فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۳۱۰۴
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۸ - ۰۶-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۳۱۰۴
انتشار: ۰۹:۱۸ - ۰۶-۱۲-۱۴۰۴
باب چهارم حکایت سوم

با سعدی در گلستان : نشنیدی که صوفی‌یی می‌کوفت / زیرِ نعلینِ خویش میخی چند؟

سعدی
جوانی خردمند از فنونِ فضایل حظّی وافر داشت و طبعی نافر. چندان که در محافلِ دانشمندان نشستی، زبان سخن ببستی. باری پدرش گفت: ای پسر! تو نیز آنچه دانی، بگوی. گفت: ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.
این حکایت را با خوانش مهرداد خدیر بشنوید
 
عصر ایران ــ جوانی خردمند از فنونِ فضایل حظّی وافر داشت و طبعی نافر. چندان که در محافلِ دانشمندان نشستی، زبان سخن ببستی. باری پدرش گفت: ای پسر! تو نیز آنچه دانی، بگوی. گفت: ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.
 
نشنیدی که صوفی‌یی می‌کوفت
زیرِ نعلینِ خویش میخی چند؟
 
آستینش گرفت سرهنگی
که: بیا نعل بر ستورم بند

تمام حکایت های گلستان سعدی را با متن و صدا اینجا بخوانید و بشنوید

ارسال به دوستان