگاه از ابتدا در طراحی شهری ادغام شده است.

فنلاند

بر اساس راهنمای رسمی شهر هلسینکی، پایتخت فنلاند، درباره پدافند غیرعامل، پناهگاه‌های دفاع مدنی عمدتا در زیرزمین ساختمان‌های مسکونی و عمومی ساخته می‌شوند و در شرایط عادی نیز به‌ صورت چندمنظوره استفاده می‌شوند؛ از جمله به‌عنوان پارکینگ، فضاهای ورزشی یا کاربری‌های عمومی شهری. در این الگو، بهره‌برداری روزمره از این فضاها به‌ گونه‌ای طراحی شده که با یک سازوکار مشخص، امکان تخلیه و آماده‌سازی کامل آنها برای شرایط اضطراری در مدت کوتاه وجود داشته باشد.

طبق همین منبع، اگر این فضاها در حالت عادی برای کاربری دیگری استفاده شوند، باید بتوان آنها را حداکثر ظرف ۷۲ ساعت به‌ طور کامل تخلیه و به یک پناهگاه عملیاتی مجهز تبدیل کرد.

همچنین مدیریت و نگهداری این پناهگاه‌ها بر عهده مالکان ساختمان است و برای این منظور، افراد مشخصی آموزش می‌بینند تا در شرایط اضطراری بتوانند وضعیت فنی و عملیاتی فضا را تضمین کنند. در کنار این پناهگاه‌های ساختمانی، هلسینکی مجموعه‌ای از پناهگاه‌های بزرگ‌تر در دل سنگ بستر شهر و همچنین ایستگاه‌های مترو دارد که در صورت نیاز، قابلیت تبدیل به پناهگاه عمومی را دارند. درواقع این ساختار نشان می‌دهد که در مدل هلسینکی، کاربری‌هایی مانند پارکینگ یا زیرساخت‌های شهری از ابتدا با نگاه «دوگانه» طراحی می‌شوند؛ به‌ گونه‌ای که در شرایط عادی در چرخه زندگی شهری قرار دارند و در شرایط بحران، به‌سرعت وارد کارکرد دفاعی می‌شوند.

سوئیس

بر اساس توضیحات منتشرشده در وب‌سایت رسمی اداره فدرال پدافند غیرنظامی سوئیس، سازه‌های حفاظتی در این کشور به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی امنیت غیرنظامی طراحی شده‌اند و کارکردی فراتر از یک فضای اضطراری ساده دارند. این زیرساخت‌ها در درجه اول برای حفاظت از جمعیت غیرنظامی در شرایط درگیری‌های مسلحانه به‌ویژه در سناریوهای مرتبط با سلاح‌های کشتار جمعی تعریف شده‌اند. اما هم‌زمان باید در برابر بحران‌های طبیعی مانند زلزله، افزایش آلودگی رادیواکتیو یا خطرات حاد محیطی نیز قابل استفاده باشند.

در مدل سوئیس، اصل «پوشش همگانی» مبنا قرار گرفته است؛ به این معنا که برای هر شهروند باید پناهگاهی در نزدیکی محل سکونت تضمین شود و در عمل نیز برای تقریبا کل جمعیت کشور ظرفیت پناه‌گیری وجود دارد. این زیرساخت‌ها تنها به پناهگاه‌های مسکونی محدود نمی‌شوند، بلکه شامل مجموعه‌ای از اماکن حفاظت‌شده مانند پست‌های فرماندهی، مراکز امداد و بیمارستان‌های زیرزمینی نیز هستند که برای تضمین تداوم مدیریت بحران و خدمات حیاتی طراحی شده‌اند. در کنار این، یک مفهوم بلندمدت توسعه زیرساخت نیز تعریف شده که هدف آن حفظ و به‌روزرسانی شبکه پناهگاه‌ها در افق ۱۵ تا ۲۰ساله است، بدون آنکه اصل پوشش جمعیتی در آن تضعیف شود.

ارسال به دوستان
اطلاعیه محدودیت ترافیکی در بزرگراه صدر و تونل نیایش سخنگوی دولت: مشکلی در تأمین ورق‌های فولادی وجود ندارد طرح 3 مرحله ای ایران برای آمریکا : آمادگی برای بحث تعلیق 15 ساله غنی سازی کرملین: ترجیح می‌دهیم با توافق به اهداف جنگ اوکراین دست پیدا کنیم تهرانی‌ها مراقب باشند؛ احتمال سقوط اجسام و باد خیلی شدید مجوز چین برای صادرات 500 هزار تن فراورده های نفتی به بازارهای آسیایی ولایتی: آقای ترامپ! سیاست بین‌الملل لوکیشن فیلم «جک اسپارو» نیست پیشنهاد افزایش اعتبار ریالی و تنوع اقلام در طرح کالابرگ گفت‌وگوی فیدان و البوسعیدی درباره مذاکرات ایران و آمریکا جابه‌جایی ۲۱ هزار مسافر از فرودگاه امام در هفته اول اردیبهشت  حاشیه‌های یک معامله قیر /  بررسی ادعاها درباره معاملات نفت جی   جزئیات ثبت‌نام ناشران در نمایشگاه مجازی کتاب دلایل ناسا مبنی بر مناسب بودن مریخ باستانی برای حیات نخست‌ وزیر انگلیس: بازگشایی تنگه هرمز هم اوضاع را به حالت قبل بازنمی‌گرداند ناپدید شدن ۲ نظامی آمریکا در رزمایش مراکش