فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۵۹۶۹۵
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۸ - ۲۳-۰۲-۱۴۰۴
کد ۱۰۵۹۶۹۵
انتشار: ۱۸:۴۸ - ۲۳-۰۲-۱۴۰۴

اولین داروخانه شبانه روزی ایران کجا بود؟

اولین داروخانه شبانه روزی ایران کجا بود؟
آرسن میناسیان داروساز ارمنی و مشهور به (مسیح گیلان) در سال 1346 اولین داروخانه شبانه روزی ایران را با نام کارون در رشت تاسیس کرد.

عصر ایران - داروخانه کارون را که اولین داروخانه شبانه روزی ایران بود همه رشتی ها و حتی گیلانی ها می شناختند. صاحبش ارمنی نیکوکاری بود با نام (آرسن میناسیان) که یک داروساز تجربی بود. شهرت نیک او در میان مردم بیشتر بدین علت بود که داروهای کمیاب و گران قیمت را بدون هیچ چشمداشت مالی در اختیار نیازمندان و بیماران قرار می داد و آنها هم در حد وسع مالیشان مبلغی را به آرسن پرداخت می کردند.

او برای مدتی طولانی شب ها به تهران می رفت و از آنجا داروهای کمیاب را به رشت می آورد و در واقع در همین سفرها و شب بیداری ها فکر شبانه روزی کردن داروخانه به سرش زد.

اما از همه آینها گذشته مردم داریش او را امین مردم رشت ساخته بود به طوری که مثلا در یک مورد خود آرسن برای نوه هایش تعریف می کرد که روزی در زمان جنگ بین الملل دوم که رشت در اشغال سربازان روسی بود شبانگاهان پیرزنی گیلک سراسیمه به داروخانه اش آمد و به لهجه ی شیرین گیلکی نصفه و نیمه چیزهایی را گفت که معنیش این می شد که

آرسن جان به دادم برس که دخترم مهرنوش از دست رفت آخه تریاک خورده خودشو بکشه

وقتی آرسن سوار درشکه شد و به همراه پیرزن به طرف خانه او در خارج از شهر می رفتند در راه پیرزن نطقش بیشتر باز شد که اصل ماجرا چیست:

می دانی آرسن جان دخترم فریب خورد این پسره رضا البته پسر بدی نیست ولی چه کنم که خونه خرابمون کرد اگه شوهرم یا برادرای این دختر بفهمن خون هر دوشون رو میریزن

آرسن هم مدام در جواب او می گفت : شما فقط دعا کن به موقع برسیم

وقتی به منزل می رسند مهرنوش تقریبا به خواب رفته بود. آرسن هم نگذاشت و نه برداشت و یک کشیده آبدار نثار صورت دختر فلک زده کرد. پیرزن با صدای ضعیفش گفت: بزن آرسن جان بزن که لیاقت دختر همین است.

اما آرسن اشک در چشمانش جمع شده بود و به پیرزن گفت: نباید بزاریم خوابش ببره وگرنه می میره

پیرزن هم جواب داد: قربان دست موسیو دخترم نمیره تو فقط بچه رو بنداز که آبرومون نره

آرسن هم خطاب به پیرزن می گوید مگر نمی گویی رضا پسر خوبی است و دخترت که حتما دوستش دارد به رضا خبر دهید بیاید اینجا.

به ساعت نکشیده رضا پسر بلندقامت سیاه چرده شرمزده وارد اتاق پستو شد بلافاصله زار زار گریه کرد مهرنوش در حالتی نبود که بفهمد رضا آمده اما گویا صدای رضا دمی مسیحا گونه داشت و مهرنوش قوت گرفت. صبح که آفتاب زد دیگر کار آرسن تموم شده بود او نتوانسته بود بچه را نجات دهد اما مهرنوش زنده مانده بود. به ماه نکشید که آرسن در مراسم عروسی رضا و مهرنوش آواز ارمنی می خواند

برچسب ها: داروخانه ، داروساز ، ارمنی
ارسال به دوستان
captcha
پنجرۀ متفاوتی به حضور و سخنرانی رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری (فیلم) فیلمی از تعویض ضریح امام رضا(ع) با حضور رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۹ یونیوز: تهران، دمشق را به هدف‌گیری ۱۰۰ نقطه استراتژیک در صورت مداخله در لبنان تهدید کرد حمله پهپادی نیروهای مسلح یمن به پالایشگاه آرامکو در جیزان عربستان ترافیک سنگین و ممنوعیت تردد وسیله نقلیه در جاده کرج - چالوس رئیس پلیس غزه ترور شد نامه عروس معصومه ابتکار از بازداشتگاه آمریکا: قربانی اتفاقاتی شده ایم که قبل از تولدمان رخ داده است "دین" ، عهده دار هدایت یا ابزار خشونت؟ آقای انصاری! به مسیر پزشکیان بازگردید واکنش مدودف به سخن نخست‌وزیر ژاپن درباره جزایر کوریل: با عواقب وخیم روبه‌رو خواهید شد تشکیل پرونده قضایی برای مشکلات آنتن‌دهی تلفن همراه در رفسنجان/ احضار ۲ مدیرکل کمبود آب تنها نیروگاه هسته‌ای رومانی را به تعطیلی کشاند مقام پیشین آمریکایی: در بن‌بست ایران گیر افتاده‌ایم سوخت‌گیری در یک منطقه روسیه، زوج و فرد شد تصویر محله «فرمانیه» تهران حدود ۹۰ سال قبل