کد خبر ۱۰۵۷۸۳۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۲ - ۱۷-۰۲-۱۴۰۴
کد ۱۰۵۷۸۳۲
انتشار: ۰۸:۳۲ - ۱۷-۰۲-۱۴۰۴

متهم به قتل داماد: به خاطر گریه های خواهرم، شوهرش را با چاقو کشتم

متهم به قتل داماد: به خاطر گریه های خواهرم، شوهرش را با چاقو کشتم
 از دیدن خواهرم در آن حالت و گریه هایش خیلی ناراحت شدم چون مشروب خورده بودم حال طبیعی نداشتم. به سراغ شوهر خواهرم رفتم تا با او صحبت کنم. اما وقتی به آنجا رسیدم جروبحث‌مان شد به آشپزخانه رفتم تا آب بخورم که به یکباره چشمم به چاقویی لبه پنجره افتاد، آن را برداشتم و نمی‌دانم چه شد که او را زدم.
اسفند ۱۴۰۲ مأموران پلیس از قتل مرد جوانی در خانه‌اش با خبر شدند.
 
روزنامه ایران نوشت: در اولین گام از تحقیقات، مأموران به سراغ همسایه‌های مقتول رفتند.
 
یکی از آنها گفت: «من صدای درگیری شنیدم وقتی از خانه خارج شدم پسر جوانی را دیدم که با لباس‌های خونی از خانه مقتول خارج شد. مأموران بلافاصله به سراغ شیوا همسر مقتول رفتند که وی گفت: «با همسرم اختلاف داشتم و مدام دعوا می‌کردیم چون متوجه شده بودم که به من خیانت می‌کند. روز قبل از این حادثه با حالت قهر خانه را ترک کردم و به خانه پدرم رفتم. »
 
در ادامه بررسی‌ها مشخص شد پسر جوانی که با لباس‌های خونی از خانه مقتول فرار کرده برادرزن او بوده است. بنابراین پلیس وی را بازداشت کرد و متهم در بازجویی‌ها به درگیری و قتل شوهر خواهرش اعتراف کرد.
 
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای این جلسه پدر مقتول از طرف خودش و همسر و دو نوه صغیرش درخواست قصاص کرد و گفت: «پسر من هر مشکلی داشت باید به من می‌گفتند و موضوع را با صحبت حل و فصل می‌کردیم نه اینکه با چاقو جانش را بگیرند. ما به هیچ عنوان حاضر به مصالحه نیستیم و متهم باید قصاص شود.»
 
سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: «خواهرم بارها با چشم گریان به خانه پدرم آمد و از همسرش شکایت داشت؛ نمی‌خواست دیگر با او زندگی کند. خواهرم می‌گفت او با زن دیگری ارتباط برقرار کرده است. البته هربار با وساطت بزرگترها آنها آشتی می‌کردند تا اینکه شب قبل از حادثه شیوا دوباره به خانه مان آمد و گفت از دست کارهای شوهرش خسته شده است.
 
 از دیدن خواهرم در آن حالت و گریه‌هایش خیلی ناراحت شدم چون مشروب خورده بودم حال طبیعی نداشتم. به سراغ شوهر خواهرم رفتم تا با او صحبت کنم. اما وقتی به آنجا رسیدم جروبحث‌مان شد به آشپزخانه رفتم تا آب بخورم که به یکباره چشمم به چاقویی لبه پنجره افتاد، آن را برداشتم و نمی‌دانم چه شد که او را زدم اما حالا اعتراف می‌کنم که اشتباه کردم و پشیمان هستم و از اولیای دم می‌خواهم من را ببخشند.»
 
با پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
برچسب ها: خواهرم ، قتل داماد ، چاقو
ارسال به دوستان
captcha
نکاتی درباره «پیاده‌روی لنفاوی» راز دماغه متحرک کنکورد؛ شاهکار مهندسی که در هواپیماهای امروزی تکرار نمی‌شود برنج سفید یا قهوه‌ای؛ کدام برای کنترل قند خون بهتر است؟ یک کشور به‌تنهایی ۸۴۳ زبان دارد(+اینفوگرافیک) عکس یادگاری «مارگیرها با مار» در دوران قاجار طعم عجیب دهان چه چیزی درباره سلامت شما می‌گوید؟ از طعم فلزی و ترش تا تلخ و گندیده ۱۰ کتاب که آینده را با دقتی عجیب پیش‌بینی کردند؛ از هوش مصنوعی تا فناوری‌های مدرن واکنش عراقچی به تناقضات مکرون در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران؛ در روایت خود پابرجا باشید آقای رئیس‌جمهور! ورود دادستانی بم به پرونده تنبیه بدنی دانش‌آموز در دهبکری درگیری در پارلمان آلبانی در پی اعتراضات دانشجویی رایزنی تلفنی وزیران امور خارجه ایران و سنگال در مورد آخرین تحولات منطقه قیمت نفت برنت از ۱۱۳ دلار عبور کرد پیش‌بینی افسردگی در نوجوانان از روی رشد مغری آنها در کودکی تلاش ترکیه برای برگزاری نشستی با حضور وزرای ۷ کشور درمورد فلسطین، یمن و تنگه هرمز سیل در آذربایجان‌غربی جان ۲ نفر را گرفت
نظرسنجی
پیش بینی شما: قبل از انتخابات آمریکا، به ایران حمله می شود؟